تبليغاتX
کیمیای سعادت
جدید ترین اخباروبرنامه های علمی فرهنگی و هنری روز دنیا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 20:21  توسط شاهپور صدریفرد  | 

دیگه کار نکرده و نگذاشته نبوده که انجام بدی تا منواز خودت برنجونی .این عشق نیست اصراف باطه حقیققته:تحقیر احساس و عواطفه :توحین به منوموقد ساتمه:تو هم تندیس مقدس عشق من بودی و ا کنون بازیچه پنداری و تمسخر میکنی آنجه را که روزی برایت ارزش بود.باید از باور عشق بی ریا ی تو مأ یوس شد و تأ سف خورد  برای عمر له شده و تفکر اشتباه و نفس پر از رنگ و ریا کار تو:گر چه پذیرفتنش سخته ولی ناچار به اطاعتم :و سکوت:سکوتی که هرگز علامت رضا نبوده و دیگران اینگونه تعبیر میکنند و تصمیم می گیرند.راست میگویی مو عظه و پند همانند خواندن  یاسین به گوش  زبان بسته است و چشم بینا میخواهدو گوش شنوا که ما نداریم: یا نخواستیم که داشته باشیم.خیال نکن عمل کج و سستی  فکر به انتها رسیده تو خللی در نوع نگرش من به د نیا : اثر میگذارد و میزان علاقه مرا می کاهد :نه هرگز:فقط نمی خوا هم  نگاه مسموم و تعبیر باطل تو   :عشق پا کمو بیش از این آلوده  سازد و حقیرش کند. آری  تو را با همه بدیها کج روی ها و کج خلقی ها یی که خواسته یا نا خواسته ای که در حق من روا داشتی دوست می دارمو  می ستایم و  به انتظارت می نشینم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:4  توسط شاهپور صدریفرد  | 

زندگی را چه سود؟ گهی خندان : گهی گریان و حال اینک شدیم پنهان در پس پرده های اذهان؟ با تو بودن سرابی بیش نیست وبی تو فصل مرگ گلهای مریم.غم را به باغ خلوت خود خواندم و با او گفتم حدیث  غربت خود را:در این حال شب تیرگی گرفت:و باد: باد پاییزی شروع به وزید ن نمود و در خود طپید.من در انتظار پری زیبایی  بودم و اینک دیوی پلید دسته ای از گلهای زرد میخک را که نشا نه تنفر است را برایم به ارمغان می آورد .:حال چه با ید کرد؟گلهایی که روزی من در زمین دلم کاشتم  و با آب دیده سیرابشان  کردم اکنون خشک و پژمر ده گشته و طیغ شان را به سویم نشانه می روند:آنان روزی  ازباغبانی من مسرور می شدند و آواز عشق می سرو دند ولی اکنون تهد یدم می کنند و مرثیه سر میدهند.براستی این باغ را چه شده؟گویی   دست سرد روزگار تغییری در رنگ رخسارشان ایجاد نموده که نه یارای رویش دارند و نه خوی سازش.باید شکست طلسم  نا بودی خزان گلها راو با ور کرد آنچه را که میدانم باورش سخته.

****************************************************

بگو با دلی که اسیره چه کنم ، با این خاطره های تیره چه کنم
گیرم منو یک عمری زنده بذاری ، با روحی که داره می میره چه کنم

خدایا مگه به درد دل آدما گوش نمی دی
مگه ندیدی دل ها رو ، نشونی گرفته پریدی
دستای منو بگیر و رهام کن ، از این نا امیدی
از سیاهی به سپیدی
کوک ناقوس دلم ، کوک ناقوس دلم ، از من صدا کن خدا
نذار بپوسه دلم ، آغوشتو وا کن خدا
مثل فانوس دلم شعله شو به پا کن خدا
کوک ناقوس دلم ، از من صدا کن خدا
نذار بپوسه دلم ، آغوشتو وا کن خدا
مثل فانوس دلم شعله شو به پا کن خدا ، ای خدا

بگو با نفس بریده چه کنم ، با این جون به لب رسیده چه کنم
می خوام نگم از این غم توی دلم با زجری که به سینه می ده چه کنم
همه ی گلایه ها و غم های من از روزگاره
دل سوت و کور من ، تنها و بی کس بی قراره
جز توی آغوش گرم محبت تو جایی نداره
با تو کار غصه زاره
کوک ناقوس دلم ، از من صدا کن خدا
نذار بپوسه دلم ، آغوشتو وا کن خدا
مثل فانوس دلم شعله شو به پا کن خدا
کوک ناقوس دلم ، از من صدا کن خدا
نذار بپوسه دلم ، آغوشتو وا کن خدا
مثل فانوس دلم شعله شو به پا کن خدا ، ای خدا

پویا بیاتی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 22:1  توسط شاهپور صدریفرد  | 

 

تولد، یه نطقه عطف‌ه تو زندگی ِ آدم، یه جور اوج‌ه، نوک ِ قله‌س. خیلی کلیشه‌ای‌ه، بذارید یه جور دیگه بگم؛ آدم از روز تولدش که می‌گذره تا یه مدتی معمولا شارژه، حال‌ش خوبه به خاطر اتفاقات ِ خوبی که (احتمالا) تو تولدش افتاده؛ هی یادش می‌کنه و هی می‌گه «آخی..». یه مدت می‌گذره، دیگه یادش میره و زندگی ِ عادی ادامه داره؛ تا اینکه سختی‌ها شروع میشه، اتفاقات ِ بد، خبرهای مزخرف، دروغ، آدم‌کشی، قتل، دعوا، طلاق احیانا، زد و خورد؛ اینا واقعیت‌های زندگی‌ن، لاجرم باید تحمل‌شون کرد و گذروندشون؛ زندگی هنوز ادامه داره، مثلا شیش‌ماه بعدش یاد ِ تولدش میفته و کمی خوشحال میشه، خوشحالی‌یی در حد ِ چندساعت شاید؛ یه خورده دیگه که می‌گذره به ته ِ ته ِ بدبختی‌ها سقوط می‌کنه و تاریکی محض رو می‌بینه فقط؛ مهم نیست، ادامه میده، به امید یه روزی؛ «روز تولد». یه خورده می‌گذره و تولدش دوباره میاد، یه سال گذشته؛ داغون‌ه، خسته‌س، چیزی خوشحال‌ش نمی‌کنه، همه‌چی بی‌خوده، اما تولد‌شه؛ زمانی که به امید اون روز داشت سختی‌ها رو تحمل می‌کرد. اما حضور تو جمع ِ کسانی که دوس‌شون داره و(احیانا) دوس‌ش دارن، کمی حال‌ش رو بهتر می‌کنه؛ کمی می‌خنده، کمی شاد میشه، کمی فراموشی بهش دست میده، این خوبه، دوستاش رو دوست داره و نمی‌خواد از دست‌شون بده………می‌گذره تولدش هم، و دوباره همون دروغ هنوز وجود داره؛ تولد، یه نطقه عطف‌ه تو زندگی ِ آدم، یه جور اوج‌ه، نوک ِ قله‌س.

""

"شاهپور"

قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
چی کار کنم مسافرم...

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن طاقت بیار
نامه رو خط خطی نکن
دو جمله رو هم دووم بیار
باور نکن یه بی وفام
نامه میذارم و میرم
نه ،
قسمت زندگی اینه
به کی بگم مسافرم...

سهم من از تو دوری
تو لحظه های بی کسیم
قشنگی قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم.......

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشه
تموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه........

".مجید خراطها "

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:42  توسط شاهپور صدریفرد  | 

منو دیگه نمی خوای خودم اینو میدونم: اینقد ر نیار بهونه بس کن مگه من دیونم:بچه که نیستم دیگه چشمات به من دروغ نمی گه:هر چی که بود تموم شد : هر چی که بود تموم شد زندگیمم حروم شد :یادت میاد میگفتی دوستت دارم دیونه :همه چیمی تو  دنیا هرچی بگی همونه:بگو بگو چی شد اون حرفا اون وعده و وعیدا؟ نگاتو از من نگیر :کو گرمی اون دستات؟ بگو پیشم میمونی نه نگو که نمیتونی:" باورم نمی شه  داره همه چی تموم میشه:دیگه فرصتی نیست اون رفت وا سه همیشه:دنیا نمی خوام اینجا بمونم :منتظر بشینم ".

"شاهپور "

چند روزه نگاهت سرده
دیگه باورم نداره
چند روزه نگاهت سرده
دیگه باورم نداره
چند روزه دستای سردت
دستام و تنها میذاره
چند روزه پلک چشمام
روز و شب نفس می باره
می باره
هر شبم شباش زیاده
چشماشو رو هم میذاره
اگه قلب تو سیاهه
قلب من روشن و نوریست
اگه قلبت دل سنگه
واسه من سنگ صبوری
فکر می کردم تو همیشه مهربونی
میرم اونجا بی تو باشم
بی خداحافظ بی نشونی
خدا نشونشو از کی بگیرم
دارم دق می کنم بزار بمیرم
آخه هنوز دلش از جنس سنگه
هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه
چطور دلش اومد از پا بیافتم
بهش نازک تر از گل هم نگفتم
باور ندارم منو تنها میزاره
دلم واسش یه زره شد اما دیگه نیست
لعنت به تو ای دست سرد روزگار
حالا فقط من موندم و این چشای خیس
هر چی به من بگی واست همون میشم
فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر
ای دل صبور و بی کس من
اون نمیاد دیگه پیشت بهونه نگیر
این آهنگو برای دوست گلم مریم اینجا مینویسم که مجید رو خیلی خیلی خیلی ... دوست داره و بارها با آهنگاش گریه کرده و هر روز بارها و بارها غم ها و دلتنگی هاشو با مجید تقسیم می کنه
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
شکایت از دلم دارم متهمه به عاشقی
دلی که پر کشیدو رفت اما هنوز تو عاشقی
این دل زندونی من مجرم بند اوله
چی بگم از کجا بگم فقط شکایتوگله

".مجید خراطها "

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:40  توسط شاهپور صدریفرد  | 

 

صد دفعه گفتم من  به تو که عاقبت نداره عشق:با اینکه قلب خسته ام با جون و دل واست نوشت"روی دریا خونه ساختی ساده دل"خیلی دیر یارو شناختی ساده دل:تو غبار ناگوار عاشقی همه هستیتو باختی ساده دل:منم اون عاشق دیونه اون که اومدم باز به در خونه اون:اما اومدم تا که نفرینش کنم :نفرینم به قلب سنگینش کنم:آه ای ساده دل نفرین که کار قلب  تو نیست:تو برو با خط قلبت بنویس:که دیگه تنها ایا پایون نداره:آخه درد تنها ایات گلایه نیست" آخه درد تنها ایات گلایه نیست"

اگه اراده بکنم تو رو کنارت میزارم                         ولی نمیدونم چرا؟پا بند تم دوستت دارم

شاید میخوای به پای تو : بیوفتم التماس کنم؟                ولی بدون اگه بخوام :من نقره داغت می کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 18:57  توسط شاهپور صدریفرد  | 

ای پدر جان منم  شاهپورت"ای امید منو ای شادی تنهایی من"به خدا این صد ومین نامه بود"از چه رویی جوابم ندهی"یاد داری که دم رفتن تو"دامنت بگرفتم؟ من به تو میگفتم پدر این بار نرو" پدر این بار نرو"من همان  روز بله فهمیدم"سفرت طولانیست"از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی؟بخدا خسته شدم :بخدا قلب من آزرده شده"چند سال است که من منتظرم"هر صدایی که ز در می آید همچو مرغی مجروح"پا برهنه سوی در تا خته ام"بسکه عکست ز بغل بگرفتم :رنگ از روی منو عکس چو ماهت رفتست"من و داداش م بر سر عکس تو دعوا داریم: بسکه پیراهنتو بوید م:بسکه در حال دوعا روبه سجاده تو اشک نشان نالید م طاقتم رفته دگر:پای من سست شده"دل من بشکسته"بخدا خسته شدیم :بخدا خسته شدیم"پدرم گر تو بیایی بخد ا من ز تو هیچ تقاضا نکنم"لحظه ای از پیشت جای دیگر نروم"هر چه دستور دهی من بلا فاصله انجام دهم"همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم"جان شاهپور بر گرد: جان شاهپور بر گرد:د اءمأ میگویم مادرم :هر که رفته از سفر برگشته"پدر دوست من پدر همسایه پدران دیگر؟پس چرا او سفرش طولانیست؟او کجا رفته مگر؟او که هرگز دل بی مهر نداشت" او که هر روز مرا میبوسید:او که میگفت برایش بخدا دوری از ما سخت است:پس چرا دیر نمود؟آری من میدانم که چرا غمگین است"علت تأ خیرش من فقط میدانم:آخر آن موقعه ها حرف قرآن و خدا و دین بود"کربلا بود و هزاران عاشق:حرف یکرنگی بود"ظاهرو باطن افراد زهم فرق نداشت:صحبت از تقوا بود"همه جا زیبا بود:دل هم بوی صدا قت میداد:کوچه ها راست و مردم همه راست"همگی رو بخدا :همه خط ها روشن خوب و خانا بودند:حرف از ایمان بود حرف از تقوا بود"اما امروز پدر درد و دل بسیار است:همه آنچه به من میگفتی رنگ دیگر دارد"یا بسی کمرنگ است"من که میترسم .ای پدر جان خط کج گشته هنر:بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند"کجروی محبوب است"از دل غمزده من همگی بیخبرند:بروی اشک یتیما نه من جنگ شادی دارند"آری من میدانم علت غصه و اند وه تو بابا این است.پدرم من این بار مینویسم که اگر باز گشتن ز برایت سخت ا ست:من بیایم ز برت"تو فقط آدرست را بنویس:در کجا منزل توست؟مادرم میگوید پدرت پیش خداست" با همه همسفرانش آنجاست:خانه اش هم زیباست"مادرم میگوید پسرم  غصه نخور پدرت خندان است دوستت می دارد:تو اگر گریه کنی پدرت هم بخدا میگرید"همه شب لحظه خواب پدرم می آید"صورتم میبوسد:دست بر روی سرم میکشد و"من از اون لحظه دگر شادو خوشحال شدم"از خدا مییخواهم تا که جان در تنم است:تا حیاتی باقیست "مادرم چون پدرم بر سر من زنده بود:من به تو قول دهم که دگر از این پس این همه اشک غم از دیده نریزم بابا"همچو مادر دیگر از فراغ رویت:نیمه شب نوحه و زاری نکنم"پدرم خندان باش:من به تو مفتخرم: من به تو مفتخرم:

 

"شاهپور "

خاکم نکنید بذارید اونم برسه
خاکم نکنید بذارید اونم برسه
بذارید اونو ببینم وقتی به حرفم می رسه
خاکم نکنید هنوزم عشقم رو ندیدم
این همه آماده شدم یه کفن دورم کشیدن
تابوت منو بذارید اونم بگیره
حس کنم عاشقمه وقتی که گریش می گیره
اشکای اونو کی به جای من کنه پاک
خداحافظ عشقم که منو برده زیر خاک

خاکم نکنید بذارید اونم ببینه
پیکر آشفته ی من بی رمق روی زمینه
خاکم نکنید بش بگید حالا که مردم
تو این جشن خشک و خالی اونو به خدا سپردم

بگی نگی


بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه برات
بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات
بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده
باز هوای تو رو دارم
بهونه هام خیلی شده

بخوای نخوای دوست دارم
بیای نیای منتظرم
بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری

بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه برات
بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات
بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده
باز هوای تو رو دارم
بهونه هام خیلی شده

کاشکی تو گرمای نگات بغض یخیمو بشکنم
حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم
تو لحظه های خستگیم سر روی شونت بذارم
تو اوج بی کسیم نیای به گریه عادت میکنم



هر جا بری هر چی بشه بدون که دل نمی کنم
هر کی سر راهت اومد بدون که عاشقت منم
هر چی بگی همون میشم هر چی بخوای بهت میدم
هر جا بری باهات میام جواب قلبتو میدم

اما بدون بدون تو روز و شبم نمیگذره
اگه که پیشم نباشی دیگه خوابم نمیبره
اما هنوز تو خاطرم یاد تو میمونه بدون
این دفعه هم طاقت بیار یه روز دیگه پیشم بمون
دیگه پیشم بمون دیگه پیشم بمون

حالا که میری از پیشم فقط بدون دوست دارم
بیا که دل تنگت میشم سر روی شونت بزارم
هر جا باشی بدون که من چشمام هنوز به راهت
چه جوری که واسه تو جدایی خیلی راحت

اگه بری نمیتونم یه لحظه همراهت باشم
داری میری فقط بگو تا کی چشم به راهت باشم
حالا که میری از پیشم فقط اینو یادت باشه
گرچه دلم سیر ازت خدا نگهدارت باشه خدا نگهدارت باشه

یه روز دیگه پشم بمون ..

".مجید خراطها "


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 15:55  توسط شاهپور صدریفرد  | 

روز کاری سختی داشتم و حسابی خسته شده بودم سرم داشت از شدت درد منفجر می شد:خسته و کوفته با هر زحمتی که بود :خودمو به خونه رسوندم..مادرم تا منو دید ازم سوأل کرد چرا رنگت پریده؟ومن گفتم چیزیم نیست:فقط خسته ام و باید استراحت کنم:در ظمن منو واسه شام بیدار نکن رو تختم دراز کشیدم :.چشمام از شدت خستگی سنگین شده بودو کم کم خواب بهم چیره شد خواب دیدم که:  می بایست به تهران بیام :پس باید خودمو آماده میکردم تا مثل گذشته نکنه که نشه ببی نمش:آخه دفعه پیش موقع عید بودو  من یه روز مونده به عید رسیدم و جون اون شغل  اداری داشت:نتونست که بیاد.البته من تا عید و حتی روز بعد از عید م اونجا بودم ولی موفق به دیدنش نشدم:برای همین نمیخواستم که این مسعله دوباره تکرار بشه پس هر جه در توان داشتم  بکار بردم تا مبادا بد قولی کنمو عازم تهران شدم:اولش قرار بود با ماشین خودم راهی بشم ولی دوستم گفت :بیا با هم با ماشین من بریم و من قبول کردم .و حرکت کردیم.در راه یاد م  افتاد که یه چیزی رو فراموش کردم:آخه قرار بود چند بسته گز براش سوغات بخرم:برای همین به دوستم گفتم هر جا گز فروشی دیدی خبرم کن:و اون هم دم یه شیرینی فروشی ایستاد و من هم برای اون و هم برای دوستش سوغاتی گز خریدم.از شادی در پوست خودم نمیگنجیدم و بی صبرانه به انتظار رسیدن و دیدار با اون داشتم:و مکررأ از دوستم میپرسیدم پس کی میرسیم:دوستم خنده ای کرد و می گفت شش ماه به دنیا اومدی؟شب میرسیم.دیگه شب رسیده بود و به شهر تهران رسیدیم.شب رو خونه دوستم سپری کردم .صبح شد و من بیقرار و کم تحمل هنگام سحر به اون زنگ زدم و از اونجایی که به  شهر تهران و محل قرارآشنایی نداشتم:آدرسو ازش پرسیدم.محل قرار ما ترمینال جوب بودو من با عجله خودمو به اونجا رسوندم:بی خبر از اینکه اون زودتر از من رسیده بود و تشویش و سر در گمی منو نظاره میکرده و تو دلش بهم میخندید.به محل قرار که رسیدم همه رو زیر چشمی نگاه میکردم و زیر لب میگفتم اینه یا اونه؟که ناگهان صدایی شنیده شد و اون گفت سلام:من که حول شده بودم زبونم بسته شده بود و با صدایی لرزون جوابشو دادمو با هم سوار مترو شدیم"در راه بهم زنگ زد و گفت هر جا من بهت تک زنگ زدم پیاده شو:من هم با تکش از مترو بیرون اومد م میخو استیم بریم   پارک میرداماد.داخل پارک شدیم و بروی یه صندلی که اون انتخاب کرد نشستیم:عقل از سرم پریده بودو نمی دونستم گریه کنم یا بخندم:بغض راه گلومو بسته بودو چشمام به چشمهاش خیره شده بود:دلم نمیخواست هیچ کسو هیچ چیز دیگه ای یو جز اون ببینم:آنقدر مات و مبهوتش شده بودم که گاهی منو متوجه خودم می کردو بهم می گفت که دوستم داره و هیچ وقت ازم جدا نمیشه.دقیقه ها تندو تند تموم میشدند و وقت پایان ملاقا تو بهم گوشزد میکردند. ی باید میرفت که به زند گیش و کاراش برسه:گر چه من راضی نبودم ولی به اجبار قبول کردم.ولی ازش قول گرفتم که دوباره ببینمش :من که عاشقش شده بود مو دور یش رو تحمل نمیکردم: و هر وت فرصتی پیش میو مد حتی تو دندون پزشکی تنهاش نمیزاشتم و برای دیدنش حتی یه لحظه مرفتم. انگار  بهم الهام شده بود که دیگه نمیبینمش و این دیدار:دیدار آخره:پس باید سیر نگا هش می کردم تا هرگز از یادم نره.اون که پی برده بود که من گرفتارش شدم و نمی تونم به زندگیم بی اون ادامه بدم بعد ها:یه بهونه گرفت و با عصبانیت و اخم سرم داد کشید و باهام دعوا کردو  منو رنجوند :شاید کارش باعث شد: که برنجم ولی هرگز از عشقم نسبت بهش کم نکردو هنوز تا هنوزه دوستش دارمو عاشقشم.

 

 "گاهی  کپی از اصلش واقعی تره"

"شاهپور "

 

 
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاره
وقی بی تو تک و تنهام زندگیم منم نداره
از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم
فکر میکردم میرسی یه روز تو بیکسیم بدادم
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه های آخر تو توی قلب من میمونه
هیشکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه
رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوزم تورو رو از دلم نرونده
چشم براه تو میمونم تا که برگردی دوباره
میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره
گفتن لحظه آخرواسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه
هیشکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم چشم براه تو میمونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم
اما هرکجا که هستی منو تو دلت نگه دار
با چشمای خیس و گریون من میگم خدانگهدار

مجید خراطها

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:55  توسط شاهپور صدریفرد  | 

تقویمی بی بهار

بگین بباره بارون - دلم هواشو کرده

بگین تموم شدم من – بگین که بر نگرده

بهش بگین شکستم- بهش بگین بریدم

نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم

برهنه زیر بارون- خرابو دربو داغون

از آدما فراری- از عاشقا گریزون

بزار کسی نبینه غرور گریه هامو

بزار کسی نفهمه-غم تو خنده هامو

تنم داره میلرزه تو این هوای هرزه

گاهی نداشتن دل به داشتنش میرزه

گاهی نداشتن دل به داشتنش میرزه

****************************************

 

اون که یه وقتی تنها کسم بود "تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذا شتو رفت از کنارم"از درد دوریش من بی قرارم

خیال میکردم پیشم میمو نه ترانه عشقواسم میخو نه"

خیال میکردم یه همزبون نمیدو نستم نا مهربون

با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم

فکرو خیا لش همش با هام هر جا که میرم جلو چشام:جلو چشام

دلم میخواد تادووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم

"اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم:نمی تونم  من طاقت بیارم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:53  توسط شاهپور صدریفرد  | 

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند ، تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست .  چه حسی است دوست داشتن کسی که تمام وجودت را فراگرفته و حال غروری که مانع از بیان احساس درونت شود ، امروز تمام هستی ام را باخته ام دیگر نه راهی برای برگشت دارم و نه بهانه ای برای ماندن من مقصر بودم تمام احساساتش را نادیده گرفتم غرورش را خورد کردم با عشقش بازی کردم ، اما حال پشیمانم میخواهم دوباره برگردد امّا ....... کاش می شد . رفته ، مرا از دل رانده ، دیگر جای در قلبش برای من نیست دیگر فراموش شده ام می نویسم تا بداند دوستش دارم .

.

.

.

امروز زیباترین و قشنگترین خاطراتم را مرور می کنم امّا این بار با حسرت هرگاه به گذشته فکر می کنم به وقتها و لحظاتی که قشنگترین حرفها را برایم می گفت به زمانی که با قشنگترین جملات بازی میکردیم به لحظه ای که برای اولین بار دیدمش ، به شبهای که تا صبح با یادش می خوابیدم ، به لحظه ای که میشماردم تا برگردد تا بتوانم دوباره ببینمش به رویاهای که درنیمه راه ماندن . حالا من خسته ..... نا امید ..... به آخر رسیده ..... همیشه دلم میخواست به سفیدی برسم و به اوج امّا دارم از همون اوج پرت میشم پایین لحظۀ آخر ............. سقوط از همۀ اندیشه هام ....... " پایان زندگی "

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:50  توسط شاهپور صدریفرد  | 

خدا حافظ ای  خونه ی  خالی   من

خداحافظ ای  عشق   پوشالی   من

خداحافظ ای  گرد و  خاک  نشسته

خداحافظ ای  شیشه های  شکسته

خداحافظ ای  خاطرات  پر از  درد

خداحافظ ای لحظه های غم وسرد

خداحافظ ای  عمر  بیخود  گذشته

خداحافظ ای    نامه های   نوشته

*********************

من و لحظه ها و من و غصه ها

من   و   پاکی    قلب   بی انتها

من  و سالها  دوری  از آسمون

من و عشق  گم گشته بی نشون

من  و وعده های  سراسر فریب

من  و حرفهایی  که ماندن غریب

من  و انتظار   و   من  و  انتظار

من  و  قلب  پا  خورده ی  بی قرار

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 15:36  توسط شاهپور صدریفرد  | 

بمون   ولي   به   خاطر   غرور   خسته ام  برو

برو   ولي   به   خاطر  دل   شكسته ام   بمون

به  موندن   تو   عاشقم  به   رفتن   تو   مبتلا

شكسته ام   ولي   برو  ،   بريده ام   ولي   بيا

چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم

اسير  قهر   و   آشتي    ميون   آب  و   آتشم

چه   عاشقانه   زيستم  چه  بي صدا   گريستم

چه  ساده  با  تو هستم و چه ساده بي تو نيستم

تو   را  نفس  كشيدم   به  گريه  با  تو  ساختم

چه   دير   عاشق   شدم   چه  ديرتر  شناختم

تو  با  مني  و  بي توأم  ببين  چه   گريه   آوره

سكوت   ک   سکوت  کن  سكوت  حرف  آخره

ببين چه سردو بي صدا ببين چه صاف و ساده ام

گلي  كه  دوست  داشتم  به  دست باد  داده ام

بمون   كه  بي  تو   زندگي   تقاص   اشتباهمه

عذاب   دوست    داشتن   تو  تلافی   گناهمه

عبدالجبار کاکایی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 12:18  توسط شاهپور صدریفرد  | 

شبیه  برگ  پاییزی ، پس از تو  قسمت  بادم

خداحافظ ، ولی  هرگز  نخواهی  رفت  از  یادم

خداحافظ ، و این  یعنی  در اندوه  تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی  تو لحظه ای حتی  دلم  طاقت  نمی آرد!

و  برف  نا امیدی  بر سرم   یکریز  می بارد

چگونه  بگذرم از عشق ، از  دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای همپای شبهای  غزل خوانی

خداحافظ ،  به  پایان  آمد  این  دیدار  پنهانی

خداحافظ ، بدون  تو گمان  کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون  من  یقین  دارم که  می مانی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:58  توسط شاهپور صدریفرد  | 

قرارره با این کلمات یه انشاعی بنویسم که پایان خوشی داشته باشه.شما میتونید کمکم کنید؟

تهران- عید- پارک میرداماد- مترو- دندان پزشکی-بانک مرکزی- ترمینال جنوب- حسرت- تصادف- طلاق- شکستگی- بیقراری- جنون-درماندگی-و جدایی"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 10:6  توسط شاهپور صدریفرد  | 

هر انسانی باید باید بداند که معبدی است که خداوند در آن ساکن است

 نباید دروازه این معبد را به حسادت، خشم، نفرت و دشمنی باز نمود

دروازه معبد خداوند را فقط به روی عشق باز کنید

 به روی رقص، شادمانی و نیایش .

 ببخش آنچه را نمی توانی ببخشی.

عشق چراغ معبد خداوند است معبد بدون نور تاریک است،

معبد را روشن کن، عشق بورز. هر روز که عشق بورزی عید است،

 روز عاشقی روز عید است. هر روز را عید کن...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7:14  توسط شاهپور صدریفرد  | 

استفاده از بهترین آنتی ویروس و دریافت آخرین یوز و پسورد ها در این مکان کلیک کنید

Maxprog MaxBulk Mailer Pro v6.8 ابزاری برای ارسال نامه های گروهی

پشتیبان گیری از پیامک ها با X-SMS نوکیا سری 60 ورژن 5

جلوگیری از اس ام اس های مزاحم با WebGate SMS Spam Manager v1.12.182

بازی Wizards Of Waverly Place

برنامه ریزی های روزانه خود را به My Notes Keeper v1.9.5.1113 بسپارید

مجموعه عکس پس زمینه موبایل – سری 32

مجموعه تم نوکیا – سری 18

نرم افزار PhonePhreak Software LightSignalPlus v1.4

بازی فوتبال موبایل Fifa 2010

پاک کردن تروجان ها با Loaris Trojan Remover 1.1.8.5

PORTABLE Aone Movie DVD Maker 2.7.0827

BufferZone Pro

بازی جدید Tiki Towers برای موبایل به صورت جاوا

سری 7 آهنگ زنگ آرام بخش و لایت برای موبایل - MP3

بازی زیبا و گرافیکی Brothers In Arms 3D برای نوکیا سری 60 ورژن 3 - Symbian OS 9.x

دانلود بازی جدید Puzzle Geddon بازی پازلی فکری برای موبایل به صورت جاوا

دانلود تم متحرک ماشین برای گوشی های موبایل سونی اریکسون - 176x220

نرم افزار جالب Mon Phase نمایش شکل ماه در لحظات مختلف - جاوا

بازی جدید دوز چهار صفحه ای برای موبایل - Four Sight بصورت فلش

ساخت تصاویر چرخشی 360 درجه پانوراما با Zoner Panora

دانلود بازی جنگی Ghost Recon 2 بصورت جاوا - By Gameloft

Thoosje's Vista Sidebar 3.1

فشرده سازی عکس ها بدون افت کیفیت با PicShrink v2.2

دانلود بازی گرافیکی و فوتبالی FIFA 09 برای نوکیا سری 60 ورژن 3 - Symbian 9.x

نرم افزار Lemur Plotter جهت رسم نمودار های ریاضی در پاکت پی سی

دریافت بک گراند و اسکرین سیور متحرک ماشینی برای گوشی موبایل - 240x320

دانلود 4 آهنگ زنگ جدید و با کیفیت به صورت ام پی 3 برای موبایل

دانلود عکس زمینه رنگی و شاد برای موبایل - 240x320

entry نرم افزار کاربردی Egg Timer جهت تنظیم زمان پخت تخم مرغ - جاوا

Broadgun pdfMachine Ultimate v13.069

مجموعه ۳۰ عکس پس زمینه در سایز ۲۴۰×۳۲۰

سه تم جدید برای نوکیا سری ۶۰ ورژن ۳

مجموعه ۵۵ عکس زیبا و با کیفیت در موضوع طبیعت

Thoosje Quick XP Optimizer

Thoosje Vista Tweaker 2.0

آخرین ورژن از فایل منیجر فوق العاده X-Plore 1.35

ایجاد شرتکات در گوشی های UIQ3 به وسیله Link Boy

بازی شطرنج برای گوشی های UIQ2

مجموعه ۳ تم جدید - نوکیا سری ۶۰

Lavalys EVEREST Corporate Edition v5.30.1900 Final

Blender 2.49 Final

نرم افزار کاربردی BBCaller v1.00 - نوکیا s60v3 & s60v5

تم ساده برای نوکیا سری ۶۰ ورژن ۳

مبدل قدرتمند Xchanger v1.06

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم شماره 254

بازی Sudden Stroke - جاوا

بازی فوق العاده NBA Pro Basketball 2010 - جاوا

زنگ موبایل - قسمت ۲۴

بازی جدید ۵ Star Games - جاوا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:31  توسط شاهپور صدریفرد  | 

فردوسي استاد بي همتاي شعر و خرد پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان است. اهميت فردوسي در آن است چه با آفريدن اثر هميشه جاويد خود، نه تنها زبان ، بلكه كل فرهنگ و تاريخ و در يك سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ايراني را جاودانگي بخشيد و خود نيز برآنچه كه ميكرد و برعظمت آن ، آگاه بود و مي دانست كه با زنده نگه داشتن زبان ويژه يك ملت ، در واقع آن ملت را زندگي و جاودانگي بخشيده است .

بسي رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده كـردم بديــن پــــارسي

فردوسي در سال 329 هجري برابر با 940 ميلادي در روستاي باژ از توابع طوس در خانواده اي از طبقه دهقانان ديده به جهان گشود و در جواني شروع به نظم برخي از داستانهاي قهرماني كرد. در سال 370 هجري برابر با 980 ميلادي زير ديد تيز و مستقيم جاسوس هاي بغداد و غزنين ، تنظيم شاهنامه را آغاز مي كند و به تجزيه و تحليل نيروهاي سياسي بغداد و عناصر ترك داخلي آنها مي پردازد. فردوسي ضمن بيان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنين ، بلكه با عناصر داخلي آنها نيز مي ستيزد و در واقع ، طرح تئوري نظام جانشين عرب و ترك را مي ريزد حداقل آرزوي او اين بود كه تركيبي از اقتدار ساسانيان و ويژگيهاي مثبت سامانيان را در ايران ببيند. چهار عنصر اساسي براي فردوسي ارزشهاي بنيادي و اصلي به شمار مي آيد و او شاهنامه خود را در مربعي قرار داده كه هر ضلع آن بيانگر يكي از اين چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: مليت ايراني ، خردمندي ، عدالت و دين ورزي او هر موضوع و هر حكايتي را برپايه اين چهار عنصر تقسيم مي كند. علاوه بر اين ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگي ما ايرانيان است كه مي كوشد تا به تاخت و تاز ترك هاي متجاوز و امويان و عباسيان ستمگر پاسخ دهد او ايراني را معادل آزاده مي داند و از ايرانيان با تعبير آزادگان ياد مي كند؛ بدان سبب كه پاسخي به ستمهاي امويان و عباسيان نيز داده باشد؛ چرا كه مدت زمان درازي ، ايرانيان ، موالي خوانده مي شدند و با آنان همانند انسان هاي درجه دوم رفتار مي شد بنابراين شاهنامه از اين منظر، بيش از آن كه بيان انديشه ها و نيات يك فرد باشد، ارتقاي نگرشي ملي و انساني و يا تعالي بخشيدن نوعي جهانبيني است.
سي سال بعد يعني در سال 400 هجري برابر با 1010 ميلادي پس از پايان خلق شاهنامه اين اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوي نشان داده مي شود. به علت هاي گوناگون كه مهمترينشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حكومتي با فردوسي باعث برگشتن فردوسي به طوس شد. استاد بزرگ شعر فارسي در سال 411 هجري برابر با 1020 ميلادي در زادگاه خود بدرود حيات گفت ولي ياد و خاطره اش براي همه دوران در قلب ايرانيان و جهانیان جاودان مانده است.
زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداريم ، تقريبا چيزي از شخصيت ، عقايد، خاطرات و افكار نظام يافته ما باقي نخواهد ماند بدون زبان ، موجوديت انسان هم به پايان مي رسد زبان ، ذخيره نمادين انديشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداري ها، افكار قالبي و انگيزه هايي است كه در سوق دادن و تجلي هويت فرهنگي انسانها نقش اساسي دارد.همگان بر اين باورند كه واژه ها در كارگاه انديشه و جهان بيني انديشمندان و روشنفكران هر دوره در هم مي آميزند تا زايش مفاهيم عميق انساني تا ابد تداوم يابد. با وجود اين ، در يك داوري دقيق ، تمايزات غيرقابل كتمان و قوت كلام سخنسراي نام آور ايراني حكيم ابوالقاسم فردوسي با همتايان همعصر خود آشكارا به چشم مي خورد زبان و كلمات برآمده از ذهن فرانگر و تيزبين او، در محدوديت قالبهاي شعري ، تن به اسارت نمي سپارد و ناگزير به گونه شگفت آوري زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسي به علت ضرورت زماني و جو اختناق حاكم در زمان خود، بالاجبار براي بيان مسائل روز: زباني كنايه و اسطوره اي انتخاب كرده است ؛ در حالي كه محتواي مورد بحث او مسائل جاري زمان است بدين اعتبار، فردوسي از معدود افرادي است كه توان به تصوير كشيدن جنايات قدرت سياسي زمان خويش را داشته است پايان سخن آن كه انگيزه فردوسي از آفريدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خلفاي عباسي و سلطه اميران غزنویی بود .


دیاکو : دیاکو بنیانگذار ایران و نخستین پادشاه سرزمین ماست دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران است در سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند. شاهنشاه دیاکو همدان ( هگمتانه‌ ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپه‌ای، هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژه‌ای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایران فرمانروایی کرد او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجاد نماید .
دياكو ابتدا توانست 7 طايفه قوم ماد را با هم متحد كند ، وي سپس به عنوان رهبر و قاضي آن 7 طايفه انتخاب شد كه اين مساله در سال 701 قبل از ميلاد مسيح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبري در بين اين 7 طايفه، وي از طرف مادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل از ميلاد مسيح حكومت كرد. ماجراهاي به قدرت رسيدن دياكو در كتاب تاريخ هرودوت آمده است. دياكو پسر كياكسار (کسی که می‌تواند خوب نشانه‌گیری کند) و كياكسار نام پدرش دیاکو را بر فرزند گذاشته بود .
فرهاد پسر دياكو و دومين پادشاه ایران بود و بين سالهاي 665 قبل از ميلاد تا 633 قبل از ميلاد حكومت كرد. مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر عليه آشوريان را آغاز كرد اما متاسفانه شكست خورد ، به دست آشور بني پال افتاد و به دست او كشته شد. جانشين فرهاد ، كياكسار نام داشت او ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر كياكسار به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بخت‌النصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌های بلند همدان و ایران دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُخت‌النصر دوم به عنوان هدیه برای همسرش دستور ساختن باغ‌های معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکم کوهساران را داشته باشد.
كياكسار در جوانی، شکست پدرش، فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیرا سربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمی آیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز به تیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
كياكسار با این نیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به او خبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابله با آنان شتافت. كياكسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و از آنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و كياكسار، در این مدت، مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قرار دادند.
با گذشت زمان ، كياكسار ، تصمیم به بیرون راندن سکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه ی آنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرون راند.
چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، كياكسار برای بار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری، امپراتوری آشور را درهم‌شکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند. ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و آشوریان، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش را در آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگر آشور، رهایی یافت.
پس از اين پيروزي ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین) ، ارمنستان و بخشهايي از آسياي صغير و بخش شرقي رود قزل ايرماق را نيز ضميمه امپراطوري خود كردند. در اين شرايط رود قزل ايرماق به عنوان مرز بين امپراطوري قدرتمند ایران و سرزمين ليديه شد. جنگ معروف بين ایرانی ها و ليدي ها كه با نام جنگ قزل ايرماق معروف است ، در 28 ماه مي 585 قبل از ميلاد مسيح ، به دليل كسوف ناگهاني پايان يافت.
كياكسار پس از اين كه جنگ با پيروزي پسرش ، آستياگ به پايان رسيد از دنيا رفت. آستياگ مرزهای ایران را تا اروپا گسترش داد او پدربزرگ مادري كوروش بزرگ بود.


عمر خيام : فيلسوف - منجم - رياضيدان و انديشمند ايران زمين . که نه تنها ايران را دگرگون نمود بلکه تاثيري ژرف در جهان از خود برجاي گذاشت . هم اکنون تنديس اين بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ايتاليا نصب است و فلسفه و خصوصيات او تدريس ميشود . او در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي زيست کرد و از قوانين اعراب بيابانگرد که سايه در کشورمتمدن ما گسترانيده بود به تنگ آمده بود و رباعيات بسياري در شکايت از آنان به روشني گفت



ابوریحان محود بن احمد بیرونی : ( 440-363 هجری)(1048-973 م) ایرانی نژاد زاده خوارزم، ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعی ودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملی کشورش بسیار پایبند بود . کتاب آثارالباقیه بیرونی یکی از برجسته ترین اسناد تاریخی ایران باستان است

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ، شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل . پزشک نامدار و دانشمند ایرانی که در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد.در جوانی سفری به بغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت و به واسطه آسیبی که به چشمانش وارد شد به فرا گرفتن علم طب پرداخت و در این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره بیمارستان بغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ری بازگشت از طرف منصور بن اسحق حاکم ری سرپرست بیمارستان ری شد.از مهمترین آثار او در طب کتاب(الحاوی)است که یکی از کتاب های اصلی درز زمینه طب به شمار می رفته این کتاب را رازی در ابتدا بصورت پراکنده گردآوردی کرده بود که پس از مرگ وی به دستور ابن عمید کتاب را از یادداشتها استنساخ نمودند.از آثار طبی دیگرش میتوان به کتاب (الطب الملوکی)و کتاب(طب منصوری)نام برد.کتاب طب منصوری به نام منصوربن اسحق تالیف شده است.یکی دیگر از آثار او کتاب(من لا یحضره الطبیب)است که شامل دستورهای ساده در زمینه طب میباشد.زساله های طبی دیگری که در زمینه بعضی از امراض نوشته و معروفترین آنها عبارتند از:کتاب الجدری و الحصبه می باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده که اروپائیان همواره آن را تحسین می کرده اند.راز ی در علم کیمیا تبحری به سزا داشته است از کارهای مهم او کشف جوهرگوگرد و الکل می باشد.وی کتاب الاکسیر را در زمینه کیمیا نوشته است.رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را به سه گروه و جامدات و نباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است.رازی در الاهیات و ماوراء طبیعه آثاری از خود بر جا گذاشته است.رازی در زمینه طب فقط به جنبه علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عمل و آزمایش نیز دست می زد وی در سالهای آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیماری چشم مبتلا شد. برای معالجه نزد چشم پزشک رفت اما چشم پزشک برای درمان او پول زیادی طلب کرد و خطاب به رازی گفت:من پیش از تو کیمیا را یافته ام و آن همان پزشک است.وی در سال ۳۱۳(ه.ق)در حلی که بعلت کار مداوم بینایی خود را از داده بود در شهر ری وفات یافت.

نادر شاه افشار : نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد ...

خواجه نصرالدین طوسی : خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر توس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیر الدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.

سورنا : سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا فرمانده مورد اعتماد خود را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراطوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...

سعدی شیرازی : سعدی در شیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند و پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهور نظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترک بغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

شهاب الدين سهروردي : شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت . شهاب الدين ازكودكي انديشه اي نيرومندو هوش سرشار و براي تحصيل علم و طبعي حريص و مولع داشت . دوران كودكي و اوان حداثت سن و آغاز تحصيل را در مولدو مسقط خود سهرورد گذرانيد.
شهاب الدين دراصفهان كتاب «البصائر النصيريه »تاليف عمربن سهلان الساوي استاد مبرز علم و منطق و حكمت را نزد ظهير پارسي خواند و درمراغه ، پيش شيخ مجد الدين جبلي ،از بزرگان نامدار عصر الياس علوم و حكمت و اصول فقه را آموخت . سهروردي درضمن تحصيل علم و دانش به فعاليت هاي گوناگوني پرداخت . او درباب چگونگي تشكيل و تحقيق علم حصولي و ادراكات حصولي به مراتبي قائل بود كه عبارتند از : 1ـ ادراك عقلي 2ـ ادراك خيالي 3ـ ادراك حسي ز جمله استادان سهرورد مي توان به مجد الدين جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد . طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را به او آموزش داده است . ا ز جمله استادان سهرورد مي توان به مجد الدين جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد . طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را به او آموزش داده است . سهروردي درروز جمعه سلخ ذي الحجه ( يا پنجم رجب ) سال 587 هجري قمري وفات يافت . اهميت وعمق فلسفه سهروردي كه مهمترين فعاليت آموزشي شيخ شهاب الدين سهروردي بود ،درهمين است كه دو اصل به ظاهر دوراز هم تفكر شرق و غرب را به يكديگر نزديك ساخته است . شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت .
شهاب الدين بسيار كم مي خورد و اغلب به يك هفته روزه مي گشود . به امور دنيا و ظاهر حال ، خوراك ،پوشاك ، جاه و مقام ، ضياع، عقار ، تعنيات مادي و تشخيصات اجتماعي بي اعتنا بود و حتي گاهي برخلاف عرف و عادت و منظور درهم شكستن قيود و حدود ،جامه و كلاهي دراز و سرخ مي پوشيد و يا خرقه اي ديگر بر سر مي افكند . اغلب روزها روزه دارو بيشتر شبها در مناجاب و بيدار بود . به آواز و ترانه خوش و نغمات موسيقي و سماع دلكش عشق مي ورزيد و در سخن گفتن دلير و بي با ك بود . شيخ اشراق درطرح وبيان تجربيات عرفاني خويش ، از تجربيات پيشينيان خود بويژه متون حماسي بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگاني چون فردوسي دراحياي فرهنگي ايران باستان است ، بلكه درشيوه بيان اين مطالب نيز بيش از پيش تحت تاثير متون حماسي از جمله شاهنامه است .

 

مولانا : بزرگترین عارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری


آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس


آرش : ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود


اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات


آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش کوچک برخواست

استانس : دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس

آيين گشسب : سردار بزرگ ايران که در زمان هرمز چهارم فرماندهي لشگر ايران را بر عهده داشت

ابولولو : يا همان فيروز نهاوندي . پس از يورش تازيان به ايران به سرکردگي عمربن خطاب فيروز نهاوندي و تعداد بيشماري از ايرانيان به غلامي اعراب در آمدند . فيروز غلام مغيره بن شعبه شد و با زيرکي و در جهت انتقام خون کشته شدگان ایران عمربن خطاب خليفه دوم را با ضربه هاي کارد کشت .
ابومسلم : ابومسلم خراسانی سردار ایرانی و داعی معروف عباسی مشهور به امین آل محمد و صاحب الدعوه است که در راس سیاه جامگان خراسان بر بنی امیه خروج کرد و مروان بن محمد خلیفه اموی را مغلوب و منهزم کرده و دولت خلفای بنی عباسی را تاسیس کرد ابومسلم به سال 124 ه.ق در کوفه بادعاء بنی عباس آشنایی پیدا کرد و چندی بعد به پیروزیهای شگفت آوری دست یافت و کارش به جایی رسید که خلیفه از قدرت او و محبوبیت اش در بین ایرانیان مرعوب شد در خلافت سفاح برادرش منصور اجازه خواست که ابومسلم را به قتل رساند ولی سفاح جایز ندانست وقتی منصور به خلافت نشست به دسیسه هایی دست یافت و عاقبت ابومسلم را ناجوانمردانه به قتل رسانید وی یاران و پیروان جان برکف بسیاری داشت و فرقه های مسلمیه راوندیه به خاطره او را گرامی می داشتند و کسانی مانند سنباد اسحاق ترک مقنع و بابک خرم دین داعیه خونخواهی او را داشتند بابک خرمدین تا به آن حد پیش رفت که می گفت روح ابومسلم در او حلول پیدا نموده است

آريوبرزن : سردار بزرگ ايران که با شهامتي در خور ستايش و ماندگار لشگر ايران را تا آخرين لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه اي در تاريخ ايران از خود بر جا گذاشت


استاذسيس : سردار دلير ايران که در نواحي هرات و بادغيس و سيستان بر ضد منصور خليفه ستمگر عباسي قيام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آويخته شد و يکي از سمبلهاي عرب ستيزي را در ايران به جاي گذاشت و درس وطن پرستي در برابر يورش بيگانگان براي جوانان به جاي گذاشت
احمدبن محمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج

آذربرزين : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفنديار جنگيد که يکي از پهلوانان ايراني ميباشد و آتشکده اي هم به همين نام وجود دارد

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان

انوشيروان عادل : انوشيروان دادگر . پادشاه معروف ساساني که با بنيان گذاشتن قوانين حکومتي - دادگستري - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهان مبدل نمود . او مزدک و مزدکیان را که مدعی پیامبری شده بودند انوشیروان با طغیان مغ های زرتشتی مجبور شد همه مزدکیان را از میان بردارد او مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط تازیان ویران شد

استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است از جغرافی دانان نامداری مشرق زمین

ابو سعید ابوالخیر : شاعر و عارف بزرگ پارسی قرن 4 و 5

امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودن و هندوستان رفتند

اوحدی مراغه ای : شاعر و عارف قرن 7 هجری

انوری ابیوردی : شاعر و استاد نامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن سینا

ابوبکر محمدبن حسن حاسب کرجی : ( مرگ در 421/420 هجری 1030/1029 م) ریاضیدان ایرانی صاحب کتاب نسوی نامه

ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی :  ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم

اصفهانی - محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رساله هایی در انواع دستگاههای مکانیکی

پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) : شیخ الرئیس حجهَ الحق ابوعلی حسین بن عبداللّه بن حسین بن علی بن سینا مشهور به ابن سینا (427-370 هجری)(1037-980 م) در افشنه نزدیک بخارای ایران در خراسان بزرگ متولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت.او تحصیلات مقدماتی از جمله ادبیات-قرآن-فقه و حساب نزد پدر آموخت و برای فرا گرفتن منطق و هندسه و نجوم نزد ابو عبداللّه ناتلی رفت.او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانش زمان خود را با سرعت فرا میگرفت.او در سن ۱۶ سالگی به طبابت پرداخت.وی پس از درمان کردن نوح بن منصور سامانی به دربار او راه یافت.به دنبال شهرت روزافزون او که آوازهء این شهرت به گوش سلطان محمود نیز رسیده بود محمود را دعوت کرد تا به غزنین برود اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را رد کرد و از خوارزم فرار کرد.مدتی در ترکستان و خراسان بسر برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجا مشغول به طبابت گشت.سپس به ری رفت و در آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیماری مالیخولیا مبتلا شده بود او را درمان کرد.او در همدان مقام وزارت شمس الدوله را به دست آورد و از حمایت علاءالدوله کاکویه برخوردار گشت.سرانجام در همدان در سال ۴۲۸ (ه.ق)درگذشت.از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است . وی در ریاضییات ،زمین شناسی،فیزیک،پزشکی، فلسفه تبحر خواصی داشت

اخوان الصفا : گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی( سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بن بشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانی بوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند

ابو جعفر خازن : زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستاره شناس

ابو الفتح اصفهانی : ریاضیدان سده چهارم هجری

ابو سهل ویجی بن رستم کوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ، ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرف الدوله دیلمی ساخته بود

ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان

ابوبکر حسن بن خصیب : در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانی بود

احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغت نویس

ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان -فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی

احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان

ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید

ابو نصر محمد بن عبدالله(کلو اذانی) : از دودمان اردشیر بابک کلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان

ابو حامد احمد بن محمد صاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهای نجومی

ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز در نجوم

ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد

ابو نصر اسمعیل بن حماد جوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز

ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی : اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی

بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سروده های وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است

بوبراندا : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس
برزمهر : پهلوان و دلير مرد ايران در زمان پادشاهي بهرام گور

برزويه : طبيب و انديشمند مخصوص انوشيروان عادل که کتاب کليله و دمنه را از هند به ايران آورد و به زبان پهلوي ترجمه کرد

بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب

بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) : سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان ، و ریاضی دان

بلاش : يکي از پادشاهان اشکاني که به اشک بيست و دوم معروف بود و در سالهاي 51 تا 77 ميلادي پادشاهي ايران را بر عهده داشت و خدمتي بزرگ به ايران زمين نمود . زيرا کتاب ارزشمند ايرانيان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ايران از ميان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوري شد

برازه : دوره ساسانی زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد یا اردشیر خوره

بابک خرمدين : سردار دلير و پيشواي نهضت خرمدينيان يا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قيام کرد و 22 سال دست يورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلي از مقاومت ايرانيان در برابر حمله بيگانگان به کشور شد . وی در تاریخ 2 صغر سال 223 هجری قمری در سامرا به دستور خلیفه تازی تکه تکه شد . پس از وی خانواده و همسرش نیز کشته شدند
بوذرجمهر : بزرگمهر معروف ترين و انديشمند ترين وزير دربار انوشيروان دادگر که گفتگوي هاي خرد ورزانه او در تاريخ ايران ثبت گشته است

بهرام چوبين : سردار دلير ايران که در زمان پادشاهي هرمز چهارم ايران را از حمله وحشيانه ترک های مغول نجات داد و با لشگر کشي و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با روميان شکست خورد

برانوش : دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر
پيروزان : يکي از سرداران ايراني در زمان يزدگرد سوم . که در جنگهاي ايرانيان با اعراب رشادتهاي از خود بر جاي گذاشت
جمشيد : پسر طهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت که او را جم يا جمشاسب هم گفته اند
ابو موسی جابرین حیان : در 160 هجری قمری در کوفه بر آمد - اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناس بزرگ ایرانی . او با تحقیقات خود پیشرفتهای در علوم به وجود آورد.دوره زندگی جابربن حیان همزمان با اوج عظمت و شکوه و قدرت مسلمانان بوده زمانی که هارون الرشید خلیفه مسلمانان بود و از علم و دانش حمایت می کرده است جابر با امام صادق رابطه داشته و از اصحاب امام جعفرصادق بوده است.وی از حمایت برمکیان برخوردار بود امّا هنگامیکه جعفربرمکی به دستور خلیفه کشته شد ماندن در بغداد را صلاح ندانست و فراری شد و به زادگاهش بازگشت.در آنجا در تنهایی و انزوا به کارهای علمی و تحقیقی پرداخت تا سرانجام از جانب مامون عباسی مورد احترام و حمایت قرار گرفت.در دایرهَ المعارف بریتانیکا ذکر شده که جابربن حیان علوم پنهانی را از امام صادق یاد گرفت.وی راجع به اسطرلاب مطالبی را نوشته است.از کارهای مهمی که جابر در زمینه علم کیمیا انجام داده آن است که اصل عناصر یونانی را تغییر داده و اظهار کرده است که از آن عناصر تنها دو جوهر به نام گوگرد و زیبق به وجود می آید.آزمایشگاه شیمی جابر تا دو قرن از دید مردم پنهان بود تا اینکه زمانی که می خواستند در شهر کوفه در نزدیکی دروازه دمشق بنایی بسازند آزمایشگاه وی را کشف کردند.جابر بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه بسر برد وی در آنجا به تجزیه و ترکیب مواد گونان می پرداخت با توجه به به همین مسئله می توان او را از اولین دانشمندان اسلامی که علم شیمی را بر پایه آزمایش و تحقیق بنا کردند نام برد.وی در زمینه رنگها تحقیقات و کشفیات جالبی ارائه نموده است.حدس زده اند که وی به خاصیت رادیواکتیو هم پی برده است.وی روشهایی را برای استخراج و تصفیه فلزات مطرح کرده است.جابر اعتقاد داشت که تبدیل عنصری به عنصرس دیگر از راه وساطت جوهری اسرار آمیز صورت می گیرد او و شاگردانش این جوهر اسرارآمیز را اکسیر نام نهادند.جابر به خوبی از تهیه و ساختن سفیداب سرب آگاه بوده است.ابن الندیم در کتاب الفهرست به بیش ۳۵ کتاب او اشاره می کند که از مشهورترین آنها میتوان به این کتابها اشاره کرد:*کتاب الزیبق*کتاب الرکن*کتاب الاحجار*کتاب القمر*کتاب واحدالاول

حافظ شیرازی : حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری

حلاج : حسن ابن منصور حلاج . از عرفاي مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجري که با گفتن عقايد مخالف خود عليه اعراب افراطی به شهرت رسيد . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خليفه عباسي خلاف موازين و عقايد اسلاميان افراطي آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهاي بغداد او را دستگير و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وي را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وي هر دو دست وي را قطع کردند و سپس هر دو پاي وي را بريدند و بعد جسدش را سوزاند واين وحشيگريهاي اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاريخ ما به ثبت رسيده است

خاقانی شروانی : بزرگ قصیده گوی پارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی که *منجم*ریاضیدان*و جغرافیدان*که در سال ۱۸۵(ه.ق)در نزدیکی بغداد به دنیا آمد.او بزرگترین عالم زمان و عصر خویش بود.اجدادش اهل خوارزم بودند امّا به احتمال زیاد خودش از اهالی قطربولی منطقه ای نزدیک بغداد بود.او در زمینه ریاضیات و نجوم مهارت بسزایی داشت.او اولین ریاضیدان دوره اسلامی است که آثارش به دست ما رسیده.وی در زمان خلافت ماُمون عضو"دارالحکمه"که گروهی از دانشمندان در بغدا به سرپرستی مامون قرار داشتند شد و مورد توجه خلیفه وقت بود.او کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتی است و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است.آن را به مامون تقدیم کرد.کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهای اسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقام هندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر روی اروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرار گرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جمله کتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتاب الجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت...

خواجوی کرمانی : شاعر و عارف قرن 7 هجری ایران زمین

خسرو پرويز : خسرو پرويز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شيرين نيز بود که عشق جاودانه اش به شيرين براي هميشه در تاريخ به ثبت رسيد . که با اندوه بعدها از فره ايزدي دور ميگردد و از آن مقام و ابهت خود ميکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود

خراسانی - ابوبکر علی بن محمد : شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران به کیمیا دست یافت

خالد بن عبدالملک مرورودی : اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند

خوارزمی - محمد بن احمد کاتب : از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجری است.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مکانیک و شیمی

خشايارشا : فرزند داريوش . او يکي ديگر پادشاهان هخامنشيان بود که وي را فاتح سرزمين هاي آتن اروپا ميدانند . او آتن را به کلي تصرف کرد . دليل لشگر کشي وي عدول کردن يونانيان از قوانين آن روزگار بود زيرا ليدي که از زمان سلسله مادها جزوي از ايران بود که توسط يونان به آتش کشيده شده بود سپاه ایران از دریا گذشتند و آتن را تصرف نمودند .

خازنی - عبدالرحمن : فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتدای سده ششم هجری

جهان برزین : دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس
عبدالرحمن جامی : شاعر نامدار قرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود را سروده است

جرجانی ابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان

دقیقی طوسی : شاعر قرن چهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسی بزرگ

داريوش : وی در سال 521 بر تخت پادشاهي ايران رسید . او ساخت کاخ تخت جمشید را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسي و ساختن ماکت از کاخ تخت جمشید با کمک مهندسين خلاق که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد بناي اين کاخ جاودانه را گذاشت و بيش از نیمي از آن را در زمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشينش خشيارشا تکميل و بعد از وي فرزند او انجام گرفت . داریوش هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش ، ایران را به بزرگ ترین کشور جهان آنروز مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . .

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ايران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلي که در عهد کيقباد و کيکاوس و کيخسرو با تورانيان جنگيد و از خود دلاوري ها و رشادتهاي شگفت انگيز بر جاي گذاشت .

رستم فرخزاد : سردار کبير ايران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ايران در زمان شاهنشاهی يزدگرد سوم بود که حماسه اي در جنگ قادسيه بوجود آورد که تاريخ نياکانمان را زيبا تر از هميشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شد

رودکی : شاعر بزرگ قرن 4 هجری از ایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه

روزبه : دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه

رابعه  : به احترام بانوان ایران زمین یکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم . نخستين زن ايراني که پس از حمله وحشيانه اعراب به ايران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسي اصيل شروع به سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکي گفته اند . گفته شده است که حارث برادر رابعه غلامي خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش ميشود که در اثر اين عشق حارث فرمان ميدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهايش را بزنند و بعد از آن درب حمام را گل بگيرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهايش را بر ديوار حمام نوشت و به ناکامي از جهان بدرود گفت

ثنایی غزنوی : عارف و زاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری

ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف
سنباد : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکوتهاي غارتگر اعراب در ايران که به جان و مال و ناموس ايرانيان تجاوز ميکردند . او اهل نيشابور بود و پس از اينکه منصور خليفه عباسي - ابومسلم خراساني را کشت وي در نيشابور به خونخواهي از ابومسلم که فردي ايراني و وطن پرست بود برخواست و قيام کرد که در نهايت با شصت هزار نفر از يارانش توسط اعراب بيابانگرد و کشتارگرکشته شد

سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) : در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم

سياوش : يکي از اسطوره هاي ملي ايرانيان . مردم ایران زمان هاي مديدي سوگ سياوش را هر ساله گرامي ميداشتند . پسر کيکاوس و پدر کيخسرو . سودابه زن کيکاوس عاشق او شد که سياوش از او امتناع ورزيد . سودابه به همين جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سياوش بتوران نزد افراسياب رفت و دختر وي را به زني گرفت . گرسيو برادر افراسياب به سياوش حسد برد و افراسياب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سياوش باعث جنگهاي طولاني و غضب ناکي ميان ايرانيان و تورانيان گشت

سیف فرغانی : از شاعران و عارفان قرن 7 هجری

سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک

صائب تبریزی : استاد غزل سرای پارسی قرن 10 هجری

شهریار : استاد شعر - دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهور آذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده

شمس الدین محمد بن ایوب دینسری :(سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است

شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساساني که پس از خلع آذر نرسي بر تخت پادشاهي ايران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهي کرد . او يکي ديگر از پادشاهان بزرگ ايران است که چندين بار از حمله اعراب به ايران جلوگيري کرد و با انديشه نيک سرزمين آريايي ما را از هجموم بيگانگان محفوظ داشت . او را به اين جهت ذوالاکتاف ميخوانند که داراي شانه هاي پهن و بزرگ بود . در بعضي از کتب تاريخي گفته است به دليل آنکه پس از اسير کردن مهاجمين ( اعراب ) از کتف آنان طنابي عبور ميداده و همه را به طناب ميکشيده ذوالاکتاف ناميده شده ولي اين باور با ابهت و منش نياکان ما در تضاد است

شیده : دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

شاهين : يکي از بزرگ سرداران و سپهسالاران ايران در زمام پادشاهي خسرو پرويز ساساني

شيدرنگ : پزشک و فيلسوف ايراني در عهد ضحاک که پزشکي را يکي از مشاغل واجب الوجوب ميدانسته

قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوف ایرانی

فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقه بندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت

فضل بن حاتم نیریزی :  ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان و ستاره شناس

فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین

فرخی سیستانی : غزل گوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

فروغی بسطامی : شاعر - غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری

فرغان : دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا
عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف

عبید زاکانی : منتقد اجتماعی قرن 7 هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است

علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب و هوا شناسی ، نجوم

عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار

عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهم میلادی(ششم هجری) برآمد

عطار نیشابوری : شاعر و عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین

عبدالرحمن بن عمر صوفی رازی : زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس

غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدان و محاسب

کاوه آهنگر : آهنگري که چرم پاره خود را بر سر نيزه زد و ضحاک تازي را از تخت پادشاهي ايران به زير افکند و بعدها چرم وي به درفش ملي کاوياني مبدل گشت . کاوه با ياري مردم ضحاک تازي را در کوه دماوند حبس کرد و فريدون را به سمت پادشاه ايران نشاند

کورش : کورش نوه آستیاگ از دودمان ماد و سر دودمان هخامنشیان پارس است او یهودیان را از بابل آزاد نمود . برای همین یهودیان علاقه خاصی نسبت به او دارند آنان عید فصح که سالگشت این آزدی است را هر ساله جشن می گیرند .

کيخسرو : سومين پادشاه مقتدر کياني به خونخواهي کشتن سياوش برخواست و مدتهاي زيادي با تورانيان جنگيد و در نهايت آنان را مغلوب ساخت و افراسياب را به دليل کشتن سياوش که نه تنها پدر وي بود بلکه يکي از قهرمانان نامي ايران بود کشت . پدرش سياوش و مادرش فرنگيس بود

کيومرث : نخستين پادشاه و بنيانگذار سلسله پيشدادي در پیش از ظهور هخامنشیان . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند

وحشی بافقی : غزلسرای و عارف قرن 9 هجری ایران زمین

مازيار : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران . وي در طبرستان بنايي عظيم ساخت و در جهت بازگرداندن عظمت ايران به قبل از يورش تازيان تلاش کرد . وي در زمان معتصم عباسي قيام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرميدن هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهايت با جنگهاي معتصم دستگير و در بغداد کشته شد . او نيز يکي ديگر از تنديس هاي ملي گرايي ايرانيان در برابر تهاجم ديگر کشورها است

مرداويج : پسر زيار . سردار بزرگ ايراني که او نيز در جهت متلاشي کردن حکومت اعراب در ايران کوشيد و جان داد . وي فرمانده لشگر اسفار پسر شيرويه عامل نصر بن احمد ساساني بود طبرستان را براي اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداويج قزوين و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خليفه جنايتکار عباسي را شکست داد . وي در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد

مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکننده اعداد بزرگ هندی

مهران : يکي ديگر از سرداران بزرگ ايران . وي از سپهسالاران ارتش ايران ( يزدگرد ساساني ) بود و با اعراب بيابانگرد جنگيد و ابوعبيده سردار مشهور عرب را به قتل رسانيد

مازیار : ماه یزد یار یا مازیا یکی از سرداران بزرگ ایران بود که در هم زمان با قیام بابک خرمدین قیام میهن پرستانه خود را در طبرستان بر ضد حکومت تازی در ایران انجام داد ولی در نهایت در سال 225 هجری قمری به دستور خلیفه پس از چند سال مبارزه کشته شد

حسین معمار : معمار بقعه هارون در سال 918هجری

مهرداد بزرگ یا مهرداد کبیر : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم

ملک شاه : او دومین پادشاه سلسه سلجوقیان ایران است بدستور او هزاران شاهنامه توسط کاتبان دستنویس و تکثیر شد او به خواجه نظام الملک دستور داد بجای تاریخ قمری تازی تاریخی ایرانی تهیه کنند خواجه نظام الملک توسی نیز دانشمندانی نظیر خیام و ابوریحان بیرونی و تنی چند را در اصفهان جمع نمود و تاریخ خورشیدی که موسوم به شمسی و یا جلالی نیز هست فراهم نمودند .

ملک الشعرای بهار : بزرگترین پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقه بسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری

محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی (هفتم هجری

محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهم میلادی(هفتم هجری

مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی

موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی

ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد

محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی که نظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است

محمد بن عمربن فرخان طبری : پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم

ماهانی - محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهانی از اوست

المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی

محمد بن لره : اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است

نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستی خالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد

ناصر خسرو : شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان

نظامي گنجوي : حکيم ابومحمد الياس بن زکي بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستان اراک - تفرش روستای تاد متولد شد . بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عده ای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمده است . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوری آذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش . وي يکي از بزرگترين شاعران ايران زمين است که به گفته پارسي شناسان بعد از فردوسي او قراردارد . وي حماسه خسرو پرويز پادشاه ايران را با شيرين به شاهکاري ادبي تبديل کرد . مخزن الاسرار - منظومه ليلي و مجنون - هفت پيکر - و اسکندر نامه از ديگر شاهکار هاي او است . گنجه از شهرهای کوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجا قرار دارد

هاتف اصفهانی : شاعر نامدار قرن 12 هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین

یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود

یعغوب بن طارق :  (مرگ در 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس

يعقوب ليث : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران که گامهاي اساسي در جهت بر اندازي تازيان در ايران برداشت وی نمونه ديگري از وطن پرستي ايرانيان در برابر هجوم بيگانگان به کشور شان بود . او پسر ليث رويگر بود . بواسطه کفايت و جوانمردي و دليري از رويگري و عياري به امارت سيستان رسيد . سپس هرات و کرمان و شيراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازي ايران از دست اعراب گام برداشت . وي بر ضد معتمد خليفه کشتارگر عباسي قيام کرد و براي نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگيد . سپس قصد حمله به بغداد را کرد و در صدد آمد که خليفه ننگین عرب را بکشد ليکن عمرش کفاف نداد و در اثر بيماري در سال 265 هجری قمری در گندي شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت
یقبوب بن محمد رازی : ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است

**********************

برخی دیگر از زنان و مردان دانشمند معاصر ایرانی در جهان امروز

ارد بزرگ : اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریه قاره کهن او شهرتی شگفت انگیز یافته است او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، جاده انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی است که هر دو را با جعل اسامی از آن خود می دانند . نظریه دیگر او کهکشان بزرگ اندیشه نام دارد که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند .

پروفسور محمد نبي نعمتي : رييس بخش جراحي مغز و اعصاب دانشگاه «بن» آلمان و استاد دانشگاه ، تكنيك ابداعي اين جراح برجسته ايراني كه براي نخستين بار در جهان با موفقيت بر روي چند بيمار به كار رفته است، مي‌تواند مشكلات موجود در دفع ادرار و روابط جنسي اين گروه از بيماران را تا حد زيادي برطرف كرده و به اين ترتيب كيفيت زندگي جانبازان و معلولان قطع نخاع را به نحو قابل توجهي ارتقاء بخشد . پروفسور نعمتي، جراح سرشناس مغز و اعصاب و ستون فقرات كه در حال حاضر رياست بخش جراحي بيمارستان آموزشي دانشگاه بن آلمان را بر عهده دارد، براي نخستين بار در دنيا موفق به جاگذاري ديسك مصنوعي كمر در ستون فقرات شده است.

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن : از بزرگترین اساتید زبان و ادبیات فارسی در حال حاضر

پرفسور مجید سمیعی : رئیس انجمن جراحان مغز جهان

پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه و پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند – بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

محمد رضا شجریان : بزرگترین خواننده موسیقی سنتی حال حاضر ایران

هوشنگ سیحون : بزرگترین معمار حال حاضر ایران

پروفسور فضل الله رضا : انديشمند معاصر گيلاني و از مفاخر علمي ايران

محمد نوری :
خواننده کهن سال وطن پرست که شعر های او ، آوای جان هر ایرانیست

دکتر محمد جعفر یاحقی :
یکی از بزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهان

دكتر محمد حسن گنجي : مؤسس رشته جغرافيا در دانشگاه تهران در سال دوم تأسيس و مؤسس سازمان هواشناسي كشور بوده است . وي در طول 12 سال رياست سازمان 5 ماه نيز رئيس منطقه سازمان هواشناسي جهاني در منطقه آسيا بوده و نقش بسزايي در پايه‌گذاري هواشناسي در سرتاسر آسيا ايفا كرده است .

دکتر جلال خالقی مطلق
: حدود چهل سال زندگی خود را صرف پیرایش شاهنامه نموده‌اند ایشان هم از بزرگترین شاهنامه شناسان حال حاضر جهان است .

انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است

پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز

دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه

دكتر علي‌اكبر جلالي :
موسس نخستين روستاي الكترونيكي جهان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:17  توسط شاهپور صدریفرد  | 

     

 علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود.او 62 سال...

 

 
علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود.
او 62 سال زندگي كرد و اگرچه سراسر عمرش در سايه‌ي مرگ مدام و سختي سپري شد؛ اما توانست معيارهاي هزارساله‌ي شعر فارسي را كه تغييرناپذير و مقدس و ابدي مي‌نمود، با شعرها و راي‌هاي محكم و مستدلش، تحول بخشد.
. در همان دهكده كه متولد شد، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفت”.
نيما 11 ساله بوده كه به تهران كوچ مي‌كند و روبه‌روي مسجد شاه كه يكي از مراكز فعاليت مشروطه‌خواهان بوده است؛ در خانه‌اي استيجاري، مجاور مدرسه‌ي دارالشفاء مسكن مي‌گزيند. او ابتدا به دبستان «حيات جاويد» مي‌رود و پس از چندي، به يك مدرسه‌ي كاتوليك كه آن وقت در تهران به مدرسه‌ي «سن‌لويي» شهرت داشته، فرستاده مي‌شود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشويق يك معلم خوش‌رفتار كه «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن مي اندازد. و نظام وفا استادي است كه نيما، شعر بلند «افسانه» كه به‌قولي، سنگ بناي شعر نو در زبان فارسي است را به او تقديم كرده است.

 

او نخستين شعرش را در 23 سالگي مي‌نويسد؛ يعني همان مثنوي بلند «قصه‌ي رنگ ‌پريده» كه خودش آن‌را يك اثر بچگانه معرفي كرده است. نيما در سال 1298 به استخدام وزارت ماليه درمي‌آيد و دو سال بعد، با گرايش به مبارزه‌ي مسلحانه عليه حكومت قاجار و اقدام به تهيه‌ي اسلحه مي‌كند. در همين سال‌هاست كه مي‌خواهد به نهضت مبارزان جنگلي بپيوندد؛ اما بعدا منصرف مي‌شود.
نيما در دي ماه 1301 «افسانه» را مي‌سرايد و بخشهايي از آن را در مجله‌ي قرن بيستم به سردبيري «ميرزاده عشقي» به چاپ مي‌رساند. در 1305 با عاليه جهانگيري ـ خواهرزاده‌ي جهانگيرخان صوراسرافيل ـ ازدواج مي‌كند. در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريه‌ي مجله‌ي موسيقي درمي‌آيد و در كنار «صادق هدايت»، «عبدالحسين نوشين» و «محمدضياء هشترودي»، به كار مطبوعاتي مي‌پردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقاله‌ي بلند «ارزش احساسات در زندگي هنرپيشگان» را به چاپ مي‌رساند. در سال 1321 فرزندش شراگيم به‌دنيا مي‌آيد ـ كه بعد از فوت او، با كمك برخي دوستان پدر، به گردآوري و چاپ برخي شعرهايش اقدام ‌كرد.
نوشته‌هاي نيما يوشيج را مي‌توان در چند بخش مورد بررسي قرار داد: ابتدا شعرهاي نيما؛ بخش ديگر، مقاله‌هاي متعددي است كه او در زمان همكاري با نشريه‌هاي آن دوران مي‌نوشته و در آنها به چاپ مي‌رسانده است؛ بخش ديگر، نامه‌هايي است كه از نيما باقي مانده است. اين نامه‌ها اغلب، براي دوستان و همفكران نوشته مي‌شده است و در برخي از آنها به نقد وضع اجتماعي و تحليل شعر زمان خود مي‌پرداخته است؛ ازجمله در نامه‌هايي كه به استادش «نظام وفا» مي‌نوشته است.
آثار خود نيما عبارتند از: «تعريف و تبصره و يادداشت‌هاي ديگر» ، «حرف‌هاي همسايه»‌ ، «حكايات و خانواده‌ي سرباز» ، «شعر من» ، «مانلي و خانه‌ي سريويلي» ،‌«فريادهاي ديگر و عنكبوت رنگ» ، «قلم‌انداز» ، «كندوهاي شكسته» (شامل پنج قصه‌ي كوتاه)، ‌«نامه‌هاي عاشقانه»‌ و غيره.

 

و عاقبت در اواخر عمر اين شاعر بزرگ، درحالي‌كه به علت سرماي شديد يوش، به ذات‌الريه مبتلا شده بود و براي معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثيري نداد و در تاريخ 13 دي‌ماه 1338، نيما يوشيج، آغازكننده‌ي راهي نو در شعر فارسي، براي هميشه خاموش شد. او را در تهران دفن ‌كردند؛ تا اينكه در سال 1372 طبق وصيتش، پيكرش را به يوش برده و در حياط خانه محل تولدش به خاك ‌سپردند.

 

نيما علاوه بر شكستن برخي قوالب و قواعد، در زبان قالب‌هاي شعري تاثير فراواني داشت؛ او در قالب غزل ـ به‌عنوان يكي از قالب‌هاي سنتي ـ نيز تاثير گذار بوده؛ به طوري كه عده‌اي معتقدند غزل بعد از نيما شكل ديگري گرفت و به گونه‌اي كامل‌تر راه خويش را پيمود.
سيداكبر ميرجعفري، شاعر غزلسراي ديگر، بيشترين تاثير نيما را بر جريان كلي شعر، در بخش محتوا دانسته و مي‌گويد: «شعر نو» راههاي جديدي را پيش روي شاعران معاصر گشود. درواقع با تولد اين قالب، سيل عظيمي از فضاها و مضاميني كه تا كنون استفاده نمي‌شد، به دنياي ادبيات هجوم آورد. درواقع بايد بگوييم نوع نگاه نيما به شعر بر كل جريان شعر تاثير نهاد. در اين نگاه همه اشيايي كه در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نيما و طرفداران او با گذشتگان، درواقع منظري است كه اين دو گروه از آن به هستي مي‌نگرند.
 «نيما يوشيج» به روايت دكتر روژه لسكو 
«نيما يوشيج» براي اروپاييان بويژه فرانسه زبانان چهره اي ناشناخته نيست. علاوه براينكه ايرانيان برخي از اشعار نيما را به زبان فرانسه ترجمه كردند، بسياري از ايرانشناسان فرانسوي نيز دست به ترجمه اشعار او زدند و به نقد آثارش پرداختند. بزرگاني چون دكتر حسن هنرمندي، روژه لسكو، پروفسور ماخالسكي، آ.بوساني و… كه در حوزه ادبيات تطبيقي كار مي كردند عقيده داشتند چون نيما با زبان فرانسه آشنابوده، بسيار از شعر فرانسه و از اين طريق از شعر اروپا تأثير پذيرفته است. از نظر اينان اشعار سمبوليستهايي چون ورلن، رمبو و بويژه ماگارمه در شكل گيري شعرسپيدنيمايي بي تأثير نبوده است.
پروفسور «روژه لسكو» مترجم برجسته «بوف كور» صادق هدايت، كه در فرانسه به عنوان استاد ايران شناسي در مدرسه زبانهاي زنده شرقي، زبان كردي تدريس مي كرد، ترجمه بسيار خوب و كاملي از «افسانه» نيما ارائه كرد و در مقدمه آن به منظور ستايش از اين اثر و نشان دادن ارزش و اهميت نيما در شعر معاصر فارسي، به تحليل زندگي و آثار او پرداخت و نيما را به عنوان بنيانگذار نهضتي نو در شعر معاصر فارسي معرفي كرد.
دكتر رو»ه در مقدمه ترجمه شع افسانه در مقاله اش م نويسد:
«شعر آزاد» يكي از دستاوردهاي اساسي مكتب سمبوليسم بود كه توسط ورلن، رمبو و … در «عصر روشنگري» بنا نهاده شد و شاعران و نويسندگان بسياري را با خود همراه كرد كه نيمايوشيج نيز با الهام از ادبيات فرانسه يكي از همراهان اين مكتب ادبي شد.
هدف در شعر آزاد آن است كه شاعر به همان نسبت كه اصول خارجي نظم سازي كهن را به دور مي افكند هرچه بيشتر ميدان را به موسيقي وكلام واگذارد. در واقع در اين سبك ارزش موسيقيايي و آهنگ شعر در درجه اول اهميت قرارمي گيرد.
شعر آزاد به دست شاعران سمبوليست فرانسه چهره اي تازه گرفت و به شعري اطلاق مي شد كه از همه قواعد شعري كهن بركنار ماند و مجموعه اي از قطعات آهنگدار نابرابر باشد.
در چنين شعري، قافيه نه در فواصل معين، بلكه به دلخواه شاعر و طبق نياز موسيقيايي قطعه در جاهاي مختلف شعر ديده مي شود و «شعر سپيد» در زبان فرانسه شعري است كه از قيد قافيه به كلي آزاد باشد و آهنگ دار بودن به معناي موسيقي دروني كلام از اجزا جدايي ناپذير اين نوع شعر است. كه اين تعاريف كاملاً با ماهيت و سبك اشعار نيما هماهنگي دارد.
در مجموع مي توان گفت كه:
.۱ نيما كوشيد تجربه چندنسل از شاعران برجسته فرانسوي را در شعر فارسي بارور سازد.
۲ . نيما توانست شعر كهن فارسي را كه در شمار پيشروترين شعرهاي جهان بود ولي در چند قرن اخير كارش به دنباله روي و تكرار رسيده بود را با شعر جهان پيوند زند و بارديگر جاي والاي شعر فارسي را در خانواده شعر جهان به آن بازگرداند.
.۳ نيما توانست عقايد متفاوت و گاه متضاد برخي از بزرگان شعر فرانسه را يكجا در خود جمع كند و از آنها به سود شعر فارسي بهره گيرد. او عقايد و اصول شعري «مالارمه» كه طرفدار عروض و قافيه بود را در كنار نظر انقلابي «رمبو» كه خواستار آزادي كامل شعر بود، قرارداد و با پيوند و هماهنگي بين آنها «شعر سپيد» خود را به ادبيات ايران عرضه كرد.
۴ . نيما از نظر زبانشناسي ذوق شعري ايرانيان را تصحيح كرد و با كاربرد كلمات محلي دايره پسند ايرانيان را در بهره برداري از زبان رايج و جاري سرزمينش گسترش داد. او يكي از بزرگان شعر فولكلور ايران شمرده مي شود.
.۵ نيما جملات و اصطلاحات متداول فارسي و صنايع ادبي بديهي و تكراري را كنار نهاد تا از فرسودگي بيشتر زبان پيشگيري كند و اينچنين زبان شعري كهن فارسي كه تنها استعداد بيان حالات ملايم و شناخته شده عرفاني و احساساتي را داشت، توانايي بيان هيجانات، دغدغه ها، اضطرابات و بي تابي هاي انسان مدرن امروزي را به دست آورد. بدين ترتيب زبان شعري «ايستا و فرسوده» گذشته را به زبان شعري «پويا و زنده» بدل كرد.
.۶ نيما همچون مالارمه ناب ترين معني را به كلمات بدوي بخشيد. او كلمات جاري را از مفهوم مرسوم و روزمره آن دور كرد و مانند مالارمه شعر را سخني كامل و ستايشي نسبت به نيروي اعجاب انگيز كلمات تعريف كرد.
.۷ نيما همچون ورلن تخيل و خيال پردازي را در شعر به اوج خود رساند و شعر را در خدمت تخيل و توهم گرفت نه تفكر و تعقل.
.۸ نيما بر «وزن» شعر بسيار تأكيد داشت. او وزن را پوششي مناسب براي مفهومات و احساسات شاعر مي دانست.
تراود مهتاب

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يك دم شكندخواب به چشم كس وليك

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شكند

نگران با من ايستاده سحر

صبح مي خواهد از من

كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

در جگر ليكن خاري

از ره اين سفرم مي شكند

نازك آراي تن ساق گلي

كه به جانش كشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شكند

دستهاي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

كه به در كس آيد

در وديوار به هم ريخته شان

بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

مانده پاي ابله از راه دور

بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش

دست او بر در مي گويد با خود

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم ميشكند
منبع:خبرگزاري دانشجويان ايران

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:15  توسط شاهپور صدریفرد  | 

دکتر سیمین دانشور از مفاخر ادبی کشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود

دکتر سیمین دانشور از مفاخر ادبی کشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.
در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده‌است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.
در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر).
دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۹ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد در همین سال با آل‌احمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.
پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
کتابها
اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارت‌اند از مجموعه‌های داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.
معروف‌ترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیار معدودی منتشر شده‌است (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه می‌پردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق می‌افتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره می‌کند (گلشیری، ص ۱۷۱).
از آثار دیگر وی می‌توان به چهل طوطی (با جلال آل‌احمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان.
مهم‌ترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمان‌های جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربان سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن می‌پردازند.....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:13  توسط شاهپور صدریفرد  | 

حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی (329 تا 411 ه. ق). حکیم‌ ابوالقاسم‌ منصور بن‌ حسن‌ موسوم‌ به‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ طوسی‌ بزرگ‌ ترین‌ شاعر حماسه ‌سرای‌ ایران‌ است. مقام‌ فردوسی‌ در زنده‌ نگاه داشتن‌ تاریخ‌ ایران‌ و داستان ‌های‌ ملی‌ و حماسی‌ ایران‌ زمین‌ و همچنین‌ دمیدن‌ نفسی‌ تازه‌ به‌ زبان‌ ادب‌ فارسی‌ بسیار شامخ‌ است‌ و از این‌ روی‌ او را شاعر ملی‌ ایران‌ خوانده‌اند.

براساس‌ روایت‌ چهار مقاله‌ که‌ کهن‌ترین‌ منبع‌ تاریخی‌ از لحاظ نزدیکی‌ به‌ دوران‌ حیات‌ حکیم‌ به‌ شمار می‌رود، فردوسی‌ از خاندان‌ دهقانان‌ ایرانی‌ و از اهالی‌ دهکده‌ باژ از ناحیه‌ طابران‌ طوس‌ بود. دهقانان ‌در آن‌ روزگار زمینداران‌ کوچکی‌ به‌ شمار می‌رفتند که‌ به‌ فرهنگ‌ فارسی‌ عشق‌ می‌ورزیدند و نسل‌ به‌ نسل‌ آن‌ را انتقال‌ می‌دادند. فردوسی‌ نیز که‌ از نسل‌ این‌ ایرانیان‌ اصیل‌ به‌ شمار می‌رفت‌ همچون‌ پیشینیان‌ خود در صدد حفظ ارزشهای‌ ملی‌ ایران‌ بود. حکیم‌ در اوایل‌ زندگی‌ خود از تمکن‌ مالی‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ برخوردار بود و علاوه‌ بر اینکه‌ در باغ‌ بزرگی‌ در طابران‌ طوس‌ اقامت‌ داشته‌ و خدم‌ و حشم‌ نیز داشته‌ است‌ دارای‌ زمین‌ زراعی‌ بود که‌ درآمد زندگی‌ آسوده‌ و راحت‌ خود را از طریق‌ آن‌ ملک‌ تأمین‌ می‌نمود.

در آن‌ عهد سرزمین‌ کهنسال‌ ایران‌ بتدریج‌ زمینه‌های‌ استقلال‌ خود را فراهم‌ می‌آورد و حکومت‌های‌ محلی‌ که‌ در مناطق‌ مختلف‌ سرزمین‌ ما بویژه‌ شرق‌ ایران‌ بوجود آمده‌ بودند پرچمدار این‌ نهضت‌ بزرگ‌، که‌ یکی‌ از بخش‌های‌ آن‌ توسعه‌ و غنای‌ زبان‌ فارسی‌ بود، به‌ شمار می‌رفتند. در راستای‌ این‌ تلاش‌ گسترده‌ برای‌ تجدید حیات‌ ملی‌ و ادبی‌ ایران‌، در اوسط قرن‌ چهارم‌ هجری‌ قمری‌ تلاش‌هایی‌ جدی‌ برای‌ گردآوری ‌داستان‌های‌ ملی‌ و باستانی‌ صورت‌ گرفت‌ و چند شاهنامه‌ ناتمام‌ نیز که‌ این‌ داستان ‌ها را در قالبی‌ از اشعار تنظیم‌ کرده‌ بودند بوجود آمد. حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ در جوانی‌ و در روزگار زندگی‌ آسوده‌ و فارغ‌ البال‌ خود در طابران‌ طوس‌ دل‌ در سودای‌ شعر و شاعری‌ داشت‌ و در ایام‌ فراغت‌ و صفا اشعاری‌ سرایش‌ می‌داد. وی‌ ظاهرا در 35 سالگی‌ و شاید هم‌ در 40 سالگی‌ به‌ حکم‌ عشق‌ و علاقه‌ای‌ که‌ به‌ زنده‌ ساختن‌ تاریخ‌ کهن‌ و پرافتخار ایران‌ داشت‌ کار سترگ‌ خود را آغاز کرد که‌ تا پایان‌ عمر پرافتخارش‌ نیز تداوم‌ یافت‌. از میزان‌ دانش‌ و نحوه‌ سوادآموزی‌ حکیم‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌ ولی‌ به‌ حکم‌ آنکه‌ در شاهنامه‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ در باب‌ ادبیات‌ عربی‌، شعر و ادب‌ پارسی‌، تاریخ‌، فلسفه‌، کلام‌، حدیث‌ و قرآن‌ ارائه‌ نموده‌ است‌ مشخص‌ می‌گردد که‌ حکیم‌ فردوسی‌ در اوان‌ زندگی‌ خویش‌ مطالعات‌ فراوان‌ کرده‌ است‌ و احوال‌ امم‌ و امثال‌ و حکم‌ را خوانده‌ و با معارف‌ اسلامی‌ بخصوص‌ با قرآن‌ آشنایی‌ کامل‌ داشته‌ است‌. حکیم‌ظاهرا به‌ زبان‌ پهلوی‌ ساسانی‌ و فنون‌ جنگ‌ و رزم‌ نیز آگاه‌ بوده‌ است‌.

استاد طوس‌ در موقعیت‌ بسیار خطیر و حساسی‌ به‌ سرودن‌ شاهنامه‌ و نظم‌ داستانهای‌ پهلوانان‌ ایرانی‌ همت‌ گماشت‌، چرا که‌ هر چند سلطه‌ اعراب‌ بر ایران‌ بویژه‌ بخش‌ شرقی‌ آن‌ بسیار ضعیف‌ شده‌ بود و چند حکومت‌ محلی‌ نیز همچون‌ سامانیان‌ و آل‌ بویهدر شرق‌ و مرکز و شمال‌ ایران‌ بوجود آمده‌ بودند ولی‌ جنگ‌ و کمشکشهای‌ داخلی‌ بین‌ این‌ حکومت‌ها نشانه‌هایی‌ تلخ‌ بود بر زوال‌ و انحطاط این‌ سلسله‌های‌ ملی‌ ایرانی‌ و روی‌ کار آمدن‌ فاتحان‌ قدرتمند بیگانه‌. از این‌ روی‌ فردوسی‌ که‌ به‌ رسالت‌ عظیم‌ خود پی‌ برده‌ بود سعی‌ کرد مجموعه‌ عظیمی‌ فراهم‌ آورد که‌ برای‌ همیشه‌ در خاطره‌ ایرانیان‌ باقی‌ مانده و تاریخ‌ و زبان‌ و هویت‌ و ملیت‌ ایرانی‌ را دوباره‌ زنده‌ کند. وی‌ در ابتدای‌ کار بر سرمایه‌ خود و حمایت‌ تنی‌ چند از دوستانش‌ همچون‌ حسین‌ قتیب‌ حاکم‌ طوس‌ و بزرگان‌ آن‌ ولایت‌ علی‌ دیلم‌ وبودلف‌ تکیه‌ کرد و حاکم‌ طوس‌ برای‌ تشویق‌ او، شاعر را از پرداخت‌ مالیات‌ معاف‌ نمود. تلاش‌ بی‌وقفه‌ حکیم‌ در مرحله‌ اول‌ آن‌ بیست‌ سال‌ تمام‌ به‌ درازا کشید و وی‌ زمانی‌ موفق‌ به‌ سرایش‌ اکثر داستان‌های‌ شاهنامه‌ گشت‌ که‌ چند سال‌ از سقوط سلسله‌ ایرانی‌ سامانیان‌ بدست‌ ترکان‌ قراخانی‌ آل‌ افراسیاب‌ و سلطان‌ محمود غزنوی‌ می‌گذشت‌. تاریخ‌ پایان‌ رسانیدن‌ شاهنامه‌ را سال 400‌  ه.ق‌ دانسته‌اند و براساس‌ گفته‌های‌ حکیم‌ که‌ از لابه‌لای‌ اشعار او مشهود است‌ حکیم‌ در طول‌ این‌ مدت‌ دراز سختی‌های‌ فراوانی‌ را متحمل‌ گشت‌ و ضربات‌ فراوانی‌ را هم‌ از جنبه‌ مادی‌ و معیشتی‌ و هم‌ از لحاظ روحی‌ پذیرا گردید که‌ مهمترین‌ آن‌ درگذشت‌ پسر جوان‌ و برومندش‌ بود که‌ پیر طوس‌ را سخت‌ درهم‌ شکست‌ و غمگین‌ و افسرده‌ ساخت‌.

شاعر که‌ در این‌ سالها با عسرت‌ و تنگدستی‌ همراه‌ و همراز بود پس‌ از اتمام‌ شاهکار بزرگ‌ خود به‌ ناچار و برای‌ گذراندن‌ زندگی‌ خود رو به‌ دربار سلطان‌ محمود غزنوی آورد و با عرضه‌ شاهنامه‌ خویش‌ نظر سلطان‌ رابه‌ سوی‌ آن‌ جلب‌ نمود. سلطان‌ محمود پادشاهی‌ ترک‌ زبان‌ و بی‌علاقه‌ به‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ ایران‌ بود ولی‌ در ابتدای‌ کار حکیم‌ را بنواخت‌ و او را مورد نوازش‌ خود قرار داد و در شرایطی‌ که‌ در تلاش‌ بود ترکان‌ آل‌ افراسیاب‌، متحدان‌ پیشین‌ خود در برانداختن‌ سامانیان‌، را از قلمرو حکومت‌ خویش‌ بیرون‌ راند تلاش‌ کرد از کتاب‌ شاهنامه‌ برای‌ تهییج‌ احساسات‌ ملی‌ ایرانیان‌ علیه‌ ترکان‌ آل‌ افراسیاب‌ (که‌ مطابق‌ روایات‌ ملی‌ ایران‌ از نژاد تورانیان‌ به‌ شمار می‌رفتند) بهره‌ جوید. سلطان‌ محمود پس‌ از مدتی‌ موفق‌ به‌ شکست‌ آنها شد و لذا روی‌ خوشی‌ به‌ فردوسی‌ نشان‌ نداد و البته‌ بدگویی‌ مخالفان‌ و حاسدان‌ به‌ حکیم‌ نیز بی‌تأثیر نبود و آنان‌ پیر طوس‌ را رافضی‌ خواندند و از تعصب‌ شاه‌ سنی‌ متعصب‌ علیه‌ فردوسی‌ شیعی‌ به‌ نفع‌ خود بهره‌برداری‌ کردند.

تلاش‌ خواجه‌ حسن‌ میمندی وزیر بافرهنگ‌ شاه‌ نیز به‌ ثمر ننشست‌. سلطان‌ محمود پس‌ از ملاحظه‌ هفت‌ مجلد بزرگ‌ شاهنامه‌ مشتمل‌ بر شصت‌ هزار بیت‌ نغز و دلکش‌ و حماسی‌ دستور داد معادل‌ همین‌ مقدار معین‌ در ازای‌ هر یک‌ بیت‌ یک‌ درهم به‌ شاعر بدهند واین‌ توهینی‌ بزرگ‌ بود برای‌ سخن ‌سرای‌ بزرگ‌ طوس‌ چرا که‌ او بخوبی‌ به‌ قدر و قیمت‌ شاهکار بزرگ‌ خود آگاه‌ بود. فردوسی‌ مأیوس‌ و سرشکسته‌ از دربار سلطان‌ محمود به‌ گرمابه‌ای‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ که‌ بیرون‌ آمد فقاعی‌ خورد و صله‌ سلطان‌ را در کمال‌ بی ‌اعتنایی‌ به‌ حمامی‌ و مرد فقاع‌ فروش‌ بخشید و در کسوتی‌ ناشناس‌ از بیم‌ خشم‌ شاه‌ از غزنه‌ گریخت‌. جاسوسان‌ خبر بخشش‌ صله‌ سلطان‌ را به‌ دو فرو مایه‌ که‌ نشان‌ از بی‌اعتنایی‌ شاعر بزرگ‌ ایران‌ به‌ جاه‌ وجلال‌ و مقام‌ سلطان‌ غزنه‌ داشت‌ به‌ اطلاع‌ محمود رساندند و در پی‌ شاعر روانه‌ شدند. فردوسی‌ نیز که‌ از خشم‌ و غرور سلطان‌ محمود آگاه‌ بود چندی‌ در هرات‌ اقامت‌ گزید و سپس‌ از آنجا به‌ نزد شهریار بن‌ شروین‌ حاکم‌ طبرستان‌ که‌ ایرانی‌ پاک‌ نژادی‌ بود رفت‌ و هجویه‌ای‌ صد بیتی‌ نیز علیه‌ محمود سرود. شهریار حکیم‌ را سخت‌ گرامی‌ داشت‌ و هجویه‌ صد بیتی‌ او را نیز به‌ یکصد هزار درم‌ خرید و مانع‌ از انتشار آن‌ شد. استاد سخن‌ فارسی‌ سپس‌ رهسپار دیار خود گشت‌ و در گوشه‌ عزلت‌ و اندوه‌ در سال ‌ 411 ه.ق‌ بدرود حیات‌ گفت‌. گویند سالها پس‌ از رانده‌ شدن‌ فردوسی‌ از دربار سلطان‌ محمود، شاه‌ در یکی‌ از لشکر کشی‌های‌ خود به‌ هندوستان‌ به‌ یاد حکیم‌ می‌افتد و پشیمان‌ از کرده‌ ناصواب‌خود دستور می‌دهد مبلغ‌ شصت‌ هزار دینار طلا را با احترام‌ فراوان‌ به‌ منزل‌ فردوسی‌ در طوس‌ روانه‌ سازند ولی‌ هدیه‌ سلطان‌ زمانی‌ به‌ دروازه‌ طوس‌ رسید که‌ جنازه‌ حکیم‌ را از یکی‌ دیگر از دروازه‌های‌ آن‌ شهر تشییع‌ می‌نمودند.

صله‌ سلطانی‌ رابه‌ تنها یادگار فردوسی‌ دخترش‌ که‌ همچون‌ پدر انسانی‌ آزاده‌ و بلند طبع‌ بود سپردند ولی‌ او آن‌ را نپذیرفت‌ و شصت‌ هزار دینار وقف‌ ساختن‌ عمارت‌ رباط چاهه‌ که‌ بر سر راه‌ طوس‌ به‌ نیشابور و مرو بود گشت‌. جنازه‌ حکیم‌ نیز مورد جفای‌ بدخواهانش‌ قرار گرفت‌ و شیخ‌ ابوالقاسم‌ گرگانی‌ از عالمان‌ قشری‌ و متعصب‌ به‌ حکم‌ اینکه‌ فردوسی‌ عمر خود را به‌ ستایش‌ پهلوانان‌ مجوس‌ گذرانیده‌ است‌، اجازه‌ دفن‌ او را در قبرستان‌ مسلمانان‌ نداد و از این‌ روی‌ جسد شاعر گران‌ مایه‌ در باغ‌ طبران‌ که‌ متعلق‌ به‌ خود فردوسی‌ بود دفن‌ گردید. بزرگ‌ترین‌ شاهکار پیر فرهیخته‌ طوس‌ شاهنامه‌ او بود که‌ با وجود گذشت‌ دهها قرن‌ همچون‌ سندی‌ از افتخار برفراز گنبد رفیع‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ می‌درخشد. همانگونه‌ که‌ اشاره‌ شد فردوسی‌ با نگارش‌ این‌ کتاب‌ ارزنده‌ و عظیم‌ هویت‌ ملی‌ ایرانیان‌ را به‌ آنها باز شناساند و زبان‌ شیرین‌ فارسی‌ را نه‌ تنها از انحطاط نجات‌ داد بلکه‌ به‌ آن‌ اعتبار و رونق‌ وافری‌ بخشید. اساس‌ شاهنامه‌ نویسی‌ یعنی‌ توصیف‌ زندگی‌ شاهان‌ و پهلوانان‌ ایران‌ به‌ روزگاران‌ باستان‌ ایران‌ باز می‌گردد و ظاهرا در دوره‌ هخامنشیان و ساسانیان کتابهایی‌ از این‌ دست‌ موجود بوده‌ است‌. سنت‌ شاهنامه‌ نویسی‌ پس‌ از اسلام‌ و در دوره‌ حکومت‌ سامانیان‌ مجددا رونق‌ گرفت‌ و شاهنامه‌هایی‌ همچون‌ شاهنامه‌ مسعودی‌ مروزی‌، شاهنامه‌ ابوالمؤید بلخی‌، شاهنامه‌ ابوعلی‌ بلخی‌ و شاهنامه‌ ابومنصوری‌ و شاهنامه‌ دقیقی‌ بوجود آمدند که‌ ماخذ این‌ شاهنامه‌ها همان‌ داستان‌های اوستایی و کتاب‌های‌ پهلوی‌ همچون‌ خوتای‌نامک‌ (خدای‌ نامه‌) بوده‌ است‌. فردوسی‌در سال 365 ه.ق‌ با مطالعه‌ این‌ شاهنامه‌ها دل‌ به‌ نظم‌ شاهنامه‌ای‌ عظیم‌ که‌ تمامی‌ داستان‌های‌ ملی‌ ایران‌ رادربرگیرد سپرد و تلاش‌ سترگ‌ خود را که‌ می‌رفت‌ ملتی‌ را به‌ شعر و قلم‌ زنده‌ نگاه‌ دارد آغاز نمود.

در شاهنامه‌، حکیم‌ طوس‌ پس‌ از سپاس‌ خداوند توصیف‌ دانش‌ و خرد و مدح‌ پیامبر اسلام‌(ص‌) و یارانش‌ از کیومرث‌ آغاز کرده‌ و پس‌ از نام‌ بردن‌ شرح‌ زندگی‌ پنجاه‌ پادشاه‌ داستانی‌ و تاریخی‌ و حالات‌ و رزم‌ و بزم‌ پهلوانان‌ و وزیران‌ آنان‌ کتاب‌ خود را با شکست‌ یزدگرد سوم‌ ساسانی‌ و فتح‌ ایران توسط اعراب‌ به‌ پایان‌ می‌رساند. داستان‌ پادشاهی‌ منوچهر و بیان‌ آغاز تمدن‌ بشر، ضحاک‌، کاوه‌ آهنگر، فریدون‌، سام‌، زال‌، رستم‌، نوذر، افراسیاب‌، جنگ‌های‌ ایرانیان‌ و تورانیان‌، کیکاووس‌، هفت‌ خوان‌ رستم‌، سهراب‌، سیاوش‌، کیخسرو، بیژن‌ و منیژه‌، ظهور زرتشت‌، اسکندر و اشکانیان‌ و ساسانیان‌ هر یک‌ از داستان‌های‌ بسیار زیبا، شیرین‌ و جذاب‌ شاهنامه‌ می‌باشند که‌ خواننده‌ را به‌ عمق‌ تاریخ‌ ملی‌ وحماسی‌ ایران‌ برده‌ و غرور و افتخارات‌ بزرگ‌ ایرانیان‌ را به‌ آنان‌ باز می‌شناسانند. شاهنامه‌ اگرچه‌ در بادی‌ امر داستان ‌رزمی‌ ایران‌ است‌ ولی‌ حکیم‌ فردوسی‌ در لابه ‌لای‌ این‌ اشعار رزمی‌ معانی‌ باریک‌ و مطالب‌ عالی‌ فلسفی‌ و اجتماعی‌ و اخلاقی‌ بسیاری‌ را بیان‌ کرده‌ است‌ که‌ جذابیت‌ این‌ کتاب‌ بزرگ‌ را دو چندان‌ ساخته‌ است‌. نتیجه‌های‌ اجتماعی‌ واخلاقی‌ که‌ سخن‌سرای‌ حکیم‌ از داستان‌های‌ شگفت‌ شاهنامه‌ گرفته‌ است‌ و سخنان‌ عبرت‌انگیز و پندهای‌ سحرآمیزی‌ که‌ می‌دهد هر یک‌ نشان‌ و گواهی‌ است‌ از اینکه‌ جهان‌ و شکوه‌ جهان‌ گذراست‌ و انسان‌ باید در این‌ عمردو روزه‌ دلاور و بخشنده‌ و فداکار و راستگو و دستگیر و نیکوکار باشد. حکیم‌ طوس‌ از طریق‌ پندهایی‌ که‌ از زبان‌ پهلوانان‌ و شاهان‌ و دانشمندان‌ مانند اندرز منوچهر و نوذر و کیخسرو به‌ ایرانیان‌ و وصیت‌ این‌ شاه‌ به‌ گودرز و زال‌ و رستم‌ و... و سخنان‌ پرمغز بزرگمهر آورده‌ است‌ حکمت‌ عملی‌ را به‌ خوانندگان‌ خود آموخته‌ و آن‌ را سرمشقی‌ برای‌ زندگانی‌ بشر در نظر گرفته‌ است‌. سخن‌ سرای‌ بزرگ‌ ایران‌ همچنین‌ در شرح‌ گاه‌نشینی‌ و تاجگذاری‌ شاهان‌ بزرگی‌ همچون‌ ‌گشتاسب و شاپور و بهرام‌ و قباد و نوشیروان‌ و هرمز از زبان‌ آنان‌ به‌ نیایش‌ خداوند و ستایش‌ راستی‌ و گسترش‌ داد و دانش‌ پرداخته‌ و دستور زندگانی‌ توأم‌ با صلح‌ و آرامش‌ و عدالت‌ را که‌ می‌توان‌ برای‌ تمامی‌ جهانیان‌ سرمشق‌ قرار گیرد در اختیار انسان‌ها گذارده‌ است‌.

حکیم‌ با وجود اینکه‌ شرح‌ رزم‌ و پیکار و دشمنی‌های‌ اقوام‌ و ملل‌ را گفته‌ است‌ ولی‌ روح‌ بزرگ‌ او جهان‌ را با نظر وحدت‌ دیده‌ است‌ و ستیزه ‌جویی ‌های‌ بشر را دلیل‌ نادانی‌ آنان‌ برشمرده‌ است‌. او حقیقت‌ ادیان‌ را مانند خود خداوند یکی‌ دانسته‌ است‌ و خصومت‌های‌ ملل‌ را بر سر دین‌ ابلهانه‌ توصیف‌ کرده‌ و از تفرقه‌های‌ بی ‌مایه‌ مردم‌ با تأثر یاد نموده‌ است‌. پیر طوس‌ در شاهکار بزرگ‌ خود احساسات‌ بشری‌ را با سخنان‌ زیبا و عبارتهای‌ دلربا و دل‌انگیزی‌ تصویر و تعبیر نموده‌ و نشان‌ داده‌ است‌ که‌ در خلق‌ صحنه‌های‌ عاشقانه‌ نیز به‌ همان‌ میزان‌ صحنه‌های‌ رزم‌ و نبرد تبحر و تسلط دارد. سخن‌ در باب‌ شاهنامه‌ و اهمیت‌ آن‌ بسیار است‌ و دریغا که‌ محدودیت‌ این‌ مقال‌ اجازه‌ بحث‌ بیشتر را در این‌ خصوص‌ نمی‌دهد. این‌ دیوان‌ ارجمند شعر و ادب‌ فارسی‌ سند ملت‌ ماست‌ و داستانهای‌ پهلوانان‌ ایرانی‌ شاهنامه‌ به‌ تک‌ تک‌ ایرانیان‌ درس‌ شجاعت‌ و عفت‌ و فداکاری‌ و میهن‌دوستی و وفا می‌آموزد. شاید به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ داستان‌های‌ این‌ کتاب‌ جاودانی‌ با وجود گذشت‌ قرن‌ها و قرن‌ها هنوز در گوشه‌ و کنار ایران‌ از پایتخت‌ تا دورافتاده‌ترین‌ شهرها و روستاها در منازل‌ و قهوه‌خانه‌ها و چادرهای‌ ایلات‌ و عشایر به‌ شیوه‌ نقالی‌ جاری‌ می‌شود و مردم‌ ایران‌ را از هر نژاد و طایفه‌ و دین‌ و مذهب‌ شیفته‌ روح‌ بلند و دلاوری‌های‌ پهلوانان‌ ایران‌ و عواطف‌ انسانی‌ آنها می‌نماید. ابیاتی‌ وی در شاهنامه‌ خود گویای‌ بلندی‌ نظر و آزادگی‌ روح‌ فردوسی‌ و تسلط شگرف‌ او در آرایش‌ صحنه‌ها، گزینش‌ کلمات‌، ترکیب‌ استادانه‌ اجزای‌ جملات‌ و ارایه‌ تصاویر متناسب‌ با موضوع‌ و صور حسی‌ خیال‌ است‌.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:12  توسط شاهپور صدریفرد  | 

پیدا نمی شی هرجا میگرد م.هرجا رو گشتم پیدا ت نکردم

نمی دونستی واست میمیرم.نموندی تا من آروم بگیرم

گفتم بهت نرو بمون پیشم اما تو رفتی و منو شکستی

اما بون دوستت دارم تورو میخوام هر جا که باشی.هر جا که هستی

طاقت ندارم نباشی پیشم.تا تو نیایی آروم نمی شم.بیا که خسته ام دیگه شکستم

بیا دستا تو بزار تو دستم.مریم نازم.بیا کنارم طاقت ندارم محاله یک روز تنهات بزارم

نگو نمی تونی پیشه من بمونی.رفتی و سهم من چشمای بارونی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:47  توسط شاهپور صدریفرد  | 

آنتونی رابینز  (Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.

 گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

 

  پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

  او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل

می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد.. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: â€� شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.â€�

آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز  کنید .

راز موفقیت آنتی رابینز را در مجموعه زیر پیدا کنید :

آیا از مشکلات زندگی خسته شده اید؟
آیا به اندازه کافی پول ندارید؟
آیا از شغلتان ناراضی هستید؟ آیا ماشین مدل جدید می خواهید؟ آیا می خواهید صاحبخانه
شوید؟ آیا می خواهید ازدواج کنید؟ آیا می خواهید وارد دانشگاه شوید؟ آیا زندگی تان دچار بحرانهای مختلف شده است؟
آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟
متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب اینگونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند. آنها افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هر کاری در این جهان اصولی دارد و در واقع مرز بین خوشبختی و بدبختی فقط یک راز است.

ما این راز را برای شما فاش می کنیم و از همین حالا ورود شما را به جمع افراد خوشبخت تبریک می گوییم !

لازم به ذکر است این مجموعه در ۱۲ دی وی دی ارائه شده است و با قیمت های متفاوتی بین ۱۸ تا ۴۸ هزار تومان فروخته می شود.
فروشگاه ایران من این مجموعه با همان کیفیت در ۲ دی وی دی با قیمت فقط ۶۹۰۰ تومان به فروش گذاشته است.

» قابل پخش در تمامی دستگاه‌های پلیر پخش DVD خانگی و کامپیوتر
» همراه با زیرنویس فارسی و انگلیسی

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 22:36  توسط شاهپور صدریفرد  | 

سفره عقد
زن :عزيزم اميد وارم هميشه عاشق بمانيم وشمع زندگيمان نوراني باشد.
مرد: عزيزم کي نوبت کيک مي شه؟

روز زن
زن : عزيزم مهم نيست هيچ هديه اي برام نخريدي يک بوس کافيه
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزي تو عاليه عزيزم (شام چي داريم؟)

روز مرد
زن :واي عزيزم اصلا قابلتو نداره کاش مي تونستم هديه بهتري بگيرم.
مرد:حالا اشکال نداره عزيزم سال ديگه جبران مي کني (چه بوي غذايي مي ياد)

روز بعد از تولد بچه
زن:واي ماماني بازم گرسنه هستي , (عزيزم شير خشک بچه رو نديدي)
مرد: با دهان پر(نه عزيزم نديدم , راستي عزيزم شير خشک چرا اينقدر خوشمزه است)

چهل سال بعد
زن :عزيزم شمع زندگيمون داره بي فروغ ميشه ما پير شديم
مرد :يعني ديگه کيک نخوريم

دو ثانيه قبل از مرگ
زن :عزيزم هميشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه

وصيت نامه
زن: کاش مجال بيشتري بود تا درميان عزيزانم مي بودم ونثارشان مي کردم تمام زندگي ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزي بديد

اون دنيا
زن : خطاب به فرشته ي مسئول :خواهش مي کنم ما را از هم جدانکنيد , نه نه عزيزم , خدايا به خاطر من(((وسر انجام موافقت مي شه مرد از جهنم بره بهشت)))
مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توي بهشت شام چي ميدن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:58  توسط شاهپور صدریفرد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:47  توسط شاهپور صدریفرد  | 

جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم

خرس گفت  الان وقت خواب زمستان

بعد اء باهات صحبت می کنم :خرس

رفت و خوابید ولی نمی دونست عمر جیر جیرک سه روزه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:11  توسط شاهپور صدریفرد  | 

اسلام و علیک یا فاطمه زهرا (س)

 شهادت جانگداز صدیقه کبرا حضرت فاطمه زهرا (س) را به عموم مسلمانان بویژه شیعیان سراسر دنیا  و مردم مسلمان کشورمان ایران عزیز تسلیت میگویم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 19:16  توسط شاهپور صدریفرد  | 


مصيبت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها تنها يک جراحت و زخم نيست!!!


حقيقت ، درب و خانه ، آرمانها و اهداف فاطمي است...


مهم اين است که من و تو کدام سوي درب ايستاده ايم.....


 


خداوندا لحظه به لحظه محب علي و آل علي و محبت فاطمه زهرا سلام الله عليها را و بغض دشمنان حضرت را از جمله عمر حرام زاده و ابوبکر و عايشه را در دل ما زياد کن.


 


خداوندا به حق اين روز


اللهم عجل لوليک الفرج


کاش عمر ذره اي احساس داشت
احترام باغبان و ياس داشت
کاش زهرا پشت در تنها نبود
مادر سادات هم عباس داشت


***********************************************************


اي کاش فدک اين همه اسرار نداشت
اي کاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد محسن زهرا اين است
اي کاش در سوخته مسمار نداشت



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 19:9  توسط شاهپور صدریفرد  | 

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.


ادامه مقاله

شناسایی دروغگو با یک نگاه

دروغ مفهومی است انتزاعی و انسانها تنها به دو دلیل دروغ می گویند: یا برای رسیدن به لذت بیشتر، یا اجتناب از افزایش درد و رنج. عده ی بسیار زیادی از افراد بی هیچ دلیل خاصی و تنها به خاطر تمایلات فردی، روزانه دروغ های بیشماری را بر سر زبانهایشان جاری می سازند. در مورد سوابق شغلی دروغ می گویند، وقتی خانم سوال می کند که لباس جدیدش زیباست (با پوزش از خانم ها) حتی بدون اینکه نیم نگاهی بیندازند، حرف او را تائید می می نمایند و ... در این ...


ادامه مقاله

محاسبه میزان خواب مورد نیاز بدن

آیا در تمام طول روز احساس خواب آلودگی می کنید؟ همیشه در حال خمیازه کشیدن هستید؟ گیج و بی حوصله اید؟ خوب شاید واقعاً به اندازه ی کافی نمی خوابید! استراحت کافی یکی از ضروریات زندگیست. حتی یک شب خواب ناقص، واکنش هایتان را کند کرده و عملکرد ذهنیتان را با اختلال مواجه می سازد. محرومیت از خواب کافی بر روی سیستم ...


ادامه مقاله

اسرار احساسی رهبران بزرگ

من قبلاً تصور می کردم که احساسات نقطه ضعف آدمی هستند. این مسئله باعث شد تا تجربیات تلخی را در طول زندگی خود کسب کنم.

آیا شما هم جزء افرادی هستید که فکر می کنند احساسات نقطه ضعف انسان هستند و برای پیشرفت کردن ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:14  توسط شاهپور صدریفرد  | 

 

آهنگ جديد و بسیار زيبای متين صفرپور با نام يه دونه دلبر

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Mojtaba Bahramkhan - Rafti Amma

آهنگ جديد و زیبای مجتبی بهرام خان با نام رفتی اما

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Reza Sadeghi - Royaye Darya

آهنگ جديد و فوق العاده زيبای رضا صادقی با نام رويای دريا

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Salim Rahbar - Tamumesh Mikoni Ya Na

آهنگ جدید و یسیار زیبای سلیم رهبر با نام تمومش میکنی یا نه

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Matin Rahmani - 2 New Track

دو آهنگ جديد و زيبا به نام وقتی با من نباشی و خاطره شمرون با صدای متین رحمانی 

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Matin 2 Hanjare - Shekaste

آهنگ جديد و بسیار زيبای شكسته با صدای متين 2 حنجره

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Mahyar Bazazan - Jaye Khali

آهنگ جديد و بسیار  زيبای مهیار بزازان با نام جای خالی

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Kiarash Asharioon Ft Amir54 - Bache Zerang

آهنگ جديد و شاد بچه زرنگ با صدای كيارش اشعریون و امير

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Hamid Khandan - Ashegh Naboodi

آهنگ جديد و زيبای حميد خندان با نام عاشق نبودی

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Hamed - Atesh Pareh

آهنگ جديد و بسيار زيبای آتيش پاره با صدای حامد

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Fariborz - Bayad Beram

آهنگ جديد و بسيار زيبای فريبرز با نام بايد برم

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Ashkan Yousefi - Eteraf

آهنگ جديد و زيبای اشكان يوسفی با نام اعتراف

| آهنگ ساز: اشکان یوسفی / تنظیم : بهروز / ترانه سرا: فریبا وکیلی |

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Vahid & Majid - 2 New Track

۲ آهنگ جدید و زیبا از وحید و مجید

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Rasool Rasooli - 3 New Track

3 آهنگ جديد و بسیار زيبا از رسول رسولی

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Soheil Jami - Dari Mashkook Mizani

آهنگ جدید و زیبای سهیل جامی یا نام داری مشکوک میزنی

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Mohsen Yahaghi - Darde Taze

آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن یاحقی با نام درد تازه

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Majid Alipour - Bargard

آهنگ جدید و بسیار زیبای برگرد با صدای مجید علیپور

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -

Majid & Herman - Bia Gheresh Bede

آهنگ جدید و زیبای مجید و هرمان با نام بیا قرش بده

برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید

------------ --------- --------- --------- --------- ---------

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:44  توسط شاهپور صدریفرد  | 

طرز برخورد صحیح با خانمها

برخی از آقایون واقعاً کم لطف و بی اعتنا هستند. خانمها به شدت نیازمند تشکر و قدردانی بوده و تمایل دارند که طرف مقابل همواره و در همه حال علاقه و محبت خود را به آنها ابراز کند. خانمها به کسی احتیاج دارند که بتوانند از نظر روحی با او ارتباط برقرار کنند. آنها کسی را می خواهند که بتوانند با تمام وجود به او اعتماد کنند؛ به دنبال یافتن مردی هستند که بتوانند با او آزادانه در مورد مشکلات ...


ادامه مقاله

مدیریت ریسک در تجارتهای خٌرد

مدیریت ریسک عبارت است از تشخیص، اندازه گیری، و ارزیابی خطرات احتمالی و ایجاد تدابیری به منظور مدیریت آنها با در نظر گرفتن حداکثر میزان موفقیت. این امر به طور اخص ارتباط تنگاتنگی با استفاده بهینه از تکنیک های تجاری، الگوبرداری های متعارف اقتصادی، و بررسی های مالی برقرار می کند.


ادامه مقاله

عشق و اسکناس: اهمیت وفاق مالی در روابط

مبحث رابطه زناشویی و مقوله ی سرمایه گذاری هر دو به نوبه ی خود مفاهیم پیچیده ای هستند و درآمیختن این دو مطلب می تواند منشاء ایجاد فاجعه باشد. در این مقاله قصد داریم تا کارهایی را که شما باید (و نباید) با پول خود در یک ارتباط جدی انجام دهید را به شما آموزش دهیم.


ادامه مقاله

رژیم غذایی مدیترانه ای

اگر به دنبال برنامه ی ویژه ی غذایی به منظور محافظت از قلب خود هستید، ما رژیم غذایی منحصربفرد مدیترانه ای را به شما پیشنهاد می کنیم. این رژیم غذایی شامل انواع مختلف فاکتورهای مورد نیاز برای حفظ سلامت عمومی بدن و به ویژه قلب می باشد. علاوه بر این حاوی روغن خوش عطر و طعم زیتون و نوشیدنی های ملایم هم می باشد که برگرفته از آداب غذایی سنتی کشورهای کرانه ی دریای مدیترانه است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 17:8  توسط شاهپور صدریفرد  | 


 
 
در حال حاضر در جهان حدود 9/1 میلیارد نفر از تلفن همراه استفاده می‌کنند و این آمار در امریکا فقط به 220 میلیون نفر می‌رسد. تصورش را بکنید ما در چه دنیایی از امواج تلفن‌های همراه زندگی می‌کنیم. پژوهشگران دانشگاه صنعتی امیرکبیر به تازگی با هدف بررسی خطرات احتمالی امواج الکترومغناطیسی تلفن همراه, آثار این امواج بر بافت‌های مغز و جمجمه را مدل سازی کرده اند.

به گفته دکتر رضا صراف, عضو هیات علمی دانشکده مهندسی برق دانشگاه امیر کبیر و مجری این طرح, میزان جذب امواجی که از تلفن همراه به سمت گوش می‌آید, با توجه به فاصله گوش و فرکانس موج متفاوت است. به طور معمول بیش از 70 درصد امواج به وسیله بافت جمجه و مغز جذب می‌شود و به شکل انرژی حرارتی در می‌آید. صراف با اشاره به نتایج این مطالعه می‌گوید:" اگر چه عوامل گوناگونی از جمله فاصله تلفن همراه از گوش و میزان فرکانس درجذب امواج موثر هستند اما اثر زیانبار صحبت بی وقفه با تلفن‌های همراه آشکار و بدیهی است."

حتما شما هم نمی خواهید با صحبت‌های طولانی با تلفن همراه تحت تاثیر امواج خطرناک این تلفن‌ها قرار بگیرید. در این صورت چون نمی شود استفاده از تلفن همراه را کنار گذاشت, باید بدانید که چگونه می‌توانید این آثار زیان بار را ضمن استفاده از تلفن همراه تان کاهش دهید:

1. مدت زمان مکالمه تان را کاهش دهید: بهترین راهکار این است که مدت زمان تماس و مکالمه با تلفن همراه تان را کاهش دهید. مطالعات نشان می‌دهد که اگر شما بیش از دو دقیقه با تلفن همراه صحبت کنید, امواج مغزی شما تحت تاثر امواج تلفن همراه قرار می‌گیرد.

2. کودکان فقط در مواقع اورژانس: این به هیچ وجه درست نیست که کودکان یک تلفن همراه مخصوص خودشان داشته باشند چون مغز کودکان در حال رشد است و اثر امواج تلفن همراه بر آن بیشتر است. بهتر است کودکان جز در موارد اورژانس با تلفن همراه خود صحبت نکنند.

3. تلفن همراه را در جیب شلوارتان و یا روی کمربندتان قرار ندهید: بهتر است تلفن همراه را در جیب شلوارتان قرار ندهید چون بافت‌های بخش پایینی بدن بیشتر از بافت‌های سر و صورت, اشعه‌های مضر تلفن همراه را جذب کرده و آسیب می‌بینند. نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد مردانی که تلفن همراه را در جیب شلوارشان قرار می‌دهند تعداد اسپرم‌هایشان 30 درصد کاهش پیدا می‌کند.

4. اول بگذارید ارتباط برقرار شود: اگر شما از هدست یا گوشی استفاده نمی کنید وقتی شماره می‌گیرید اجازه دهید اول تلفن همراه تان وصل و ارتباط با طرف مقابل برقرار شود سپس آن را روی گوشتان قرار دهید. در این صورت تحت اشعه مضر کمتری قرار می‌گیرید. شما می‌توانید برقرار شدن ارتباط را روی صفحه تلفن همراه تان ببینید.

5. تلفن همراه تان را در داخل پوشش‌های فلزی و محفظه‌های دربسته فلزی قرار ندهید: برای موبایل تان پوشش‌های فلزی نخرید و آن را درون بسته‌های فلزی دربسته قرار ندهید. این محفظه‌های فلزی مانند یک گیره عمل کرده و اثر امواج تلفن همراه را که به سمت بدن شما می‌آیند تشدید می‌کند.

6. تلفن همراهی با میزان اِس.اِی.آر پایین تر (تلفن همراهی با جذب پایین اشعه برای بدن) بخرید: هنگام خرید تلفن همراه به میزان اِس.اِی.آر آن توجه کنید. این عدد به طور معمول به وسیله شرکت سازنده تلفن همراه روی گوشی و یا کاتالوگ آن درج می‌شود و نشان می‌دهد که هنگام استفاده از تلفن همراه چه مقدار از امواج جذب بدن شما می‌شود. هرچه این عدد در یک گوشی تلفن همراه پایین تر باشد آن گوشی ایمن تر است و بیشتر شما را از آثار مخرب اشعه‌های تلفن همراه مصون می‌دارد.

7. از هدست استفاده کنید: برای اینکه امواج تلفن همراه هنگامی که آن را روی گوش تان قرار داده اید مغز شما را نشانه نروند باید آن را از سرتان دور کنید. بهترین کار این است که از یک "هندزفری" یا "هدست" استفاده کنید. این کار موجب می‌شود امواج تلفن همراه به سمت مغز شما نیایند و فقط بتوانید با هندزفری مکالمه خودتان را انجام دهید.

8. از هندزفری‌های بلوتوث دار استفاده کنید: گرچه این مدل از هندزفری‌ها هم امواجی را به سمت مغز شما می‌فرستد ولی محققان می‌گویند این امواج 100 مرتبه کمتر از امواجی هستند که هنگامی که گوشی تلفن همراه را روی گوش تان قرار می‌دهید, به مغزتان می‌رسد ولی فراموش نکنید آن را هنگامی که صحبت نمی کنید از گوش تان جدا کنید چون در این شرایط باز هم امواج بلوتوث به سمت مغز شما می‌آیند.

9. از هندست (هندزفری)‌هایی استفاده کنید که درونشان یک لوله توخالی به کار رفته است: این هندزفری‌ها درست مانند هندزفری‌های معمولی هستند با این تفاوت که آن بخش از هندزفری که در مجاورت گوش قرار می‌گیرد از یک لوله توخالی که درون آن هیچ سیمی عبور داده نشده, تشکیل شده است. به این ترتیب صدا به طور مستقیم از هوای درون این لوله خالی و با ارتعاش مولکول‌های هوا به گوش شما می‌رسد و امواجی راکه به مغز می‌رسد کاهش می‌دهد.

10. از اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید: یک راه آسان دیگر برای کاهش تماس با امواج مضر تلفن همراه این است که هنگام صحبت کردن با آن, اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید. فراموش نکنید در این شرایط تلاش کنید تا می‌توانید تلفن همراه را دورتر از بدن تان قرار دهید. با بیشتر فاصله میزان امواج الکترمغناطیس به میزان زیادی کاهش می‌یابد.

11. از آنتی اکسیدان‌ها استفاده کنید: آنتی اکسیدان‌ها موادی هستند که از پیری پیشگیری می‌کنند و برای سلامت بدن بسیار ضروری هستند. امواج تلفن همراه می‌توانند این ترکیبات حیاتی بدن را از بین ببرند و فرمول شیمیایی آنها را بشکنند. بنابراین چون در طول روز شما مدت زیادی تحت تابش این اشعه‌های مضر قرار می‌گیرید خوب است از مکمل‌های آنتی اکسیدان در غذاهای روزانه تان استفاده کنید.

12. جلوی آنتن موبایلتان را نپوشانید: سعی کنید جلوی آنتن موبایلتان را نپوشانید. مسدود کردن آنتن تلفن همراه هنگام استفاده مقدار پرتوهای جذب شده از طریق مغز را افزایش می‌دهد. این کار موجب می‌شود کارایی تلفن همراه کاهش یابد و موجب شود موبایل از برق بیشتری برای ایجاد کیفیت بیشتر استفاده کند و پرتوهای بیشتری را منتشر کند.



  


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 23:14  توسط شاهپور صدریفرد  | 

چشمه‌هاي جوشان ايران

چشمه‌هاي آب معدني ايران يكي از مهمترين ثروت‌هاي كشور براي توريسم‌درماني و اكوتوريسم است.

چشمه‌هاي آب گرم در اکثر مناطق آتشفشانی جدید ایران، چشمه‌های آبگرم وجود دارد. آب تمام این چشمه‌ها تقریبا منشا سطحی دارند. آبهای سطحی با نفوذ خود از خلال شکستگیها ، تدریجا گرمتر شده و در افقهای تحتانی، هنگامی که به سطح زمین می‌رسند به صورت چشمه‌های آبگرم نمایان می‌شوند. به همین دلیل وجود شکستگیها و گسل‌ها در مناطق آتشفشانی را عامل ظهور و پیدایش چشمه‌ها ذکر می‌کنند. معمولا در یک منطقه محدود، دمای آب این قبیل چشمه‌ها در طول سال تا چند درجه تغییر می‌کند. این مسئله مربوط به نفوذ زیاد آبهای سطحی (مثلا پس از بارندگی و بارش برف) و کاهش نفوذ در مواقع کم‌آبی است. در شرایط یکسان هر قدر چشمه‌ها به مناطق عمیق‌تر نفوذ کند و آب سریعتر به سطح زمین برسد گرمای آن بیشتر است. امروزه نقش آتشفشانها درایجاد چشمه‌های معدنی بر کسی پوشیده نیست. ولی بعضی از واکنشهای گرمازا مانند واکنشهای هسته‌ای و حرکات زلزله نیز ممکن است در این کار دخالت داشته باشند. مسلما با نفوذ آبهای گرم از خلال سنگها، مقداری مواد محلول در آنها وارد می‌شود و به این طریق چشمه‌های معدنی بوجود می‌آیند. چشمه‌هاي آب‌گرم اردبيل در دامنه کوههای آتشفشانی سبلان در اطراف اردبیل تعدادی چشمه‌های معدنی دیده می‌شوند. وجود سازه‌هاي گردشگري مانند رستوارن‌ها و هتل‌ها در سرعين اين شهر را به مهمترين مركز توريسم درماني در ايران تبديل كرده است. چشمه‌های آبگرم خلخال این چشمه‌های معدنی در 22 کیلومتری شمال غرب هروآباد واقع است. آب آنها از انواع معدنی بی‌کربناته سدیک ، گازدار و بسیار گرم است. این چشمه‌ها در دامنه دره‌ای قرار دارند که بوسیله گسل ، لایه‌های آهکی رسوبی از سنگهای آندزیتی جدا می‌شود. در جنوب غرب هروآباد نیز در دهکده گرمخانه ، چندین چشمه آبگرم وجود دارد که دمای آنها 30 تا 50 درجه سانتیگراد است. با توجه به فعالیت آتشفشانی کواترنر که در ضلع جنوبی (حدود 18 کیلومتری جنوب هروآباد) دیده می‌شود، به نظر می‌رسد که چشمه‌های آبگرم خلخال به این قبیل فعالیت آتشفشانی وابسته باشد. چشمه‌های معدنی بستان‌آباد چشمه‌های معدنی بستان آباد در ده اسک‌کندی در 60 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است. مظهر اصلی آبگرم بستان آباد در داخل دره که خود از نوع گسلی است، قرار دارد. آب آن کمی شورمزه و دبی آن 8 لیتر بر ثانیه است. آب آن از نوع کلروسولفاته ، گازدار و گرم است. در اطراف چشمه رسوب سیاه رنگ دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که فعالیت چشمه با گسلهایی ارتباط دارد که بخشی از گسل تبریز محسوب می‌شوند و در عین حال به فعالیت آتشفشانی سهند وابسته‌اند. چشمه زندان سلیمان این چشمه در نزدیک شهرستان قروه قراردارد و در واقع دو مظهر در جنوب زندان سلیمان دارد که از آب آنها در مسیر استخر طبیعی استفاده می‌شود. آب آن از نوع بی‌کربناته و سولفات کلسیم‌دار ، گرم و گوگردی است این چشمه‌ها به فعالیت آتشفشانی کواترنر این ناحیه وابسته است. چشمه‌های آسک در شهرک آب آسک و دردو طرف بستر رودخانه هراز که از این محل عبور می‌کند، تعدادی چشمه از سنگهای آهکی ژوراسیک این ناحیه بیرون می‌آید که رسوبات تراورتن در مظهر برخی از آنها تشکیل شده است. این چشمه‌ها ازنوع بی‌کربناته کلسیم با P H اسید و حاوی و گوگرد است. آب چشمه‌های آسک بیشتر از آبهایی تامین می‌شود که در گذشته پشت سد طبیعی لار یا در حال حاضر ، در پشت سد مصنوعی جمع می‌شود. این آب در خلال لایه‌های آهکی ژوراسیک کف دریاچه، مجاری و غارهای زیرزمینی ایجاد کرده است که پس از عبور از این مجاری و گرم‌شدن به صورت چشمه به سطح زمین می‌رسد. چشمه معدنی گنو در 33 کیلومتری شمال بندر عباس در سرراه سیرجان ، چشمه آبگرم نسبتا مهمی وجود دارد که از نوع کلروسولفات کلسیم‌دار گوگرد است. آب آن خیلی گرم و علت آن ممکن است به درجه زمین گرمایی محلی مربوط باشد. چشمه‌های معدنی محلات در اطراف محلات و در 30 کیلومتری مغرب دلیجان ، رسوبات تراورتن فراوانی بر جای مانده است که نشان دهنده فعالیت قدیمی در این ناحیه است. در برخی مناطق ، همراه با رسوبات آهکی ، رسوبات آهنی قرمز تا زرد رنگ دیده می‌شود. این چشمه‌ها را به فعالیتهای آتشفشانی بخش شمالی این منطقه مربوط می‌دانیم که آب آنها پس از نفوذ به داخل شکستگیها و انحلال مواد آهکی، دوباره به سطح زمین می‌رسد. چشمه‌های گوگرد رامسر در رامسر چشمه‌های آبگرم گوگردی متعددی وجود دارند. این چشمه‌ها در امتداد گسل رامسر واقع‌اند. در جنوب رامسر ، چشمه زیرپل معروفیت بیشتری دارد که آب آن از چند نقطه و از کف حوضچه خارج می‌شود. در کف حوضچه نیر بلورهای پیریت و گوگرد دیده می‌شود. جدار داخلی حوضچه سیاه رنگ و رسوبات آهکی متخلخل بر آن نشسته است. در سمت مشرق رامسر چشمه گوگردی آب سیاه وجود دارد که دمای آن کمتر از سایر چشمه‌ها است 

درباره جزیره آشوراده

آشوراده يا جزاير آشور نام بخشي از خشكي شبه جزيره ميانكاله است كه در قسمت شرقي آن واقع شده است. از سابقه اوليه سكونت و وجه تسمه آن اطلاع درستي در دست نمي باشد.

آشوريان: نام قومي از نژاد سامي ساكن بابل است كه سپس به سواحل وسطاي دجله و جبال مجاور آن هجرت كردند و آنجا دولتي كوچك به نام آشور بنياد نهادند. آشور نام رب النوع معبد آنان بوده و پايتخت اين ملك نيز در ابتدا شهري به همين نام بود ولي در دوره هاي بعدي شهر كالا و پس از آن نينوا عاصمه ملك كردند استقلال اين قوم ميان قرن 18 و 15 پيش از ميلاد بوده است رفته رفته اين دولت بزرگ شده واز طرفي تا مصر و از يك سو تاكوير ايران و ارمنستان انبساط يافت وماد و پارسي دست نشانده او شدند و ايلام ازميان برفت. عده زيادي از نويسندگان ، آشوراده را همان جزيره مشهور تاريخي آبسكون مي پندارند. محمد حسن خان اعتماد السلطنه صاحب مرآه البلدان كه در ركاب ناصرالدين شاه قاجار به اين ناحيه سفر كرده است در اين باره چنين نوشته است: آبسكون شهر كوچكي است در كنار درياي طبرستان (بحر خزر)، آن قسمت از دريا كه مجاور اين شهر است، نيز معروف به آبسكون است مسافت آن باگرگان سه روز راه است. مولد، ابوالعلي احمد بن محمدبن صالح التيني است كه در شهر صور در كنار درياي شام منزل گرفته است. آبسكون شهريست بركران دريا، آبادان و جاي بازرگانان همه جهان است كه بدرياي خزران بازرگاني كنند واز وي كميخته پشمين و ماهي گوناگون خيزد. در پذيرش آشوراده به عنوان جزيره مشهور آبسكون به سبب عزيمت و استقرار سلطان محمد خوارزمشاه جاي تأمل فراوان دارد. بر پايه برخي اسناد ونوشته هاي كتبي و همچنين اطلاع از نوسانات آب درياي خزراين احتمال از قوت افزونتري برخوردار مي گردد كه آبسكون جزيره ديگري بجز ميانكاله يا قسمت انتهايي آن آشوراده بوده كه به سبب نوسانات آب درياي ظهور و سپس ناپديد گرديده است. در تاريخ آمده است كه سلطان محمد خوارزمشاه در سال 617 هجري قمري (بعد از حمله مغول) به جزيره آبسكون پناه برد ودر آنجا درگذشت. همچنين در سند ديگري آمده است كه قبل از حمل مغول به ايران، رود جيحون به درياي خزر مي ريخته است و سپاهان مغول آن را به پشت درياچه آرال سير داده و موجبات كاهش سريع سطح درياي خزر از 2/26- متر به 5/3- متر را فراهم مي آورند. بديهي است با پايين آمدن سطح آب به ميزان بيش از 4 متر قسمتهاي از كف دريا به صورت جزيره سربرافراشته كه يكي از آنها آبسكون بوده است. گواه ديگر مختصات جغرافيايي ارائه شده از سوي خواجه نصيرالدين طوسي و الغ بيگ است كه آبسكون را در 37 درجه و 15 دقيقه شمالي معرفي نمود كه با حدود گميشان كنوني تطبيق دارد. لذا با توجه به اينكه آشوراده در مدارَ 54/ْ36 واقع گشته، آبسكون 21 دقيقه شمالي تر بوده و نمي تواند آشوراده همان آبسكون باشد. گواه ديگر آنكه در كتاب بساطين الفضل و در فرهنگ جهانگيري و در برهان قاطع كه به ترتيب در سالهاي 704-1017 و 1062 هجري قمري تأليف شده اند، در شرح جزيره آبسكون گفته اند كه اين جزيره را آب فراگرفته است. شواهد فوق تماماً مربوط به سالهاي پس از فرا سلطان محمد خوارزمشاه به آبسكون (617 هجري قمري ) است. و لذا مي توان چنين اذعان داشت كه آبسكون را در ميانه سالهاي 617 هجري قمري (وفات سلطان محمد خوارزمشاه در آبسكون) و 704 هجري قمري (سال تأليف كتاب بساطين الفضل) آب فراگرفته و پس از آن به سبب پايين رفتن سطح آب خزر به ميزان ذكر شده در اين سالها (5/30- متر) آبسكون مي توانسته از آب خارج به صورت يك جزيره ظاهر گردد. لذا آشوراده امروزي را نمي توان آبسكون دانست. آشوراده در اغلب منابع تاريخي به عنوان مجمع الجزاير آشوراده كه متشكل از سه جزيره بوده است، آمده كه با بالا آمدن سطح آب هر دو جزيره كوچك انتهاي آن در آب فرو رفته و در حال حاضر تنها يك جزيره باقي مانده است. به لحاظ سابقه تاريخي هر چند اين جزيره در طي دوران مختلف مورد توجه قرار گرفته است، ليكن آثار وابنيه تاريخي قديمي موجود در آن عمدتاً مربوط به قرن 19 ميلادي است. فقدان آثار و ابنيه تاريخي كهن در اين جزيره و يا بي اطلاعاي از آن امكان بررسي تاريخي آن را ميسر نساخته است. از سوي ديگر به سبب نوسانات آب درياي خزر وايجاد ارتباط يا قطع ارتباط اين جزيره يا شبه جزيره ميانكاله تاريخ آن را تا حدود زيادي با ويژگيهاي تاريخي اين شبه جزيره پيوند زده است. شبه جزيره ميانكاله كه آشوراده را مي توان بخشي از آن به حساب آورد، يكي از بزرگترين شبه جزاير سواحل جنوبي درياي خزر است. ميانكاله از دو كلمه «ميان» و «كاله» تشكيل شده است. «كال» به معني «جا، مكان وجايگاه» بوده و چه ميان كال، ميانه جا را گويند. زمين شكافته آب كند را نيز گفته اند. كاله زميني را گويند كه به جهت زراعت كردن آراسته و مهيا ساخته باشند. در اسناد ديگر نيز آمده كه، نام اين شبه جزيره را احتمالا از ميان قلعه گرفته شده است. زيرا در زمان صفويه قلاع متعددي در داخل جزيره ساخته شده بود. روسها در زمان تصرف و تسلط براين ناحيه و همزماني آن با تسلط مرشال پوتكمين بر دولت عثماني در سال 1773 ميلادي، نام شبه جزيره را «پاتيومكين (پوتمكين) » ونام جزيره اشوراده را «جزيره جنگي» نهادند. نام ميان قلعه نيز به وسيله روسها به ميانكاله تبديل گرديد. اين شبه جزيره در زمان صفويه به عنوان شكارگاه مورد توجه قرار گرفته و به اين سبب قلاع متعددي در اين جزيره ايجاد مي گردد. در دوران قاجاريه در زمان حكومت آقا محمد خان (سال 1781 ميلادي) روسها به فرماندهي كنت وينوويچ با يك دسته كشتي جنگي اقدام به اشغال شبه جزيره ميانكاله نموده وقصد داشت در اشرف ( بهشهر) پايگاهي را تأسيس نمايند كه با مخالفت آقامحمدخان مواجه شده و از اشرف منصرف ولي در نزديكي گلوگاه برجي ساخته كه در نهايت توسط شاه از ميانكاله وآشوراده اخراج گرديد. در زمان محمدشاه قاجار روسها مجدداً اجازه يافتند در استرآباد و بندرتركمن و جزاير آشوراده تأسيسات تجاري و سكونتي حتي قلاع نظامي برپا نمايند. آنچه مسلم است تا اين زمان عمده جمعيت ساكن در جزيره روس بوده وايرانيان كمتر در آن اقامت گزيده اند. در معاهده گلستان در سال 1813 ميلادي و تكرار آن در معاهده تركمن چاي (1828 ميلادي) داشتن ناو جنگي در اين دريا از ايران سلب و انحصار آن به روسيه واگذار گرديد. روسها از اين حق استفاده نمودند و در ده سال پس از امضاي تركمنچاي (در طي سالهاي 1838-1841) جزيره آشوراده را اشغال نمودند. در اين هنگام دولت ايران از روسها تقاضاي سركوبي تركمنها را نمود كه روسها موافقت و به همين جهت پايگاني در اين جزيره ساختند. در زمان ناصرالدين شاه قاجار نيزجزيره مورد توجه قرار گرفت و براي جلوگيري از حمل تركمنها قداعي ساخته شد كه اين قداع بوسيله تركمنها تخريب گرديد. روسها برغم چندين مرتبه تقاضااز جانب ايران براي تخليه آشوراده در زمان ناصر الدين شاه ووزير با كفايت ايران امير كبير، جزيره را تخليه نكردند. سرانجام با فروپاشي تزار و شروع حكومت شوراها، آشوراده تخليه گرديد. در عصر حاضر در زمان رضاخان قلعه اي در آشوراده ساخته شد كه تا چند دهه قبل به عنوان پاسگاه مرزي مورد استفاده قرار گرفت. در حال حاضر نيز اين جزيره دو بناي تاريخي در خود دارد. قلعه روسها كه در زمان رضاخان بناي آن تجديد گرديده و به پاسگاه تبديل شده و خانه وزير محتار روس، قلعه تخريب گرديده و خانه نيز در حال تخريب است. تاريخچه سكونت خاص ايرانيان در اين جزيره در بعد از آزاد سازي و خروج روسها به سالهاي نخستين دهه 1330 بر مي گردد. در اين زمان پايان يافتن قرارداد شركت شيلات ايران و روس و ايجاد تأسيسات بندري از سوي شيلات شمال ايران واستقرار آن در جزيره آشوراده منجر به جذب جمعيت شده و بنيانهاي سكونت در آن تجديد مي گردد. جغرافيا شرايط حاكم بر مرفولوژي ناحيه مورد مطالعه تنها متاثر از يك عامل بيروني (مكانيزمهاي فرسايشي) مي باشد. به لحاظ فرمولوژيكي آشوراده و ميانكاله به عنوان يك فليش ساحلي ساخته مي شوند. فليشها در حقيقت امتداد زبانه خشكي در آب است. از فليش ميانكاله مي توان به عنوان يك نمونه شاخص در جغرافياي ايران نام برد. به لحاظ ليتولوژي اين شبه جزيره از رسوبات آبرفتي حاصل از عملكرد فرسايش رودخانه كهر باران يانكارود و حمل وانباشته شدن رسوبات در اين ناحيه تشكيل شده است. جنس اين رسوبات بواسطه جنس سنگها در نواحي كه توسط آب حمل شده اند متفاوت است. اين رسوبات فاقد رس بوده كه علت اصلي آن شستشو توسط جريان آب دريا و عمل باد درحمل و برداشت خاك رس است. فقدان خاك رس در رسوبات ميانكاله و بطور محسوس جزيره آشوراده تاثير گذاري عمل فرسايش آب دريا و باد را چشمگير ساخته و تپه هاي ماسه اي ناشي از حمل آن توسط باد يا موج دريا را شكل داده است. اين تپه ها اصلي ترين ناهمواريهاي جزيره مي باشند كه سبب جنس ومكانيزم ايجادفاقد ارتفاع چشمگير بوده و عمدتاً به صورت تپه هاي كوتاه و كشيده ( كشيدگي از غرب به شرق به جهت جريان باد و اندازه قطر ماسه) با چاله هاي ميانشان جلوه گر شده اند. بررسي اسناد وشواهد تاريخي پيرامون مرفولوژي اين جزيره مؤيد اين نكته است كه در قديم بخش انتهايي ميانكاله را سه جزيره تشكيل مي داده است. از اين سه جزيره، دو جزيره شرقي كوچك وتنها جزيره غربي بزرگتربوده است. دوجزيره كوچك شرقي به سبب تحولات سطح آب و احتمالا عمل باد مدفون گرديده و در حال حاضر آشوراده تنها يك جزيره است كه با ايجاد كانال ( كانال خزيني) در بخش غربي آن از شبه جزيره ميانكاله جدا افتاده است. اين جزيره به سبب نوسانات آب دريا كه منجر به تحديد حريم آن مي شود، واجد مساحت متفاوتي بوده كه تحديد آن در زمانهاي مختلف صورت بدرستي نگرفته و اطلاع دقيقي در دست نيست. درعين حال مساحت آن با استفاده از نقشه هاي 1:50000 مربوط به سالهاي دهه 30 تا 40 حدود 14 كيلومتر مربع است. الف- درجه حرارت منطبق بر داده هاي آماري ايستگاه كليماتولوژي بندر تركمن ( به عنوان نزديك ترين ايستگاه به ناحيه) متوسط درجه حرارت سالانه 3/17 درجه سانتي گراد مي باشد كه مؤيد حاكميت هواي معتدل بر آن است. ساير خصوصيات حرارتي ناحيه بشرح ذيل است: - حداكثر درجه حرارت مطلق مشاهده شده برابر با 1/32 درجه سانتي گراد در مرداد ماه - حداقل درجه حرارت مطلق مشاهده شده برابر با 5/2 درجه سانتي گراد در دي ماه - متوسط ماهانه درجه حرارت برابر 3/17 درجه سانتي گراد - گرمترين ماه سال مرداد با متوسط 29 درجه سانتي گراد - سردترين ماه سال دي ماه با 6 درجه سانتي گراد ب- بارندگي: به سبب حاكميت شرايط خاص اقليمي بر ناحيه شرقي خزر، بارندگي از جنوب به شمال در حال كاهش است ولذا آشوراده به عنوان يكي از نقاط شرقي ناحيه واجد حداقل بارش سالانه است. براساس داده هاي ايستگاه بندر تركمن، متوسط سالانه بارندگي در اين ناحيه 398 ميليمتر مي باشد كه از اين ميزان 8/21 درصد در فصل زمستان، 6/21 درصد در فصل بهار، 2/6 درصد در تابستان، 4/50 درصد در فصل پاييز نزول مي کند. توزيع بارندگي ماهانه تمركز ماههاي پرباران در پاييز و ماههاي خشك در تابستان را نشان مي دهد. ج) باد: باد از ديگر داده هاي اقليمي است كه در شرايط محيطي جزيره تأثير بسزائي دارد. وقوع بادهاي شديد و جهت خاص آن از طريق حمل و جابجايي ماسه و يا فراهم ساختن زمينه حمله امواج به سواحل تأثير فراواني بر مرفولوژي سواحل و ابنيه داخل جزيره مي گذارد. متأسفانه ايستگاه مجاور ( بندر تركمن) پديده جوي باد را برداشت نموده و لذا تجزيه و تحليل آن از طريق داده هاي اين ايستگاه ميسر نيست. بررسيهاي پيمايشي در سطح ناحيه مؤيد وجود جريان باد غالب از غرب به شرق كه فصول سرد زمستان جاي خود را به باد شمالي شرقي به جنوب غربي با منشاء سيبري مي دهد، ميباشد. مزيد بر آن حاكميت نوعي نسيم به سبب وجود خشكي در حواشي خليج گرگان و آب در اطراف جزيره در سطح آن ايجاد مي گردد كه در تعيل هوا و كاهش ميزان رطوبت در تابستان تأثير دارد. د) تقسيم بندي اقليمي ناحيه جزيره در سواحل درياي خزر وبرخوردار از اقليم نيمه خشك كه مؤيد حاكميت شرايط خاص اقليمي در اين جزيره است خاك و منابع ارضي جزيره آشوراده به لحاظ ليتولوژي متشكل از رسوبات ساحلي است كه توسط پديده انحراف رودخانه ها درزمان اتصال به دريال و رسوب گذاري آنها حاصل گشته است (فليش) جنس رسوبها عمدتاً ماسه اي- آهكي بودهوهيچگونه خاك رسي در داخل ان مشاده نمي گردد. اين امر حاصل عمل مشترك باد و آب درياست. رسوبات داخل جزيره ريزدانه بوده و قطر ذرات حدود 75 ميكرون گزارش شده است. همچنين ميزان املاح معدني موجود در نمونه تجزيه شده شامل 10 درصد فلدسپات ، 12 درصد ميكا، 16 درصد كلريتوشيت و 5 درصد ژيپس گزارش شده است. ويژگيهاي خاكهاي ناحيه روشن مي سازد كه زمينهاي موجود اين جزيره گرچه براي فعاليت زراعي مناسب نبوده ليكن انجام برخي فعاليتهاي زراعي كه حساسيت بالايي به محدوديت خاك ندارند در بخش مركزي آن ( خاكهاي كداسIII ) تا حدودي امكان پذير است و زمينهاي اين جزيره لم يزرع نيست. لذا ميتوان با بكارگيري تمهيداتي از بخشي از زمينهاي آن را براي مقاصد خاص زراعي به طور محدود بهره جست. منابع آب شرايط خاص ليتولوژي و توپوگرافي جزيره مانع از شكل گيري و پيدايش منابع آبي متنوع براي آن شده است. بطوريكه در حال حاضر فقدان آب اصلي ترين خصيصه محيطي جزيره محسوب مي گردد.منابع آبي در اين جزيره بسيار محدود بوده واصولا مي توان اين جزيره را فاقد منابع آب شرب و تا حدودي زراعي معرفي نمود. گرچه بررسي جامع و دقيقي پيرامون منابع آبي جزيره صورت نگرفته است، ليكن بررسي واظهار و نظر بهره برداران قديمي مؤيد وجود منابع آبي بسيار محدودي در سفره هاي آبي محصور جزيره است. اين منابع در عمق اندكي قرار داشته و دسترسي به آن با حف چاه كم عمق دستي ميسر است. كيفيت اين آب نيز چندان مطلوب نبوده و به سختي مي توان از آن براي شرب استفاده نمود. پوششهاي گياهي و حيات جانوري به سبب محدوديت منابع ارضي، پوشش گياهي جزيره نيز واجد محدوديتهاي خاصي بوده و از تنوع و انبوهي قابل ملاحظه اي برخودار نيست. جزيره آشوراده در بررسي كلي از اكوسيستم خاص گياهي نواحي خشك برخوردار است. در اين پهنه به سبب فقدان منابع كاني در خاك گياهان خوشخوراك محدودي روييده و عمده پوشش گياهي آن را گياهان كم ارزش ( به لحاظ غذايي) به صورت سه تيپ غالب انار، تمشك وارچنگ (اسكوپ فوقاني) ساز( اسكوپ مياني) و پول يروموس، داكتليس و پراكيويوريوم (اسكوپ تحتاني) . گرچه گزارشات و اقوال سالخوردگان از پوشش گياهي علفي بسيار بلند جزيره كه تا ركاب اسب ارتفاع داشته است. خبر مي دهد، ليكن امروز بجز محدود درختچه هاي انار، تمشك و ارچنگ، درختان ديگري در جزيره مشاهده نمي گردد. در عين حال پوشش علفي آن نيز به رغم چراي مفرط قابل ملاحظه است كه خود عامل بسيار مهمي در كنترل ماسه اي روان بشمار مي آيد. گرچه اسناد و نوشته تاريخي مؤيد كشت خرما، پنبه و نيشكر در جزيره است ليكن امروز بجز برخي درختان ميوه در منازل قديمي پوشش زراعي ديگري در جزيره مشاهده نمي شود. ناحيه مورد مطالعه به سبب قرارگيري در يكي از نواحي حفاظت شده ايران زيستگاه مناسبي براي برخي از جانوران بشمار مي آيد. بدين سبب به رغم پوشش گياهي كم ارزش جزيره در ناحيه شمالي ايران حيات جانوري آن تا حدود زيادي قابل ملاحظه است. آشوراده و مهمتر از آن شبه جزيره ميانكاله يكي از مناطق حفاظت شده حيات وحش كشور ويكي از زيست بومهاي با ارزش ايران است. به اسثتناد مصوبه شماره 20 مورخ 12/8/1348 و رأي هيئت كميسيون ماده 20 ( سال 1344 ) و ماده 56 ( سال 1356) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور شبه جزيره ميانكاله در زمره منابع ملي و ملك دولت است. همچنين در بعد بين المللي، كنفرانس بين المللي حفظ تالابها و پرندگان مهاجر كه در سال 1971 ميلادي در رامسر ايران تشكيل شده بود به علت اينكه اين منطقه از ويژگيهاي خاص برخوردار بوده، اعضاء كنفرانس اين ناحيه را جزو پروژه ذخائر انسان وكره مسكون سازمان يونسكو پيشنهاد واز آن تاريخ جزو 59 منطقه بين المللي ذخائر طبيعي اعلام و به ثبت رسيده است. كشور مانيز به اعتبار اين ناحيه به عضويت كنفرانس تالابهاي بين المللي در آمده است. مزيد بر آن حيات وحش ميانكاله از جمله ذخائر بيوسفر 9 گانه ايران است كه در سال 1976 در پروژه شماره 8 برنامه انسان و گره مسكون سازمان ملل به ثبت رسيده و در طبقه بندي رفرانس هاي جغرافيايي زيستي جهان با شماره 12-34-2 مشخص و داراي ارزش جهاني است. اين ناحيه واجد زيستگاه دو گروه از پرندگان بومي و مهاجر و پستانداران است. پرندگان بومي آن عمدتاً قرقاول و دراج وپرندگان مهاجر آن شامل انواع كاكائي، گيدانشاه، چوب پا، پرستوي دريايي و گلايول ، انواع قو، اردك ، فلامينگو، پلكان، وغاز و ... است كه در فصول مختلف سال به شبه جزيره ميانكاله وجزيره آشوراده مهاجرت مي نمايند. پستانداران ميانكاله از گذشته هاي دور مورد توجه بوده اند و جلال الدين يزدي منجم شاه عباس صوفي ( 1007 هجري قمري) از شكار 17 گاوكوهي، 60 روباه، 600 روباه ، 600 گربه وحشي (پلنگ) و مقدار زيادي خوك حكايت مي كند و ناصر الدين شاه قاجار به قلم خود از گرفتن دو گورخر و غزال زنده در حوالي قلعه پلنگان مي نويد. متأسفانه تخريب شديد زندگي پستانداران باور كردن اين مسئله را تا حدود زيادي غير ممكن مي کند. زيرا امروز نسل اغلب اين حيوانات منقرض شده و باقي مانده نيز به ندرت مشاهده مي شوند. جزيره آشوراده در اين زمينه شرايط نامساعدتري دارد و پستانداران وحش مستقر در آن عمدتاً منقرض شده ودر حال حاضر بجز برخي از محدود پستانداران كوچك ساير گونه هاي حيواني آن از ميان رفته است. جمعيت تسلط روسها در طي نزديك به يك قرن بر اين جزيره فضاي اجتماعي خاصي رابراي آن بهمراه داشت. بطوريكه اختلاطي از جمعيت روس و تركمن پديد آمده و حتي با تخليه روسها در سال 1917 باز هم در اين جزيره عده اي از روسها به واسطه ازدواج يا ساير عوامل باقي ماندند. پس از تخليه روسها دولت مركزي ايران بر اين جزيره تسلط يافت ليكن هيچگونه اقدام خاصي در جهت ساماندهي فضايي آن صورت نداده و تنها به مرمت و بازسازي قلاع قديمي روسها و تبديل آن به پاسگاه قناعت ميکند. كم توجهي دولت مركزي به ذخائر درياي خزر و قابليت در غالب كمپاني مشترك شيلات ايران و روس به شوروي سابق، سبب و عامل كم رونقي جزيره و تخليه تدريجي آن شد. اين جريان تا سالهاي دهه 30 هجري شمسي ادامه داشته واز آن زمان با اتمام قرارداد كمپاني مشترك شيلات ايران وروس، شركت شيلات ايران در اين جزيره اقدام به احداث پايگاه نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي اشتغال مناسب تعدادي از خانوارها را جذب و تحول خاص در نظام اجتماعي، سياسي آن بوجود مي آورد. تداوم سرمايه گذاريهاي شيلات در اين جزيره تداوم جمعيت پذيري آن را نيز به همراه داشته و با جذب امكانات و خدمات ضروري عملاً فضاي مناسبي براي زيست و سكونت در اين جزيره فراهم مي گردد. گرچه كاركردهاي اقتصادي جزيره دوام وقوام خاصي به الگوي معيشت و سكونت اقدام ساكن در آن داده بود ليكن با بالا آمدن آب دريا در سالهاي 65 تا 71 و تخريب واحدهاي مسكوني بحراني ديگر در اين جزيره ايجاد گرديده و دولت در جهت تعديل مخاطرات ناشي از آن اقدام به تخليه جمعيتي جزيره مي کند. بطوريكه امروزه ( سال 1378) اين جزيره تقريباً فاقد جمعيت مسكون است و عملاً به عنوان يك پايگاه شيلات در شرق درياي خزر عمل مي کند.

نوشته شده توسط در تاریخ  ۱۳۸۶/۰۵/۲۳  |  دفعات نمایش : 151

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:28  توسط شاهپور صدریفرد  | 

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید.
آتشفشان یی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد
.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.

آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.
فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.

علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

  پراکندگی آتشفشانهای جهان  

پراکندگی آتشفشان های جهان براساس موقعیت و نوع مخروط آنها شامل موارد زیر می باشد:  

انواع آتشنشان ها

الف) آتشفشان نوع ولكانو:

در اين آتشفشان به علت گرانروي زياد گدازه دهانه دودكش بسته مي‌شود. و با بالا رفتن فشار گدازه‌ها در زير مواد قبلي باعث مي‌گردد كه به حالت انفجار دهانه كنده شده و به قطعات ريز تبديل شده توليد ابرهايي ضخيم و وسيعي از خاكستر مي‌كند كه در هوا پراكنده شده و سپس رسوب مي‌كنند. اين گدازه‌ها شكلي به حالت مخروط ساده را ايجاد مي‌كنند. اين نوع مخروط آتشفشانها اغلب داراي دو شيب يكي به طرف دهانه و يكي به طرف خارج است.

 

نوع ولكانو

ب) آتشفشان سپري (هاوايي) :

در اين آتشفشان فوران شديد نمي‌باشد. آتشفشان به شكل مسطح است. گدازه بازالتي است و از سياليت زيادي برخوردار است. دهانه در اين نوع روي دامنه كوه قرار دارد.

ج) آتشفشان استرومبولي :

آتشفشاني منظم است ارتفاع آن زياد و شيب تندي دارد. به سبب داشتن گدازه‌اي نسبتاً لزج ممكن است كه بر اثر بسته شدن دهانه آن انفجار توليد كند. اين نوع آتشفشان خاكستر ندارد ولي به مقدار زياد بمب و قطعات جامد دارد.

در هنگام انفجار توليد ابرهاي سبك وزن مي‌كند. سياليت گدازه در اين نوع از نوع هاوايي كمتر است.

 

نوع استرومبولي

د) آتشفشان نوع وزوو :

در اين نوع آتشفشان به سبب لزجي فراوان گدازه منجر به بسته شدن دودكش شده و سپس در اثر فشار گازهاي زيرين كه به سمت بالا وارد مي‌شود مخروط بلندي تشكيل مي‌شود كه به نام گنبد يا سوزن خوانده مي‌شود.

جنس گدازه در اين نوع آتشفشان آندزيتي است كه به مراتب گرانروي بالاتري نسبت به بازالت دارد. در اين آتشفشان ابرهاي سوزان توليد شده بيشتر موازي سطح زمين پراكنده مي‌شوند و نه به صورت قائم.

 

آتشفشان نوع وزوو

تفرا :

 هر نهشته پيروكلاستيك كه سنگ نشده باشد و معمولاً بر اساس نوع و اندازه قطعاتي كه دارد مشخص مي‌شود.

آتشفشان نوع سيندر:

اين نوع آتشفشان هنگامي به وجود مي‌آيد كه تفرا فوران مي‌كند از دودكش بيرون مي‌آيد و در اطراف دودكش نهشته مي‌شود. اين تفراهاي جمع شده كه معمولاً سيندر ناميده مي‌شود، تشكيل كوهي به شكل مخروط را مي‌دهند.

سوانح آتشنشانی

هر پديده طبيعي داراي عوارض و تأثيرات محيطي خاص خود است، عدم آشنايي با اين عوارض مي‌تواند خسارت جبران‌ناپذيري وارد كند. در اين بخش به معرفي و بررسي برخي از اين رويكردها مي‌پردازيم
سونامي :

گاهي فوران ماگما در اعماق دريا صورت مي‌گيرد، در اين حالت ممكن است به دليل فشار و فرونشيني آب دريا، امواج بسيار شديدي به نام تسونامي ايجاد گردد كه گاهي خسارت بسيار زيادي به مناطق ساحلي وارد مي‌‌آورد.

جريانهاي گلي و گدازه :

انفجار درياچه‌هاي آتشفشاني و يا فوران در زير پوشش يخ در نواحي يخچالي و ذوب سريع آنها سبب ايجاد سيلها و جرياناتي از گل آتشفشاني مي‌گردد، در صورت زياد بودن حجم، اين سيلها مي‌توانند مناطق وسيعي را بپوشانند. گدازه‌ها بخصوص گدازه‌هاي بازيك نيز جريانهايي ايجاد مي‌نمايد كه البته به علت سرعت كم حركت گدازه و امكان دور شدن از محيط خطر كمي دارند.

پرتاب خاكستر :

در اثر فوران آتشفشاني مقدار زيادي آب همراه با خاكستر وارد اتمسفر مي‌گردد، دانه‌هاي ريز و معلق خاكستر مي‌توانند مانع از رسيدن نور خورشيد و در نتيجه كاهش دماي زمين مي‌شوند. در چنين مواقعي كاهش دما و وجود بخار آب ناشي از ماگما و يا آبهاي جوي سبب ايجاد بارانهاي شديد موسوم به بارانهاي آتشفشاني مي‌گردند.

انواع فوران

1-نوع هاوایی:

این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد.
به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.

2- نوع استرومبولی:
در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند.

به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد.

فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند. خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.

3- نوع وولکانو:

در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند.

این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است.
یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.

4- نوع پله:

در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد.


در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.

5- نوع کومولوولکان یا کوپول:
مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشند

در مناطق نزديك به آتشفشان، در زمان پرتاب خاكستر بايد درها و پنجره‌ها را بست و صورت و چشمها را با پارچه كاملاً خشك پوشاند. زيرا پارچه مرطوب با گازهاي موجود در محيط واكنش داده و اسيد سولفوريك توليد مي‌نمايد.
گاهي سنگيني رسوب حجم‌هاي زياد خاكستر در مناطق مسكوني ساختمانها خساراتي وارد مي‌نمايد كه با پاكسازي به موقع مي‌توان مانع از تأثير آن گشت.

ابرهاي سوزان

توده‌اي از خاكستر به همراه بخار آب و ساير گازها كه حرارت بسيار بالا داشته و به علت سنگين بودن نسبت به هوا در امتداد شيب كوه به سمت پائين حركت مي‌نمايد. اين توده‌ها در حين حركت خود همه چيز را مي‌سوزانند و هيچ موجود زنده‌اي برجا نمي‌گذارند. پيش از بروز چنين پديده‌اي بايد منطقه را از سكنه تخليه نمود.

انواع اآتشفشان

1) دودكش : مجاري ايست كه گدازه از آن عبور كرده و به سطح زمين مي‌رسد و رابطي بين مخزن ماگما و سطح زمين مي‌باشد. گاهي دودكش با مواد مذاب پر مي‌شود. دودكش ممكن است ساده باشد و از مجاري متعددي تشكيل شده باشد كه مجاري اصلي را دودكش اصلي و و انشعبات ديگر آن را دودكش‌هاي فرعي مي‌نامند.


2) دهانه : انتهاي دودكش يعني در جايي كه گدازه به سطح زمين مي‌رسد دهانه ناميده مي‌شود. اگر دودكش‌هاي فرعي داشته باشيم دهانه‌هاي فرعي هم به وجود مي‌آيند. معمولاً در محل دهانه چاله‌اي به نام كراتر به وجود مي‌آيد كه ممكن است كراتر كامل يا ناقص باشد.

3) مخروط : بعد از بيرون ريختن گدازه‌ از دهانه آتشفشان با سرد شدن گدازه‌ها مخروط به وجود مي‌آيد. قطر مخروط‌ها مختلف هستند برخي ممكن است بسيار وسيع باشند. (نوع كالدرا)
 

4) سوزن يا گنبد : گاهي گدازه درون دودكش را پر مي‌كند بر اثر فشار گازهاي درون ماگماي زيرين مواد مذاب سرد شده درون دودكش را بالا آورده و شكلي به صورت سوزن يا گنبد را پديد مي‌آورد. (نوع پله)

انواع مخروط :

1) مخروط‌هاي گدازه‌اي :

جنس اين مخروط از گدازه كه ‌ بسيار سيال مي‌باشد، است و دامنه‌اي با شيب ملايم دارد.

2) مخروط‌هاي مركب : (استراتوولكان)

جنس آنها از طبقات متناوب گدازه و مواد آذرآواري مي‌باشد.

اگر مواد خروجي آتشفشان فقط مواد آذرآوري باشد تشكيل مخروط نمي‌دهد.

ساختمان آتشفشان شامل 3 بخش است:

دودکش آتشفشانی مجرایی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی از درون زمین به سطح آن راه می یابند. نک (Neck) مجرای آتشفشانی قدیمی است که اکنون از گدازه های قدیمی پرشده است و چون از سنگ های پیرامون خود مقاوم تر است، به صورت برجستگی ستون مانند باقی مانده و سنگهای اطراف آن که مقاومت کمتری دارند، فرسایش یافته اند.

دهانه آتشفشان:

پایانه بالایی مجرای آتشفشان که اغلب از قسمتهای دیگر مجرا وسیع تر است، دهانه آتشفشان گفته می شود که شامل انواع مختلف ذیل می باشد:

دیاترم (Diatreme)

عبارت است از دهانه های انفجاری که براثر انفجار ناشی از وجود گازهای آتشفشانی تشکیل گردیده است. این گازها خاستگاه ماگمایی و غیر ماگمایی دارند.

مآر (Maar)

دهانه های نسبتا وسیع آتشفشانی که اغلب به وسیله بخار آب حاصل از گرما ایجاد می شوند. مآرها اغلب در مناطق مرطوب و دریایی رخ می دهند.

کالدرا (Caldera)

دهانه های خیلی وسیع آتشفشانی که قطر آنها به چندین کیلومتر می رسد و شامل انواع ذیل می باشد:

کالدرای انفجاری:

این نوع کالدرا بر اثر انفجار حجم عظیم از مواد آتشفشانی و پی سنگ در اثر گازهای تحت فشار حاصل می شود و دهانه های وسیعی را تشکیل می دهد بالتدکالدرای آتشفشانی باندائی سان در ژاپن (فوران در سال 1888).

کالدرای ریزشی:

متداولترین نوع کالدرا می باشد می باشد که عمل فرونشست و یا ریزش1، 1- Collap se

در اثر انفجار و خارج شدن حجم زیادی از مواد ماگمایی و نیز سنگینی بخشهای بالایی آتشفشان اتفاق می افتد که با ایجاد شکستگی های همراه است. ممکن است این شکستگی ها توسط مواد مذاب به صورت دایک پرشود و یا از طریق آنها مواد فرار یابد احتمالا مواد گدازه ای جدید به سطح کالدرا برسد.
اگر دایک ها به صورت حلقوی پیرامون مخروط آتشفشان ظاهر شوند به آنها دایک های حلقوی می گویند. در حالی که اگر دایک ها به سمت درون زمین به صورت همگرا یا متقارب باشند و یک نوع شکل مخروطی مانند ایجاد نمایند که راس آنها به طرف درون زمین باشد به آنها صفحات مخروطی گفته می شود
.
در مواردی نیز دایک ها نسبت به مخروط آتشفشان آرایش شعاعی دارند که به آنها دایک های شعاعی گفنه می شود.

کالدراهای فرسایشی:

بر اثر فرسایش دهانه آتشفشان قدیمی و گسترش آنها به وسیله عوامل جوی، یخچالی و بادی حاصل می شوند. کراترهالکا کالا در جزیره ماوی هاوایی است.

مخروط آتشفشانی:

برجستگی های مخروطی شکل که از انباشتگی مواد آتشفشانی در پیرامون دهانه آتشفشان حاصل می شود و بر حسب این که کدام مواد آتشفشانی تشکیل شده است تحت نام های مختلفی است:

مخروط های تغرایی

 فقط از مواد آذرآواری تشکیل شده است.

مخروط های گدازه ای

 فقط از گدازه تشکیل شده است.

مخروط های چینه ای

 تناوبی از گدازه و مواد آذر آواری(پیروکلاستیک) است.

قطعا

تي دوكي شكل يا كروي با قطر چند سانتي‌متر تا چندين متر كه در انفجارهاي شديد آتشفشانهاي اسيدي و حد واسط ديده مي‌شوند. شكل خاص اين قطعات جامد در اثر چرخش گدازه در هنگام صعود در هوا ايجاد مي‌گردد. در صورت غليظ بودن ماگما اثر چرخش در آن مشاهده نمي‌شود ولي پس از سرد شدن در روي سطح بمب شكافهايي ديده مي‌شود كه به نام بمبهاي قرص‌ناني معروفند.

اسكوري Scorie

در آتش‌فشانهاي بازالتي كه گدازه گرانروي كمتري دارند گاهي قطعات از گدازه به هوا پرتاب مي‌گردد و در اثر سرماي محيط به سرعت منجمد شده و در نتيجه به صورت اجسامي سرخ رنگ و نامنظم با تخلخل نسبتاً كم به نام اسكوري در مي‌آيند.

    مواد مايع آتشفشاني

گدازه:ماده اي داغ، جوشان و متشكل از سييلكاتهاي مختلف كه نسبت به ماگما گاز و بخار آب بسيار كمتري دارد. به دليل گرماي زياد در زمان خروج از دهانه آتشفشان به رنگهاي قرمز، زرد و سفيد ديده مي‌شوند. گدازه‌ها مي توانند اسيدي حدواسط و يا بازيك باشند. گدازه‌هاي بازيك نسبت به گدازه‌هاي اسيدي گرانروي كمتر و سرعت بيشتري داشته و سطح وسيع‌تري را مي‌پوشانند.
در گسترش گدازه غلظت، حجم گازها، شيب و شكل محل حركت گدازه و فشار نقش بسيار مهمي دارند. هر چه به دهانه آتشفشان نزديكتر ‌شويم غلظت گدازه كاهش و حرارت آن افزايش مي‌يابد.

در اثر سرد شدن تدريجي گدازه‌ها، كانيها شروع به تبلور مي نمايند، اما به علت كافي نبودن زمان رشد معمولاً سنگهاي ريز بلور را مي‌سازند. شيشه‌هاي آتشفشاني مانند ابسيدين حاصل انجماد سريع گدازه‌ها هستند حفرات بسياري كه در برخي از سنگهاي آتشفشاني چون پامیس ديده مي‌شود در اثر خروج گازها از گدازه در زمان انجماد آن پديد آمده‌اند.
قديمي‌ترين گدازه‌هاي آتشفشان ايران داراي سن پركامبرين هستند و تقريباً دگرگون گشته‌اند.

خاكستر:مواد دانه‌ريز (كوچكتر از 2 ميلي‌متر) سبك، نرم و شبيه به پودر از جنس فلدسپات، لوسيت، اوژيت، منيتيت و ..... هستند كه از دانه‌هاي ريزگدازه و خرد شدن سنگهاي جدار دودكش و حتي در اثر برخورد ذرات جامد موجود در غبار آتشفشان ايجاد مي‌گردند و در حين فوران ماگما از دهانه خارج مي‌گردند. گاهي خاكسترهاي بسيار دانه ريز مي توانند مدت زمان طولاني در هوا به صورت معلق باقي بمانند، مانند خاكسترهاي آتشفشان كراكوتوا (1883) و بزلساني (1956) كه پيش از ته‌نشست چندين مرتبه دور كره زمين گردش كردند. ريزش خاكستر باوجود خساراتي كه مي‌تواند وارد نمايد، به دليل حاصلخيز نمودن زمينهايي كه در آن ته‌نشست نموده براي انسان ارزشمند مي‌باشد.

شنهاي آتش‌فشان نوعي از مواد خروجي آتش‌فشانند كه مانند خاكستر ايجاد مي‌گردند اما اندازه آنها بزرگ‌تر است. از رسوب خاكستر در حوضه‌هاي رسوبي سنگهاي آذرآواري به نام توف ايجاد مي‌گردد.

    گازها:

گازها در همه مراحل آتشفشاني ديده مي شوند و يكي از نشانه‌هاي فعال و يا نيمه‌فعال بودن يك آتشفشان محسوب مي‌شوند. ميزان محلول بودن گازها به فشار وحرارت ماگما بستگي دارد و بر اساس ميزان گازهاي محلول ياگار ماگما را به سه دسته تقسيم نموده است.
تقسيم‌بندي ياگار

بر حسب مقدار گاز موجود در ماگما، آن را به سه دسته تقسيم نموده است.

1- هيپوماگما Hypomagma: ماگماي تحت فشار بسيار زياد كه سرشار از گازهاي محلول است.

    2- پيرو ماگما Pyro magma: ماگماي گازدار كه گازها تمايل به خروج داشته ولي هنوز فاز           جداگانه‌اي تشكيل نداده‌اند.

    3-اپي‌ماگما:ماگمايي كه گازخود را ازدست داده است ومواد مايع و گازي دو فاز جداازهم تشكيل داده‌اند.

لاهار Lahar

روانه‌هايي از گل و خاكستر كه در اثر اجتماع مواد پرتابي آتش‌فشان بر روي دامنه ايجاد مي‌شوند را لاهار مي‌نامند.
لاهار به دليل گرانروي زياد مي تواند قطعات بسيار بزرگي از سنگ را با خود حمل ‌نمايد و در طول مسير حركت خود خسارات زيادي وارد نمايد.

لاپيلي

ذراتي با قطر2/0تا 3 سانتي‌متر از جنس سنگهاي جدار دودكش آتشفشان كه آب خود را از دست داده است. برخي از انواع لاپيلي كه از گدازه‌هاي اسيدي به وجود آمده‌اند و بافت حفره‌داري دارند به نام پوكه معدني (پرليت) خوانده مي‌شوند كه در ساختمان‌سازي بكار مي‌رود.

پونس يا پاميسPonce‌_Pumice

اجسامي شيشه‌اي، جامد، بسيار پرحفره، سبك و اسيدي كه در اث باز شدن ناگهاني دهانه آتش‌فشان در نتيجه فشار ماگما به بيرون پرتاب مي‌گردند. قطر پونس ممكن است تا 10 سانتي‌متر نيز برسد.
به دليل تخلخل زياد و كم بودن چگالي بر روي آب باقي مي‌مانند و با وجود تفاوت اندازه بارزي كه با خاكسترها دارند در محيط آبي پس از آنها ته‌نشين مي‌شوند
.


پونس‌ها داراي انواع مختلفي هستند مانند سنگ‌پا كه سنگي تيره و حاصل از گدازه‌هاي حدواسط تا بازيك است.
چگالي پونس معمولاً كمتر از يك مي‌باشد.

آبفشان Geysers

چشمه‌هاي آب گرمي هستند كه به صورت دوره‌اي در فواصل زماني معين (چند دقيقه تا چند روز) آب داغ همراه با بخار آب باشدت فراوان از آنها فوران مي‌كند، سپس تا دوره‌ي بعد فعاليتي ديده نمي‌شود.

ارتفاع و دماي آنها بسيار متغير است، چنانچه دما مي‌تواند بين... درجه سانتي‌گراد و ارتفاع فوران تا.... متر نيز برسد.
اين آبفشانها دائمي نيستند و معمولاً در مناطقي كه به تازگي فعاليت آتشفشاني رخ داده است ديده مي‌شود
.
نحوه عملكرد آبفشانها: شكافها، مجاري و منافذ موجود در اعماق زمين از آب‌هاي نفوذي پر مي‌شوند. فشار و دماي دروني زمين سبب افزايش حرارت آب و تبخير آن مي‌گردد. در اثر فشار حاصل از بخار، ستوني از آب داغ به همراه بخار به بيرون فوران مي‌كند
.
آبفشانها حاوي مقداري از مواد از جمله سيليس هستند، به همين دليل هميشه در اطراف آنها مقداري رسوب كاني ديده مي‌شود.

چشمه‌هاي آب گرم

چشمه‌هاي آب گرم، چشمه‌هاي طبيعي هستند كه دماي ‌آب آنها در تمام طول سال چند درجه از دماي هواي محيط بيشتر است.
عوامل گرم كننده آب اين چشمه‌ها متفاوت است كه مي‌توان به فعاليتهاي آتشفشاني، درجه زمين گرمابي، واكنشهاي هسته‌اي و شيميايي و حركات زلزله اشاره نمود. چشمه‌هاي آب گرم ممكن است به دو طريق ايجاد گردند
.


1- در مناطق آتشفشاني آب در اثر نفوذ از خلال گسلها و شكستگيها تدريجاً گرم شده و پس از رسيدن به سطح زمين چشمه‌هاي ‌آب گرم را مي‌سازد. هر چه عمق نفوذ و سرعت خروج آب بيشتر باشد دماي بالاتري خواهد داشت.
2- توسط بخار آب‌هاي مربوط به مرحله سرد شدن ماگما در درون زمين ايجاد و توسط فشار بخار آب و گازها به سمت بالا حركت مي‌كند
.
بيشتر چشمه‌هاي آب گرم ايران با تظاهرات آتشفشاني در ارتباطند مانند چشمه‌هاي آب گرم آب‌اسك، سرعين، بيله‌رود، محلات و ...

چشمه‌هاي آب‌اسك

درنود وشش كيلومتري شرق تهران و در دامنه جنوبي قلعه دماوند، در كنار رودخانه هراز از ميان سنگهاي آهكي ژوراسيك چشمه‌هايي با آب اسيدي و حاوي و گوگرد مي‌جوشند كه به نام چشمه‌هاي آب‌اسك معروفند. در رابطه با منشاء اين چشمه‌ها نظرهاي مختلفي وجود دارد، برخي گرم شدن آبهاي نفوذي موجود در پشت سد لار در اثر انرژي زمين گرمابي را عامل پيدايش اين چشمه‌ها مي‌دانند و عده‌اي اين آبها را به فعاليتهاي آتش‌فشاني نسبت داده و منشاء آن را هيدروترمال ذكر مي‌كنند.

چشمه‌ معدني سرعين

اين چشمه‌ها در دهكده‌اي واقع در دو كيلومتري غرب اردبيل قرار دارند و در نتيجه فعاليتهاي آتشفشاني سبلان ايجاد شده‌اند. اين دهكده داراي چندين چشمه است كه به نامهاي مختلف خوانده مي‌شوند و از اين ميان چشمه‌هاي معدني گاوميش گلي مهمتر مي‌باشد.
آب اين چشمه‌هاي گوگردي كمي كدر با درجه حرارت حدود چهل و دو تا چهل و هفت درجه سانتي‌گراد ومزه كمي‌ترش يا گس است.

چشمه آب گرم محلات

در جنوب غرب تهران و در 30 كيومتري غرب دليجان در دامنه ارتفاعات اين منطقه از زمين خارج مي‌شود. در اطراف اين چشمه معادن بزرگ تراورتن ديده مي‌شود كه حاصل رسوبگذاري آب اين چشمه‌ها در گذشته است. گرماي آب اين چشمه‌ها به فعاليتهاي آتشفشاني در شمال اين منطقه مربوط مي‌شود. آب‌هاي سطحي پس از نفوذ در داخل شكستگي‌ها و انحلال مواد آهكي از حد فاصل برخورد دو سري تشكيلات كوههاي محلات كه از جنس آهك و متعلق به كرتاسه است خارج مي‌گردند.

آندزیت

هم به صورت سنگهای نفوذی کم عمق مثل دالیک و سیل دیده می‌شوند. بافت این سنگها تمام بلورین تا نیمه بلورین با خمیره آفانیتی است و از نظر ترکیب شبیه دیوریت‌ها هستند.

کانیها موجود در آندزیت‌ها

پلاژیوکلاز این سنگها بین اگیلوکلاز و آندزیت بازیک تغییر می‌کند. وقتی که در سنگ بلورهای درشت اولیه وجود داشته باشد پلاژیوکلاز خمیره اسیدی‌تر است و ترکیب متوسط تمام پلاژیوکلازها باید سدیک‌تر باشد که بتوان به آن آندزیت گفت. پلاژیوکلازها اکثرا زونه هستند و حتی بلورهایی که قسمت مرکزی آنها دارای ترکیب آنورتیت باشند مشاهده شده است. در بعضی آنوزیت‌ها ممکن است دو نوع پلاژیوکلازه باهم به صورت بلورهای درشت اولیه وجود داشته باشد که اختلاف آنها در جزئیات مربوط به زونه بودن و ترکیب متوسط آنها است.

پلاژیوکلازهای خمیره معمولا زونه نیستند. سایندین معمولا در این سنگها وجود ندارد. معمولا هیچ وقت فقط یک نوع از کانیهای فرومنیزین به صورت بلور درشت اولیه در این سنگها ظاهر نمی‌شود و اکثرا بیوتیت و هورنبلند باهم دیده می‌شوند. همچنین هورنبلند و دیوسپید یا دیوسپید و اوژیت دیوسپیدیک باهم ظاهر می‌شوند. معمول‌ترین آندزیت‌ها آنهایی هستند که هورنبلند مهمترین و فراوانترین بلور درشت اولیه تشکیل دهنده آن باشد. بیوتیت خیلی به ندرت در خمیره این سنگها بافت می‌شود. و وقتی به صورت‌ بلورهای درشت با مقطع شش ظلعی دیده می‌شود. حاشیه آنها به کانیهای دیگری تبدیل شده است.

کانیهای فرومنیزیت

هورنبلند سبز یا قهوه‌ای (هورنبلند بازالتی) و اکسی هوربنلند به صورت بلورهای منشوری شکل در این سنگها دیده می‌شود. هورنبلند بیوتیت فقط استثنائا ممکن است در خمیره آندزیت‌ها ظاهر شود. پیروکسن‌هایی که معمولا در آندزیت‌ها به صورت بلورهای درشت اولیه دیده می‌شود عبارتند از دیوسپید ، اوژیت دیوسپیدیک و هیپرستن. پیروکسنهای سدیم‌دار خیلی به ندرت در این سنگها ظاهر می‌شود و اوژیت نیز به ندرت به صورت بلورهای درشت اولیه دیده می‌شود، گرچه در خمیره معمولا وجود دارد. الیوین در آندزیت‌های پیروکسن‌دار گاهی دیده می‌شود و به صورت الیوین‌هایی که در خمیره است دارای منیزیم کمتری از الیوین‌هایی که تشکیل بلورهای درشت اولیه را داده است می‌باشد.

کانیهای فرعی

کوارتز خیلی به ندرت در آندزیت‌ها دیده می‌شود، اگرچه در بعضی از آنها وجود دارد. بلورهای شکل‌دار آپاتیت به صورت انکلوزیون در بلورهای درشت کانیهای فرومنیزیت و یا در خمیره دیده می‌شود. منیتیت ، اسفن ، زیرکن و ندرتا کودیریت به صورت کانیهای فرعی آندزیت‌ها دیده شده است. شیشه‌های آندزیتی معمولا به رنگهای بیرنگ ، خاکستری ، سبز روشن ، قهوه‌ای متمایل به زرد و قهوه‌ای دیده می‌شود. کانیهایی که ممکن است در حفره‌های این سنگها دیده شود. عبارتند کلسیت ، کلریت ، کرسیتوبالیت ، کوارتز ، اپال ، هورنبلند و فلدسپاتهای دریک.

دگرسانی آندزیت‌ها

کانیهای که در اثر دگرسانی قبلی بوجود می‌آید شبیه آنهایی است که درایوریت‌ها ممکن است دیده شود. شیشه‌ای که در خمیره این سنگها ممکن است وجود داشته باشد بعدا ممکن است از حالت شیشه‌ای خارج شود. بر حسب آنکه چه نوع کانی فرد منیزیمی در آندزیت‌ها تشکیل بلورهای درشت اولیه را می‌دهد به آنها ممکن است نامهای اختصاصی داد و مثل هورنبلند

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:21  توسط شاهپور صدریفرد  | 

 

در كشور ما بيش از 550 دهنه چشمه آب معدني شناسايي شده است از اين تعداد بيش از 80 چشمه در استان اردبيل واقع شده است به همين دليل استان اردبيل از مراكز مهم آب معدني و آب گرم كشورمان است

آبهاي معدني سرعين و خاصيت درماني آنها

شهر سرعين در 28 كيلومتري غرب شهرستان اردبيل كنار كوه با شكوه سبلان واقع شده است در اين منطقه زيبا تعداد 10 چشمه آب معدني وجود دارد

مجتمع آب درماني سبلان

آب درماني سبلان بزرگترين آب درماني در خاور ميانه است .اين مجتمع بخشهاي جداكانه مردانه و زنانه دارد .آب درماني سبلان داراي 112 وان انفرادي 28 حوضچه گروهي 2 استخر عمومي و 4 واحد سوناي تر و خشك است

آب اين مجتمع از چشمه هاي گاو ميش گلي بوسيله پمپ ها تامين ميشود

آب گرم گاو ميش گلي

گاوميش گلي پر آب ترين چشمه آب گرم ايران است آب ان بطور دايم و جوشان از كف استخر همراه با گاز خارج ميشود دماي اين آب 46 درجه است كارشناسان اعتقاد دارند كه مواد شيميايي موجود در اين آب براي درمان بيماريهاي عمومي قلبي زنان روماتيسم و نيز تقويت عمومي بدن مفيد است

آب گرم ساري سو

دماي چشمه ساري سو در حوضچه اول 45 درجه است آب آن بو دار رنگ آن كمي مايل به سبز پسته اي و مزه آن هم كمي ترش است آب گرم ساري سو براي درمان دردهاي روماتيسمي و مفصلي مفيد است آب اين چشمه موجب گشاد شدن رگ هاي خوني و كند شدن ضربان قلب ميشود آب معدني ساري سو فعاليت دستگاه گوارش و كليه را زياد ميكند آب اين چشمه مانند بسياري از چشمه هاي سرعين اسيدي است

آب گرم قره سو (اعصاب)

اين چشمه در كنار آب گرم ساري سو قرار دارد دماي آن در مركز چشمه 45 درجه است اين آب بيرنگ و مزه گس دارد ميزان آب دهي قره سو نصف آب دهي ساري سو ميباشد به همين دليل استخر آن نيز كوچكتر است اين آب براي بهبودي دردهاي روماتيسمي مانند ديگر آبهاي گرم مفيد است و موجب آرامش اعصاب و روان ميگردد

آب گرم شفا

دماي آب گرم شفا در محل وان ها در حدود 42 درجه است آب ان از گاو ميش گلي بوسيله پمپ ها تامين ميشود ظاهر اين آب كمي كدر مزه اش ترش بيرنگ و بي بوست اين آب بر اساس نظر مراجعين براي بيماريهاي پوستي و عصبي و درمان درد مفاصل مفيد است

آب گرم قهوه سويي

چشمه قهوه سويي به طور دايمي و متغيير جريان دارد دماي آب آن 45 درجه است مزه آن كمي ترش است آب گرم قهوه سويي بيماريهاي مفصلي و دردهاي روماتيسمي را بهبود ميبخشد

اب گرم بش باجيلار

اين چشمه بطور دايم از 5 نقطه در جريان و جوشش است دماي آن در داخل حوض 42 درجه است آب اين چشمه ظاهري كدر دارد و كمي ترش مزه و بودار است اين آب براي بهبودي بيماريهاي عمومي و تسكين دردهاي عصبي و مفصلي مفيد است

آبهاي معدني ويلادره
روستاي ويلادره در 4 كيلومتري شمال غربي سرعين قرار دارد آب بيشتر چشمه هاي اين روستا گازدار سرد و نيمه گرم است
چشمه گاز دار ويلادره
اين چشمه در روستاي ويلادره واقع است و بطور دايمي جريان دارد دماي اين آب 17 درجه است مزه اش كمي ترش و ظاهري شفاف و بي بو دارد بر اساس آْنچه مشهور است آب اين چشمه براي سنگ كليه و تقويت اعصاب و دستگاه گوارش مفيد است كه براي نوشيدن و حمام كردن استفاده ميشود

چشمه گل علي
چشمه گل علي در بالاي تپه در روستاي ويلادره واقع است دماي اين آب در حوض 17 درجه است وظاهر آن زلال است آب اين چشمه براي درمان بيماريهاي دستگاه گوارش و كليه مفيد است

چشمه هاي گوز سويي (آب چشم) و قهوه سويي (2)

اين چشمه ها در كنار قهوه سويي (1) قرار دارد دماي آنها در حدود 45 درجه و تقريبا اسيدي با مزه گس و بي بوست از زمانهاي قديم از آب چشمه گوز سويي براي درمان و بهبود بيماريهاي ظاهري چشم استفاده ميشود در حال حاضر آب چشمه سويي و چشمه قهوه سويي(2)در يك استخر جمع آوري و استفاده ميشود

گوز سويي
چشمه گوز سويي در روستاي آتشگاه واقع شده است آب اين چشمه به صورت دايمي و جوشان جريان دارد دماي آن 10درجه است چشمه گوز سويي براي درمان بيماريهاي چشمي و پوستي مفيد است

چشمه ساري قيه سويي
اين چشمه در دامنه كوه قرار دارد ظاهر اب شفاف و مزه اش اندكي ترش و بي رنگ و بي بوست دماي ان 13 درجه است آب اين چشمه نيز معروف است به معالجه بيماريهاي روده سنگ كليه و تقويت اعصاب و بيماريهاي گوارشي كه مورد استفاده مردم قرار ميگيرد

آب گرم پهنلو

آب گرم پهنلو در شمالي ترين نقطه شهر سرعين واقع است دماي اين آب 42 درجه و رنگ آن مايل به سبز است آب پهنلو براي درمان بيماريهاي عمومي و تسكين اعصاب و دردهاي مفصلي استفاده ميشود

آب گرم يل سويي

اين چشمه در كنار قهوه سويي واقع شده است جريان دايمي و جوشان دارد دماي اين آب 42 درجه ظاهر آن كمي گل آلود و تيره است آب گرم يل سويي براي تسكين دردهاي موضعي

چشمه يل سويي
اين چشمه بطور دايمي جريان دارد دماي آن 34 درجه است ظاهر آن شفاف و داراي مزه گوارا بي بو و بي رنگ است اهالي براي مداواي بيماريهاي كبدي گوارشي سنگهاي كليه بافتهاي بدن و مجاري ادرار از اين آب استفاده ميكنند
 

آبهاي معدني نير


شهرستان نير در 35 كيلومتري اردبيل و در مسير جاده اردبيل -سراب واقع است تعداد چشمه هاي مشهور آب گرم اين شهرستان هفت دهنه است

آب گرم بوشلي (برجلو)
اين چشمه در 4 كيلومتري نير و 500 متري روستاي بوشلي واقع شده است آب اين چشمه بطور دايمي و سر ريز جريان دارد دماي آب بوشلي 50 درجه است رنگ اب بوشلي زلال بي رنگ و بي بو و مزه آن گزنده و گس و دشوار است آب چشمه بوشلي به دليل دماي بالاي آن در درمان بيماريهاي پوستي و دردهاي روماتيسمي و

اعصاب استفاده ميشود

 

 

ايستي سو (سقزچي)
اين چشمه در 4 كيلومتري شهر نير و در يك كيلومتري روستاي سقزچي واقع شده است دماي اين آب در حدود 39 درجه است آب اين چشمه زلال كمي شور بي رنگ و بي بوست آب ان براي درمان بيماريهاي گوارشي و اعصاب استفاده ميشود


آب گرم قره شيران (حمام)
چشمه حمام در 5 كيلومتري شهر نير و در روستاي قره شيران واقع است ظاهر اين آب تقريبا كدر كمي شور و بي رنگ و بو دار است
از آب اين چشمه براي حمام كردن و درمان دردهاي مفاصل و روماتيسم و امراض پوستي استفاده ميشود

 


آب گرم قينرجه
 اين چشمه در 6 كيلومتري شهر نير و بالاتر از چشمه بوشلي در كنار جاده اردبيل -سراب واقع است دماي آب قينرجه در حدود 69 درجه است و بطور دايم و جوشان جريان دارد
آب اين چشمه زلال و بي رنگ و مزه آن كمي شور و گس است اين چشمه در حدود 5 دهنه خروجي دارد و از آب ان براي درمان دردهاي روماتيسمي و پوستي استفاده ميشود

چشمه آبگرم لاريجان

چشمه آبگرم لاريجان با موقعيت جغرافيايى ً 3/35 َ11 ْ52 طول شرقى و ً6/25 َ54 ْ35 عرض شمالى در فاصله حدود 60 کيلومترى شمال شرق تهران و 26 کيلومترى شمال شرق شهرستان دماوند قرار دارد. مظهر اين چشمه در شکاف سنگهاى کواترنرى (آندزيت و بازالت) واقع شده است. آب اين چشمه در رديف آبهاى داغ (Hyperthermal) و تيپ (Type) آن سولفاته کلسيک مى باشد.. بر اساس روش حرارت سنجى فورنيه (1977و1979) بر مبناى ميزان کوارتز و Na-K-Ca (Mg corrected) ، متوسط دماى مخزن به ترتيب حدود C ْ 99 و C ْ 68 تخمين زده مى شود. به اين ترتيب افت حرارتى آب چشمه آبگرم از مخزن به سمت سطح زمين کم بوده که نشانگر نزديک بودن مکان مخزن آبگرم، سرعت بالاى جريان و ناچيز بودن ميزان اختلاط آبهاى نزديک به سطح است.

از ديدگاه هيدروژئوشيميايى آب چشمه آبگرم در زمينه پايش فعاليتهاى پوسته البرز مرکزى بسيار مناسب مى باشد. اين مکان مى تواند محلى بسيار خوب براى استقرار پايگاه جمع آورى داده هاى هيدروژئوشيميايى باشد.

 

داغ‌ترين چشمه آب معدني جهان در مشگين شهر

                

 

 

چشمه آبگرم معدني قينرجه با دماي ‪۸۶درجه سانتيگراد بعنوان داغ‌ترين چشمه آب معدني جهان در دامنه‌هاي ييلاقي كوه سبلان در شهرستان مشگين‌شهر واقع است.

اين آب گرم كه در رديف آبهاي كلرايدي جهان قرار دارد در فاصله ‪ ۱۲كيلومتري جنوب مشگين‌شهر و در منطقه بكري واقع شده كه خروجي آب گرم آن ‪ ۹ليتر در ثانيه برآورد مي‌شود.
تفاوت دماي آب اين چشمه با آب خنك رودخانه مجاور آن در فصل زمستان و خلق مناظر زيبايي از يخ ، برف و بخار انسان را درباره رازهاي خلقت و قدرت خالق هستي انگشت به دهان مي‌كند.

 

: در سال‌هاي اخير با سرمايه‌گذاري، اجراي طرح‌هاي گردشگري و نيز احداث مجتمع آبدرماني قينرجه استفاده از اين چشمه از حالت سنتي خارج و بصورت مدرن انجام مي‌شود.
مجتمع آبدرماني قينرجه مشگين‌شهر موفق به‌اخذ گواهينامه ايزو ‪ ۹۰۰۲كيفيت مديريت شده است.


شهرستان مشگين شهر با داشتن بيش از ‪ ۲۰دهنه چشمه آب معدني جايگاه ويژه‌اي از حيث گردشگري در استان اردبيل دارد.

شهرستان مشگين شهر باحدود ‪ ۱۶۰هزارنفر جمعيت در شمال غرب اردبيل داراي آثار تاريخي متعدد از جمله قلعه قهقهه ، كاروانسراي قانلي بولاغ ، مقبره سيدسليمان فخرآباد ، كهنه قلعه ، چند حمام قديمي و آبهاي گرم معدني شابيل و قينرجه است

 چشمه آب معدني دودو

اين چشمه در 16 كيلومتري مشگين شهر واقع است دماي آن 43 درجه و ظاهرش شفاف بي بو و بي رنگ و بي مزه است آب اين چشمه براي درمان بيماريهاي روماتيسمي و عصبي مفيد است

چشمه آب گرم شابيل

اين چشمه در 27 كيلومتري لاهرود و در دامنه تپه اي واقع شده است حرارت اين آب 48 درجه و ظاهر آن زلال شفاف كمي ترش مزه بي رنگ و نيز كمي بودار است اين آب به دليل وجود مقدار زيادي اسيد كربنيك براي درمان پا درد و كمر درد مفيد است به همين دليل كوهنوردان از آن بيشتر استفاده ميكنند
 

چشمه آب معدني ايلاندو

اين چشمه در 15 كيلومتري مشگين شهر و در نزديكي چشمه دودو قرار دارد دماي آب اين چشمه 36 درجه است اين آب نيز بي مزه بي رنگ و كمي بو دار است از آب معدني ايلاندو براي درمان بيماريهاي چشم دردهاي مفاصل و پوست استفاده ميشود

 

آب گرم معدني موئيل

اين چشمه در 16 كيلومتري مشگين شهر قرار دارد دماي آن 45 درجه است ظاهر اين آب بي رنگ شفاف بي بو و مزه اش كمي شور است اهالي روستاي موئيل اين آب گرم را براي درمان بيماريهاي عمومي ترميم زخم ها سيستم حركتي اعصاب و بيماريهاي گوارشي مفيد ميدانند

 

آب گرم قوتور سوئي موئيل

اين چشمه در 17 كيلومتري مشگين شهر و 500 متري روستاي موييل واقع است آب آن به طور دايمي و جوشان جريان دارد حرارت آن 27 درجه كمي ترش مزه بي رنگ و بي بوست آب اين چشمه به دليل داشتن گاز كربنيك براي درمان بيماريهاي سطحي و پوستي مفيد است

آب گرم آق سو

چشمه آق سو در 3 كيلومتري مشگين شهر و در 6 كيلومتري روستاي وله زير در سه راه قينرجه به ملك سويي واقع شده است اهالي محل و كوهنوردان ار آب اين چشمه براي درمان دردهاي عصبي و ناراحتي هاي دست وپا و نيز تقويت عمومي بدن استفاده ميكنند

آب گرم ملك سويي

اين چشمه در 23 كيلومتري مشگين شهر و بالاتر از موييل واقع است آب اين چشمه بطور دايمي و جوشان در جريان است دماي اين آب 35 درجه و براي درمان دردهاي روماتيسمي مفيد است

آب گرم قوتور سويي لاهرود

چشمه قوتور سويي يكي از مشهورترين چشمه هاي مشگين شهر و در دامنه سر سبز سبلان واقع است اين چشمه در 25 كيلومتري لاهرود و 48 كيلومتري مشگين شهر واقع است ظاهر آب زلال شفاف كمي ترش مزه بي رنگ و بو دار است دماي آب آن 35 درجه است آب اين چشمه به دليل داشتن گوگرد بسيار اسيدي است و براي درمان بيماريهاي پوستي و چربي مفيد است استفاده بيش از 45 دقيقه از اين آب در هر نوبت به دليل وجود گازهاي سمي خطرناك است .

چشمه‌های معدنی بستان آباد
چشمه‌های معدنی بستان آباد در ده اسک کندی در 60 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است. مظهر اصلی آبگرم بستان آباد در داخل دره که خود از نوع گسلی است قرار دارد. آب آن کمی شورمزه و دبی آن 8 لیتر بر ثانیه است. آب آن از نوع کلروسولفاته ، گازدار و گرم می‌باشد. در اطراف چشمه رسوب سیاه رنگ دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که فعالیت چشمه با گسلهایی ارتباط دارد که بخشی از گسل تبریز محسوب می‌شوند و در

عین حال به فعالیت آتشفشانی سهند وابسته‌اند

 

چشمه طبیعی آبگرم محلات محور گردشگری در استان مرکزی

در میان دیدنی های استان مرکزی چشمه آبگرم محلات از شهرتی دیرینه برخوردار است و سالانه گردشگران زیادی را به ویژه در ایام تعطیل و نوروز باستانی رهسپار این شهر می کند.

به گزارش خبرنگار مهر در اراک ، چشمه آبگرم جوشان محلات با خاصیت درمانی و تفریحی محور اصلی گردشگری در این شهرستان و استان است که می تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه های طبیعی و تاریخی و مذهبی این شهرستان باشد.

با توجه به سابقه طولانی این چشمه در میان مردم و علاقمندان ، در کتابهای تاریخی به خواص درمانی این چشمه اشاره شده است . این چشمه در فاصله 15 کیلومتری شمال شرق محلات در کنار ارتفاعات بلند منطقه قرار دارد و مسافران زیادی به امید بهبودی و رفع بیماری به این چشمه روی می آورند.

ترکیبات آب این چشمه شامل سولفات کلسیک و از دسته آبهای هیپرترمال است و دردرمان بیماری های نقرس و بیماری های کبدی ،صفراوی ،کلیوی و دستگاه گوارش موثر است.

به طورکلی چشمه های آبگرم  به دو نوع تقسیم می شوند. چشمه هایی که منشا ایجاد آنها حوادث طبیعی است و چشمه هایی که از بخار خمیره سنگ های سوزان درون پوسته زمین به وجود آمده اند که تحقیقات نشان می دهد چشمه آبگرم محلات از نوع دوم است و در نوع خود در کشور بی نظیر است و توانسته گردشگرانی خارجی را به ویژه از میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، به سمت خود جلب کند. این جاذبه طبیعی داری قابلیت فراوان برای  سرمایه گذاری و ایجاد تسهیلات بهتر برای حضور گردشگران داخلی و خارجی است.

طرح های در دست ساخت مجتمع آبگرم محلات شامل ، احداث تله کابین، چشمه و پارک سرچشمه، احداث راهرو برای استفاده بهتر از این آب در فصل سرما، غارها و نواحی ییلاقی  است که در صورت تحقق می تواند قطب توانمندی در زمینه گردشگری  در استان سامان یابد.

وجود ستون های باستانی خورهه محلات، آتشکده آتشکوه، بند باستانی نیمور، قلعه جمشیدی ، سنگ نبشته های تاریخی، قلعه آقا خان،  یخچال نیمور در کنار امامزادگان اسماعیل،‌عبدالله، محمد، فضل و یحیی، امامزاده موسی ، مسجد جامع محلات و نیمور مربوط به دورهای تاریخی پیش از اسلام و ... می تواند رونق اقتصادی،‌اشتغال و گردشگری در محلات و استان را تضمین کند که این امر نیازمند توجه، برنامه و اعتبارات مالی ست .

شهرستان محلات  با 2079 کیلومتر مربع مساحت در جنوب شرقی استان مرکزی واقع است و قم و آشتیان، دلیجان، ‌خمین و اصفهان و اراک را در مجاورت خود دارد.

از دیگر توانمندی های این استان صنایع سنگ و پررش گل است و هر سال جشن سراسری گل ایران در این شهرستان برگزار می شود که می تواند فرصت مضاعفی برای رونق گردشگری باشد.

محلات  در روزگار هخامنشیان بخش کوچکی از ایالت ماد به شمار می رفته و در دوره اشکانیان نیز جزئی از ایالت والی نشین ماد بزرگ محسوب می شده است.

 

(خواص و میزان دمای آبهای معدنی رامسر)

 

میزان دمای بزرگترین آبگرم معدنی رامسر که به شماره یک معروف است 42درجه سانتیگراد است که بهترین حد تحمل بدن است.سیاحانی که ازاین منطقه بازدید می کنند علاوه بر توصیف چشمه های آبگرم معدنی رامسر میزان حرارت آنرا معین کردند.مکنزی می گوید:درجه آبگرم معدنی رامسر صدو چهارده و نیم با میزان الحراره فارنهایت است.

 

(خواص چشمه های آبگرم معدنی رامسر)

 

آبهای گوگردی رامسر در عداد آبهای کلر بیکربناته کلسیک و منیزین گازدار گوگردی است.برای درمان بیماریهای جلدی رماتیسم و دردهای عصبی و عضلانی بسیار سودمند است و در رفع عوارضی که پس از تب بروز میکند از آن چشمه ها استفاده می شود.رابینو میگوید:مردم از این چشمه ها برای امراض جلدی استفاده می کنند اما شرایط پرهیز از خوراک را رعایت نمی کنند.

مسیو بهلر که از اهالی فرانسه که در دربار ناصرالدین شاه قاجار درجه سرتیبی داشت و مهندس دارالفنون بود،در سفرنامه خود تحت عنوان جغرافیای رامسر، رشت و مازندران که در سال 1269آنرا به رشته تحریر در آورده است و مسافرتش جنبه نظامی داشت و برای بازرسی نظامی به نقاط مرزی شمال ایران سفر کرده بود،درباره آبگرم معدنی رامسر چنین می نویسد:در میان جنگلهای رامسر به فاصله نیم فرسخ از دریا آبگرم واقع است و آب آنجا بسیار نافع است و بسیار مشهور و اشخاص زیادی به جهت رفع بعضی امراض،آنجا می روند.

 

(نظر یک پزشک ایرانی درباره آبگرمهای رامسر)

 

روزنامه اطلاعات مورخه دوازدهم فروردین 1312مقاله ای تحت عنوان نظر دکتر ملک زاده درباره آبگرم رامسر(سخت سر سابق)نوشت که در آن به تشریح اهمیت و خواص درمانی این آبگرم پرداخت.آقای دکتر ملک زاده که نمایندگی مجلس را نیز بر عهده داشت در یک مسافرت تحقیقاتی مدتی را در رامسر امروزی گذراند و نتایج به دست آمده را در این مقاله به رشته تحریر در آورد.وی در بخشی از این مقاله می نویسد:امروز معالجات بسیاری از امراض رماتیسم ها امراض جلدی و ...به وسیله استحمام در آبهای معدنی به عمل می آید و هر قدر بر مراتب علم و دانش افزوده می شود،استعمال آبهای معدنی در معالجات بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و به نتیجه مطلوب که شفای مرض بیمار است منتهی می شود.

 

ستان آذربايجان شرقي داراي دو چشمه آب گرم اسب فروشان و آب گرم پيرسقا مي باشد.

آب گرم اسب فروشان در 5 کيلو متري جنوب شهرستان سراب و در دامنه هاي بزقوش در دره اي زيبا واقع شده است. آب اين چشمه داراي خواص طبي سنتي و گياهان دارويي است. آب اين چشمه حاوي ماده معدني سولفات سديم مي باشد.

آب گرم پيرسقا هم در قره آغاج مرکز شهرستان چاراويماق در ارتفاع 2200 متري واقع شده و به هنگام جاري شدن صدايي شبيه صداي هواپيما به گوش مي رسد.

آب اين چشمه از لحاظ طبي بسيار سودمند است.

 

چشمه هاي آب معدني وكيل آباد

روستاي وكيل آباد در 28 كيلومتري شمال غرب شهرستان اردبيل واقع است مهم ترين و معروفترين چشمه آب معدني اين منطقه چشمه معدني سردابه است

 

چشمه اب معدني سردابه

آب گرم سردابه در دامنه كوه قرار دارد دماي آن حدود 35 درجه است آب چشمه سردابه كمي ترش مزه و بي رنگ است و بوي شديد گوگرد ميدهد آب معدني سردابه براي درمان بيماري كبدي (زردي)امراض پوستي و پا درد مفيد است به اين دليل نام اين چشمه را ساري دوا يعني دواي زردي گذاشته اند منظور از زردي همان بيماري زردي است بعد ها به اشتباه در نقشه ها و اسناد ساري دوا سردابه ذكر شده است

چشمه اب معدني يدي بلوك 0(پهن سويي)

اين چشمه در 3 كيلومتري وكيل آباد واقع است آب آن بطور دايمي و جوشان جريان دارد دماي ان 32 درجه مزه آب گس و رنگ آن مايل به آبي و بودار است آب آن براي درمان امراض پوستي و دردهاي مفصلي مفيد است يدي بلوك داراي 7 دهنه چشمه است كه پهن سويي يكي از آنهاست

چشمه اب معدني يدي بلوك (چخماخلو)

اين آب در 2 كيلومتري سردابه واقع است دماي اين اب در حدود 10 درجه ظاهر آب اندكي مايل به رنگ آبي است و مزه گس دارد براي درمان امراض جلدي دردهاي مزمن روماتيسمي و درد هاي عصبي مفيد است

 

چشمه اب معدني يدي بلوك (گوي سو)

اين چشمه در 2 كيلومتري سردابه واقع است دماي آن در حدود 30 درجه است از آب اين چشمه براي درمان بيماري پوستي كبدي (يرقان)و عصبي استفاده ميشود

 

چشمه اب معدني يدي بلوك (اگيز)

اين چشمه در مركز چشمه هاي يدي بلوك واقع است آب آن بطور دايمي و جوشان در جريان است دماي آن 30 درجه كمي ترش مزه و بي رنگ است اين اب براي بيماريهاي جلدي دردهاي روماتيسمي و عصبي سودمند است

 

چشمه اب معدني يدي بلوك (آهن دار)

اين چشمه در 2 كيلومتري سردابه واقع است آب آن بطور دايم و جوشان و با دهنه هاي پراكنده در جريان استدماي آن حدود 30 درجه و ظاهري صاف و كمي ترش مزه است آب اين چشمه براي بيماريهاي گوارشي پوست و اعصاب مفيد است

 

 

اب گرم ايستي سو خلخال (كيوي
اين چشمه در 15 كيلومتري خلخال و در 8 كيلومتري شهرستان كوثر واقع است دماي اين آب 60 درجه و ظاهرش زلال و لاجوردي رنگ است آب اين چشمه براي درمان بيماريهاي پوستي دردهاي مفصلي و روماتيسم استفاده ميشود .
 

چشمه آب گرم " مرتضی علی (ع

 " از جاذبه های گردشگری طبیعی در شهرستان کویری طبس استان یزد است.

این چشمه در مسیر گردشگری روستای " خرو " و

در فاصله ‪.

 ‪ بيست و هفت‬کیلومتری شهر طبس واقع شده است
وجود این چشمه جوشان با دو نوع آب سرد و گرم کنار هم در دل کویر ایران زمین انسان را به تفکری عمیق وا می دارد.
پس از گذر نمودن از شهر طبس برای رسیدن به این چشمه حدود پنج کیلومتر مسیر را باید به صورت پیاده طی کرد که عمدتا از آب عبور می کنند.
در طول مسیر چشمه آب گرم مرتضی علی ، دیواره های بلند دره مانندی در دو طرف خود نمایی می کند و بر روی این دیواره ها حفره هایی است که به نظر می رسد با نظم خاصی بنا شده اند.
پس از حدود ‪

ده

 ‬دقیقه پیاده روی به منطقه ای می رسیم که چشمه های متعدد آب بویژه چند چشمه آب گرم و سرد قرار دارد

 و بزرگترین آنها از درون حفره ای نشات می گیرد که به حمام مرتضی علی معروف شده است.
مردمی که برای تفریح به این مطنقه می آیند معمولا از این حفره آب برای آب تنی استفاده می کنند.
بالاتر از این چشمه ، دره محصور و تنگ شده و از لحاظ توریستی بسیار جذاب است.
در ادامه این مسیر به سد شاه عباسی می رسیم که از آثار تاریخی دوران صفویه محسوب می شود و در ایام مختلف پذیرای مشتاقان طبیعت است.

  

چشمه ها و مراكز آب درماني

آب معدني از جمله پديده هاي جالب و جذابي است كه از نظر جهانگردي و پزشكي همواره مورد توجه قرار گرفته است . منابع آبهاي معدني هر كشور مي تواند منبع درآمد مهمي به ويژه از نظر جلب جهانگردان باشد . در استان هرمزگان به علت موقعيت زمين شناسي زمين شناسي ويژه ،‌منابع نسبتا غني آبهاي معدني به وجود آمده ات كه مهمترين انها عبارتند از : آبگرمهاي گنو ،‌خورگو ،‌خمير ، چستانه و معدونيه . خواص آب چشمه هاي معدني استان هرمزگان به شرح زير طبقه بندي شده است :
 آبهاي كلر وره : اين نوع آبها اگر به صورت خارجي ( حمام كردن مصرف شوند، در درمان بيماريهاي رماتيسم ،‌لنفاتيسم ،‌بيماريهاي زنانه و تورم موضعي موثرند . مصرف اين نوع آب به صورت بخور ،‌غر غره و شويه بيني در درمان بيماريهاي تنفسي موثر است . حمام كردن با اين آب ،‌موجب گشادي رگهاي خوني ميشود . اين نوع آبها اگر آشاميده ميشود ،‌صفار آورند و ترشحات دهان و معده را افزايش ميدهند و حركات با اين آب ، موجب گشادي رگهاي خوني ميشود .  و حركات روده ها را نيز افزايش ميدهند و گاهي ملين هسستند .
آبهاي گوگردي : ورود گوگرد به دستگاه متابوليسم بدن باعث بروز فعل و انفعالات مختلف در اين دستگاهها شده و در درمان بيماريهاي مختلف تنفس ، رماتيسم و بيماريهاي جلدي موثر واقع ميشود
. آبهاي كلروره سولفاته : اين نوع آبها خاصيت تسكين دهندگس ، ضد خارش ملين و صفرا آور دارند
 . آبهاي كلر وره سديك : مصرف خاجي اين آبها محرك قوا است و براي برخي از بيماريهاي زنانه مورد استفاده قرا ميگيرد .
خاصيت درماني با آب دريا : آب دريا داراي املاح فراوان است و در طول كيلومتر ها از سواحل استان هرمزگان ،‌به راحتي در اختيار قرار ميگيرد . اين آب داراي املاح فراوان كلر ،‌سديم و املاح مختلف ديگر و همچنين گياهان و جانواران دريايي به خصوص جلبك و پلانكتون ميباشد و اثرات بسيار مفيدي دارد . آب تني در آب دريا باعث انبساط و تحريك گوارش ،‌بالا رفتن تبادل تنفسي و سرانجام احساس آرامش ميباشد .
به منظور آشنايي بيشتر در زير مهمترين چشمه هاس آب معدني استان هرمزگان معرفي ميشوند :
آب گرم گنو : چشمها آب معدني گنو د رفاصله 34 كيلو متري شمال شرقي بندرعباس ،‌در كنار راه بندرعباس – سيرجان واقع شده است . يك راه اسفالته فرعي به اين چشمه منتهي ميشود . اين چشمه در دره اي قرار دارد كه كوه گنو و ارتفاعات سخت اهكي ،‌شمال و جنوب ، آن در در بر گرفته اند . از اب اين چشمه ،‌جهت آبياري نخلستان و استحمام استفاده ميشود . آب چشمه گنو از دسته آبهاي گوگردي خيلي گرم ( كلر وره سولفاته كلسيك گوگردي ) مي باشد . اين چشمه دو استخر زنانه و مردانه نسبتا بزرگ تميز دارد كه ب تاسيساتي مانند چندين رواق كوچك براي استراحت و اقامت مسافران ،‌محل فروش نوشيدني و غيره تجهيز شده است . محوطه اطراف چشمه پر از درختان نخل زيبا و سبز است . پساب اين چشمه پس از خارج شده از استخرها مانند رودخانه كوچكي پس از طي چند كيلومتر با آب نسبتاً‌ زيادي به صورت آبشار كوچك و جالبي به پايين سرازير مي شود . چشم انداز چشمه ابشار و كوه گنو بسيار زيبا است .
چشمه آبگرم خمير (لشتغان): اين چشمه در 7 كيلو متري شرق شهر بندر خمير قرار دارد . آب چشمه از شكاف سنگهاي مارين خارج ميشود . در اطراف چشمه ،‌دو استخر با ابعاد   10× 5/3  متر با عمق 5/1 متر است كه در امتداد يكديگر ساخته شده اند . آب از استخر اول وارد استخر دوم ميشود . در اين محدوده 12 اتاقك جهت استراحت و اقامت مسافران ساخته شده است و بطور رايگان در اختياز مراجعين قرار ميگيرد . طرز تشكيل آن اين چشمه بر اساس فرضيه تكتونيك ( ساخت زمين شناختي ) صفحه اي استوار است آب چشمه لشتغان( خمير ) در رديف آبهايي با كاتيون ها ( يونهاي منفي ) و آنيونهاي ( يونهاي مثبت ) مختلف گرم است .
چشمه چاه احمد: اين چشمه در مسير جاده بندر خمير – بندرلنگه و دو راهي خرك قرار دارد . فاصله بندر خمير تا دو راهي خرك 9 كيلو متر و از دو راهي تا مظهر چشمه در حدود 2 كيلومتر است كه 500  آن مي بايد پياده طي شود . در نزديكي مظهر چشمه يك استخر طبيعي به شكل مربع وجو دارد كه طول هر ضلع ان در حدود 5 متر است . اب اين چشمه از شكاف سنگهاي آهكي دو لوميتي از زمين خارج ميشود . در حوالي چشمه نيز دو باب اتاقك ساخته شده است كه مورد استفاده مسافران قرار ميگيرد . اب اين چشمه در رديف آبهاي گوگردي با كاتيونهاي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم سايه خوش : اين چشمه در مسير جاده بندرخمير – بندرلنگه قرار دارد  . فاصله بندر خمير تا روستاي سايه خوش در حدود 40 كيلومتري است و از روستاي سايه خوش تا محل چشمه در حدود 4 كيلومتري ميباشد . مظهر چشمه د رشكاف سنگهاي آهكي مارني و دردامن كوه جاي دارد . طرز تشكيل چشمه سايه خوش بر اساس فرضيه تكنو نيك صفحا اي استوار است و اب آن در رديف ابهاي سولفات كلسيم همراه با منيزيم زياد و كلرور سديم گرم است
چشمه آبگرم بادون  : اين چشمه در مسير جاده بندر لنگه به روستاي گزيل قرار دارد.از روستاي گزيل تا مظهر چشمه در حدود 11 كيلومتر است . آب اين چشمه از شكاف سنگهاي مارني از زمين خارج مي شود و نوع آن تكتونيكي است.در اطراف چشمه بادون استخري احداث كرده اند . طول اين استخر 20 متر و عرض آن 12 متر است و آب آن به مصارف كشاورزي ميرسد . آب اين چشمه ، در رديف آبهاي سولفات كلسيم همراه با منزيم فراوان و كلورز سديم ولرم مي باشد .
چشمه آبگرم آسك : اين چشمه در مسير جاده بندر لنگه به روستاي گزيل قرا دارد . فاصله روستاي گزيل تا محل چشمه در حدود 5/3 كيلومتر است كه 3 كيلو متر آن ماشين روو 500 متر آن را بايد پاي پياده پيمود . مظهر چشمه در شكاف آهكي مازني جاي دارد . چشمه در اثر عوامل تكنو نيك صفحه اي رديف آبهاي سولفات كلسيم همراه با منزيم و كلور سديم ولرم مي باشد .
چشمه آبگرم ملايجي :اين چشمه در مسير جاده بندرلنگه – بندر كنگ و در جنوب مسير ايستگاه قرار دارد . اب چشمه از شكاف آهكي مارني خارج ميشود و عامل تشكيل آن عوامل تكتونيك صفحه اي است . آب چشمه ملايجي در رديف آبهاي گوگردي با آنيونهاي مختلف گرم ميباشد .
چشمه آبگرم چارك : اين چشمه در مسير جاده بندر لنگه و گاوبندي قراردادر و از طريق بستانه و روستاي باوردان قابل دسترسي است . مظهر چشمه در بستر رودخانه تنگ خوان است و از شكاف سنگهاي مازني يرون مي جوشد . عامل تشكيل چشمه تكنو نيك صفحه اي است و آب ان آن در رديف آبهاي گوگردي با ك اتيونها و آنيونها ي مختلف گرم ميباشد .
چشمه آبگرم حاجي آباد :اين چشمه د رمسير جاده بندرعباس به سمت حاجي اباد و در حدود 30كيلومتري شرق حاجي آباد د ردامنه كوهي قراردارد . اب اين چشمه از شكاف سنگهاي آهكي مارين خارج ميشود و عامل تشكيل آن تكتونيك صفحه اي است . اب چشمه در رديف آبهاي گوگردي با كاتبيونها و آنيونها ي مختلف گرم است .
چشمه آب گرم فارياب : اين چشمه در مسير جاده بستك بهد از روستاي فتويه و فارياب قراردادر از روستاني فارياب تا مظهر چشمه در حدود 2 كيلومتر جاده خاكي است آب آن از شكاف سنگهاي آهكي خارج ميشود . آب چشمه در رديف آبهاي گوگردي با كاتيونهاي و آنيونها ي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم فتوحيه ( فتويه ): اين چشمه در مسير جاده بستك به لار قراردادر و فاصله آن از بستك تا فتويه در حدود 30كيلومتر است مظهر چشمه در جنوب دهكده قرار دارد و حوضچه اي در كنار بنا شده است كه متر طول عرض عمق دارد . آب اين چشمه به مصارف كشاورزي مي رسد . دبي آب چشمه حدود 50 ليتر در ثانيه و درجه و درجه حرارت ان مناسب ( 39 درجه سانت گراد ) و دسترسي به آن نيز آسان است . آب چشمه فتويه در رديف آبهاي گوگردي با كاتيونها و آنيونها ي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم تودولويه : اين چسمه در مسير جاده بندرعباس به لار بعد از دوراهي بستك و روستاي تودولويه قرار دارد . فاصله روستاي تودولويه تا مظهر چشمه در حدود 9 كيلومتر است . آب چشمه از شكاف سنگهاس اهكي مارني از زمين خارج ميشود و عامل تشكيل ان تكتونيك صفحه اي ميباشد .
چشمه آبگرم خورگو : اين چشمه كه تعداد انها سه چشمه است از طريق جاده فرعي منشعب از جاده بندرعباس – سيرجان قابل دسترسي اند . از دو راهي جاده بندر عباس سيرجان تا مظهر چشمه اول در حدود 28 كيلو متر فاصله است .
آب چشمه اول از شكاف سنگهاي آهكي مارني خارج و وارد رودخانه خورگو ميشود و. اب اين چشمه در رديف ابهاي سولفات كلسيم همراه با منزيم و كلرو ر سديم ولرم است .
تعداد چشمه هاي آبگرم اين منطقه سه چشمه است كه خصوصيات واحدي دارند .
چشمه دوم خورگو در يك كيلو متري شرق چشمه اول ار شكاف سنگهاي آهكي مارين به صورت جوشان از زمين ميجوشد . در نزديكي مظهر چشمه حوضچه اي به شكل دايره و به قطر 3 متر بنا شده است . از آب اين چشمه براي استحمام ميشود و در رديف ابهاي گوگردي با كاتيونهاي و آنيونهاي مختلف گرم است .
دسترسي به چشمه سوم نيز از طريق جاده فرعي منشعب از جاده بندرعباس – سيرجان امكان پذير است . از بندرعباس تا دوراهي خورگو 30 كيلومتر واز دوراهي تا مظهر چشمه در حدود 20 كيل.تر فاصله است در كنار مظهر چشمه حوضچه اي جهت استحمام وجود دارد و آب چشمه در رديف ابهاي گوگردي با كاتيونها و آنيونها ي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم باري : در مسير جاده خورگو – سرخان روستاي باري قراردارد . فاصله مظهر چشمه تا روستاي باري 3 كيل.تر است كه يك كيلومتر آبن را بايد پياده پيمود چشمه آبكرم از شكاف سنگهار رودخانه گرواز زمين خارج ميشود و عامل تشكيل ان تكتونيك صفحه اي است د راطراف چشمه تعدادر حوضچه كوچك به شكل مستطيل و به ابعاد مختلف بنا گرديده است كه اهالي روستا د رآنها استحكام ميكنند . اب چشمه باري در رديف ابهاي گوگردي با كاتيونهاي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم سرخان : اين چشمه در مسير جاده فرعي خورگو – سرخان منشعب از جاده بندرعباس – سيرجان قراردارد فاصله چشمه تا روستاي سرخان در حدود يك كيلومتر است و عامل تشكيل چشمه چشمه تكتونيك صفحه اي است و آب آن از شكاف سنگهايشيلي از زمين خارج ميشود . آب اين چشمه در رديف آبهاي گوگردي با كاتيونها و آنيونهاي مختلف گرم است .
چشمه آبگرم كشكو : اين چسمه در مسير جاده بندرعباس به كشكو قراردادر و از روستاي كشكو تا مظهر چشمه 4 كليو متر فاصله است كه يك كيلومتر آن را بايد پياده پيمود مظهر چشمه در شكاف سنگهاي آهكي است و عامل تشكيل آن تكتو نيك صفحه اي ميباشد حوضچه هاي متعددي در اطراف چشمه وجود دارند كه اهالي از انها به عنوان استخرشنا استفاده ميكنند از آب اين چشمه جهت كشاورزي نيز استفاده ميشود . آب چشمه در رديف ابهاي سولفات كلسيم همراه با منزيم زياد و كلور سديم گرم ميباشد و در پايان مسير خود به رودخانه كشكو ميريزد .
چشمه آبگرم نيان : اين چشمه در مسيرجاده بندرعباس – سرخان – قلعه قاضي – كشكو – نيان قراردارد . فاصله مظهر چشمه نياز 3 كيلومتر است كه اين مسير را ميباست پياده طي كرد . آب چشمه از شكاف سنگهاي آهكي از زمين هارج ميشود و عامل تشكيل آن تكتونيك صفحه اي است آب چشمه نيار  در رديف آبهاي سولفات كلسيم همراه با منزيم زياد و كلرور سديم گرم ميباشد .
چشمه آبگرم ده شيخ: اين چشمه در مسير جاده حاجي آباد به سمت دولت آباد و در جنوب شرقي روستاي ده شيخ در دامنه كوهي قرار دارد .مظهر چشمه در شرق حاجي آباد است . آب آن از شكاف سنگهاي آهكي بيرون ميآيد و عامل تشكيل آن تكتونيك صفحه اي است . آب چشمه ده شيخ در رديف آبهاي گوگردي به آنيونها و كاتيونهاي گرم است .
چشمه آبگرم چستانه: اين چشمه آبگرم در نزديكي روستاي خونسرخ در حدود 25 كيلومتري غرب راه آسفالته بندرعباس – بندر شهيد رجايي قراردارد . آب آن در رديف آبهاي گوگردي با كاتيونهاي مختلف مي باشد .
 
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:17  توسط شاهپور صدریفرد  | 

فعالیت های آتشفشانی کواترنر در حقیقت ادامه فعالیت های ترشیاری در ایران است و در مناطقی که آتشفشانهای کواترنر فعالیت داشته اند، عموما آتشفشانهای ترشیاری نیز با شدت بیشتری فعال بوده اند.
آتشفشان های جوان فعالیت خود را از دوره میوسن به ویژه میوسن بالایی و یا دوره میوپلیوسن شروع کرده اند و تا کواترنر ادامه یافته اند. مهمترین مناطق آتشفشانی نئوژن – کواترنر در ایران به صورت ذیل می باشد:

1- آتشفشان دماوند:

مخروط آتشفشانی دماوند در شرق تهران و 60 کیلومتری ( فاصله هوایی ) آن با مختصات “24 ‘06 520 طول شرقی و “05 ‘57 350 عرض شمالی واقع شده است. نزدیکترین شهرها به این آتشفشان به ترتیب عبارتند از: رینه (در دامنه جنوبی) ، پلور، دماوند و فیروزکوه ( در شرق ). گسترش گدازه ها و مواد آذر آواری در دماوند در حدود 400 کیلومتر مربع و در محدوده ای به طول ‘18 520 تا ‘59 510 و عرض “30 ‘04 360 تا “38 ‘48 350 را شامل می شود.

نمایی از دامنه  کوه دماوند

ارتفاع قله آتشفشانی دماوند از سطح دریا 5610 متر می باشد. 2 مسیر برای صعود به قله وجود دارد؛مسیر اول جنوب شرق که مسیر نسبتا آسانی است و مسیر دیگری مسیر شمالی که صعود از طریق آن بسیار مشکل و خطرناک است. زمستان های منطقه دماوند بسیار سرد همراه با یخبندان و تابستانهای آن معتدل می باشد. در بیشتر ماه های سال قله آتشفشانی دماوند پوشیده از برف است و مناسبترین ماه برای صعود به قله، مرداد ماه می باشد. بخشی از سفیدی قله دماوند که در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهای متصاعد شده از دهانه مخروط می باشد. مخروط آتشفشانی دماوند در شرق البرز مرکزی قرار دارد. اگر البرز غربی و شرقی را امتداد دهیم، در محل دماوند این دو امتداد از هم دور می شوند.
 

نمایی از قله کوه دماوند

آتشفشان البرز مربوط به ولکانیسمی است که در کواترنر در البرز مرکزی رخ داده است. تمامی ساختمانهای تکتونیکی از جمله: گسلها ها، تراست ها، چین های البرز مرکزی که در منطقه دماوند وجود دارند، زمانی که به محدوده گدازه ها می رسند، محو می شوند. آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارنی است که در قسمت جنوب غرب آن گدازه ها گسترش بیشتری دارند. ریفت مخروط آتشفشانی بیانگر این موضوع است که فعالیت این آتشفشان منحصر به دهانه مرکزی نبوده است بلکه دهانه های جانبی نیز در ایجاد مخروط نقش داشته اند. تعدادی دهانه جانبی در ارتفاعات بالای مخروط در سمت جنوب غرب و شمال شرق قرار دارند اما فعالیت اصلی این آتشفشان از دهانه مرکزی آن صورت می گیرد.

در ترکیب سنگ شناسی آتشفشان دماوند بر اساس میزان Sio2 و ترکیب کانی شناختی آن 3 گروه سنگی قابل تفکیک هستند:

الف – سنگ های بازیک: که این سنگ ها در محدوده پلور و رینه و پل ورکوه دیده می شوند. این سنگ ها نسبت به دیگر سنگ های دماوند قدیمی تر می باشند. زیرا بر روی سنگ های بازیک منطقه پلور مقدار کمی گدازه های حدواسط (تراکی آندزیت) مشاهده می شود. این گدازه ها تنها در دامنه های کم شیب دماوند مشاهده می شوند و مقدار آنها از سایر سنگ ها کمتر است. این گدازه ها به علت درصد Sio2 پائین و سیالیت بالا دارای وسعت بیشتری است.

ب – سنگ های حدواسط: که حجم اصلی سنگ های آتشفشانی منطقه را دارا است شامل گدازه ها و سنگ های آذرآواری می باشد و ترکیب کانی شناختی تراکی آندزیت و تراکیت دارند. تغییرات سنگ شناسی و ژئوشیمیایی تراکی آندزیت ها و تراکیت ها تدریجی بوده و انواع حدواسط بین این دو فراوانند.

ج – سنگ های اسیدی: که مرز بین سنگ های اسیدی و حدواسط در سنگ های آتشفشانی دماوند تدریجی است. این سنگ ها در دامنه قله شمالی کوه هاره و با ضخامت حدود 100 متر بر روی آهک های لار قرار گرفته اند.
این گدازه ها به طور متناوب همراه با مواد توفی به شدت دگرسان شده می باشند. این گدازه ها متراکم و قرمز رنگ بوده و فنوکریست های پلاژیوکلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخیص است.

د- سنگ های ولکانی کلاستیک که در بخشهای جنوبی، شرقی و غربی دماوند بیشتر دیده می شود و در بخشهای شمالی کاهش می یابد. سنگ های ولکانو کلاستیک به 2 دسته پیروکلاستیک و اپی کلاستیک تقسیم می شوند. نهشته های پیروکلاستیک شامل انواع توف های آتشفشانی دماوند شامل موارد زیر می باشند:

  • I – توف های شیشه ای دره هزار، توف تراکیتی جنوب قله دماوند، توتوف شیشه ای شمال دماوند و توف شیشه ای پومیسی رینه.

  • II – برش آتشفشانی دماوند.

  • III – نهشته های ریزشی پومیسی.

  • IV – نهشته های جریانی پیروکلاستیک غرب دماوند و بالای روستای آبگرم.

  • V – نهشته های جریانی بلوک و خاکستر.

  • VI – نهشته های اپی کلاستیک که در بخشهای جنوبی و شرقی دماوند قابل مشاهده است.

در ارتباط با نحوه تشکیل آتشفشان دماوند نظریات مختلفی ارائه شده است که در ذیل به آنها اشاره خواهد شد:

  • اوسینیکو ( 1930 ) معتقد است که منطقه گسلها دار اسک و آبگرم باعث بالا زدن گدازه ها شده است.

  • کریستا ( 1940 )، یک خمش در کمان البرز را مسبب تشکیل آتشفشان دماوند دانسته است.

  • آلن باخ ( 1966 )، معتقد است که گسلها های تشکیلات رسوبی موجب صعود گدازه ها به سطح زمین گشته اند.

  • جانگ و همکاران ( 1975 )، با اعتقاد بر برخورد صفحات عربستان و اوراسیا، فرورانش صفحه عربستان در امتداد سطح بینوف و ذوب این صفحه در اعماق و ایجاد ماگمای آتشفشانی، علت پیدایش نمونه های کالکوآلسکالن ایران مرکزی را مربوط به عمق زیاد این منطقه ذوب می دانند که در نتیجه دور بودن از تراست و عمق زیاد ذوب، سنگ های آتشفشانی آلکالن آشکار شده اند.

    بروس و همکاران ( 1977 ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه های دماوند آن را آتشفشان ویروس و دور از زاگرس در نظر گرفته و تشکیل آن را مرتبط با برخورد صفحه عربستان و اوراسیا و فرورانش نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی می دانند.

    علی درویش زاده (1364) عقیده دارد که آخرین حرکت کمپرسیونی (فشارشی) که فلات ایران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چین خوردگی، بالا زدگی و جمع شدن پوسته قاره ای ایران گردیده، محل تاشدگی البرز را هم تحت فشار قرار داده است و این فشار موجب فعال شدن شکستگی های عمیق و خروج مواد مذاب گردیده است.

    نوگل سادات (1985) معتقد بود که حرکت گسلها هایی که دارای خمیدگی هستند، باعث ایجاد یک منطقه کشش در محل خمیدگی گشته و آتشفشان دماوند نیز اثر چنین پدیده ای است.

    ایران نژاد (1370) معتقد است که گسلها های عمیق منطقه می توانند شرایطی را ایجاد کنند که از طریق آن ماگمای آلکاسن به سطح زمین برسد. گسلها های اسک، بایجان، نوا، سفیدآب، شاهان دشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زیر دماوند ادامه دارند.

2- آتشفشان سهند:

مطالعه این آتشفشان نشان می دهد که ولکانیسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهی در مناطق اطراف توده سهند بیان گر آن است که سهند را دریایی کم عمق فرا گرفته است. با آغاز فعالیت این آتشفشان در اواسط دوره میوسن و ایجاد شرایط نامطلوب، گروهی از پستانداران به صورت دسته جمعی از بین رفته اند که آثار این جانوران در حوضه های رسوبی اطراف مشهود است.
توده آتشفشانی سهند در واقع یک استراتوولکان شامل پیروکلاست ایگنمبریت و گدازه است که توسط دودکش های مختلف و پراکنده در یک منطقه وسیع بیرون ریخته شده اند. در فاصله دوره های آتشفشانی سهند، رسوبات سیلابی – رودخانه ای و یخچالی تشکیل شده اند که غالبا تا شعاع چندین ده کیلومتری اطراف مراکز آتشفشان گسترش یافته اند. توده آتشفشانی سهند به وسعت بیش از 3000 کیلومتر مربع، رسوبات دوره میوسن و قدیمی تر را پوشانده است. تشکیلات ولکانو سدیمنت آن به شعاع چند ده کیلومتر از دامنه های سهند به طرف جلگه های اطراف گسترش یافته اند.

این آتشفشان در 40 کیلومتری جنوب تبریز با ارتفاع حداکثر 3710 متر واقع شده است. تعیین سن مطلق گدازه های مختلف آن سن 12 تا 140 هزار سال را نشان می دهد (1356). به عقیده معین وزیری فعالیت های آتشفشانی سهند در چندین مرحله صورت گرفته اند و در بین این مراحل آرامش نسبی وجود داشته است. وفور خاکستر به همراه قطعات یومیسی تا فواصل دور پراکنده شده اند که نشان گر انفجارات شدید آتشفشان سهند است.
بلندترین قله، مجموعه متناوبی از برش، پیروکلاستیک ها و آهک سیلیسی است که طی دو مرحله فعالیت به وجود آمده اند. مرحله اول به صورت انتشار روانه های برشی و مرحله دوم شامل خروج گدازه های داسیتی است. ترکیب سنگ شناختی سهند شامل آندزیت، داسیت، ریوداسیت و ریولیت به همراه مواد آذرآواری فراوان می باشند. ماگمای تشکیل دهنده این سنگ ها اشباع از سیلیس بوده و دارای آلومینیوم زیادی است.

3- آتشفشان سبلان:

این آتشفشان در باختر شهر اردبیل به ارتفاع 4811 متر قرار دارد که در واقع خط تقسیم حوضه های آبریز ارومیه و رودخانه ارس به شمار می رود. رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبیل شروع و در جهت شرقی – غربی به طول 60 کیلومتر و عرض تقریبی 48 کیلومتر تا کوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه می یابد. مخروط آتشفشانی سبلان از نوع چینه ای است که گدازه های آن سطحی معادل 1200 کیلومتر مربع را اشغال کرده اند. مخروط سبلان ساختمان مرکزی عظیمی است که بر روی یک سیستم هورست با روند شرقی – غربی قرار گرفته است.

دیدون و ژرمن ( 1976) سن این آتشفشان را پلیوکواترنر می دانند. اما باباخانی، سکویه و ریو (1369) اظهار می دارند که نخستین جریان گدازه سبلان بر روی توف ها و کنگلومرا های الوار قرار دارند که از نهشته های کواترنر پیشین حوضه مشکین شهر هستند. دیدون و ژرمن فعالیت آتشفشانی سبلان را به 3 بخش تقسیم می کنند:

الف – جریانات گدازه ای سبلان کهن که بیشترین بخش کوه سبلان را در بر میگیرد و شامل آندزیت های زیرین و میانی و جریان گدازه داسیتی است.
ب – فرونشست که بخش مرکزی ساختمان پیشین گسیخته شده که نتیجه آن ایجاد یک فرورفتگی دایره ای به قطر 20 کیلومتر است و همزمان با فرونشست کالدار، فوران های انفجاری نیز روی داده است و از مواد آذرآواری تشکیل شده است.

ج – گنبدها و جریانات گدازه ای سبلان جوان که پس از فروریزش کالدار، فوران مواد آتشفشانی صورت گرفته که بلندترین بخش های مرکزی آتشفشان را تشکیل می دهند.
لازم به ذکر است که فعالیت های آتشفشانی سبلان از نوع آلکالن سریک است.

4- آتشفشان تفتان:

تفتان یک آتشفشان جوان و نیمه فعال به سن پلیوسن – کواترنر در بلوچستان و 50 کیلومتری شهر خاش قرار دارد. ارتفاع این آتشفشان از سطح دریا 4050 متر و از دشت های اطراف 2000 متر است. این آتشفشان در روی فیلیش های کرتاسه بالایی و ایوسن بنا شده است. اولین فوران تفتان شامل گدازه ها و سنگ های پیروکلاستیک با ترکیب داسیت و ریوداسیت در 20 کیلومتری غرب – شمال غرب قله فعلی شروع شده است ( گانسر 1966 ).

فعالیت مجدد تفتان شامل: گدازه های داسیتی و آندزیتی متعلق به اواخر پلیوسن در 10 کیلومتری شمال غرب پس از یک آرامش منجر به تشکیل طبقات اگلومرا، یک انفجار مهم در 2 کیلومتری جنوب قله امروزی به وقوع پیوسته که اثر آن امروزه به صورت گودال فرسایشی دیده می شود.

یکی از ویژگی های جالب در تفتان، ناهماهنگی کانی شناسی و تحول معکوس کانی ها در آندزیت های کواترنر این آتشفشان دیده می شود. در گدازه های تفتان سنگ های بازیک مشاهده نمی شود. سنگ های آذرآواری و توف های پومیسی بخش وسیعی از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را می پوشانند که این سنگها عمدتا از پومیس و پرمیسیت تشکیل شده اند.

5-آتشفشان بزمان:

سنگ های آتشفشانی – نفوذی شمال گودال جازموریان مجموعه سنگ های ماگمایی بزمان را شکل می دهند. این کمپلکس ماگمایی جزء زون ماگمایی ارومیه – دختر محسوب می شوند. سنگ های نفوذی منطقه بزمان از گرانیت آلکالن پورفیری با فلدسپات های پتاسیم دانه درشت، گرانیت های دورنیلنددار، گرانودیوریت تا کوارتز دیوریت تشکیل شده اند که دارای 64 تا 74 میلیون سال سن می باشند.

سنگ های خروجی این منطقه شامل سنگ های داسیتی، آندزیت – داسیتی و بندرت ریولیت، ایگنمبریت و توف های شیشه ای متبلور تشکیل می دهند که در جنوب شرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند. سنگ های آتشفشانی بزمان عمدتا آندزیت، بازالت و کمی الیوسن بازالت می باشند. آتشفشان دارای ساختمان استراتوولکان پیچده ای می باشد و انواع گدازه های آندزیتی، داسیتی و ریوداسیتی در دامنه شرقی آن زیادتر است. مخروط اصلی این آتشفشان از اجتماع برش های ایگنمبریتی، پرمیس و گدازه تشکیل شده که به طور متناوب قرار گرفته اند.

6-آتشفشان آرارات:

آرارات یک آتشفشان استراتوولکان است که وسعتی در حدود یک هزار کیلومتر مربع را اشغال کرده است. این آتشفشان در محل تلاقی شکستگی های بزرگ با جهت شرقی – غربی و غربی – جنوب شرقی قرار گرفته است. در منطقه آرارات، بر روی رسوبات کواترنر، توف های قرمز تحتانی و سپس گدازه های آندزیتی، داسیتی و ریوداسیتی ریخته شده اند و در پایان نیز روانه های بازالتی منطقه را می پوشانند.

سنگ های آتشفشانی آرارات (به غیر از بازالت ها) به دو سری غنی از ایتریم و فقیر از ایتریم تقسیم می شوند که هر دو سری شامل آندزیت، داسیت و ریوداسیت است اما بازالت ها به طور کلی فقیر از ایتریم می باشند. نسبت استرانسیم رادیوپنیک در داسیت ها و آندزیت ها بین 0.7042 +ـ 0.7055 است که نشان منشاء گوشته ای آنهاست. لامبر و همکاران ولکانیسم آرارات را در نتیجه شکستگی های بزرگ لیتوسفری و حرکات میکروبلوک ها می داند و نظریه فرورانش را در مورد آرارات صادق نمی داند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:8  توسط شاهپور صدریفرد  | 

چشمه‌هاي جوشان ايران PDF چاپ پست الكترونيكي
پنجشنبه, 04 اسفند 1384 12:11

چشمه‌هاي آب معدني ايران يكي از مهمترين ثروت‌هاي كشور براي توريسم‌درماني و اكوتوريسم است.

چشمه‌هاي آب گرم
در اکثر مناطق آتشفشانی جدید ایران، چشمه‌های آبگرم وجود دارد. آب تمام این چشمه‌ها تقریبا منشا سطحی دارند. آبهای سطحی با نفوذ خود از خلال شکستگیها ، تدریجا گرمتر شده و در افقهای تحتانی، هنگامی که به سطح زمین می‌رسند به صورت چشمه‌های آبگرم نمایان می‌شوند. به همین دلیل وجود شکستگیها و گسل‌ها در مناطق آتشفشانی را عامل ظهور و پیدایش چشمه‌ها ذکر می‌کنند. معمولا در یک منطقه محدود، دمای آب این قبیل چشمه‌ها در طول سال تا چند درجه تغییر می‌کند. این مسئله مربوط به نفوذ زیاد آبهای سطحی (مثلا پس از بارندگی و بارش برف) و کاهش نفوذ در مواقع کم‌آبی است.
در شرایط یکسان هر قدر چشمه‌ها به مناطق عمیق‌تر نفوذ کند و آب سریعتر به سطح زمین برسد گرمای آن بیشتر است. امروزه نقش آتشفشانها درایجاد چشمه‌های معدنی بر کسی پوشیده نیست. ولی بعضی از واکنشهای گرمازا مانند واکنشهای هسته‌ای و حرکات زلزله نیز ممکن است در این کار دخالت داشته باشند. مسلما با نفوذ آبهای گرم از خلال سنگها، مقداری مواد محلول در آنها وارد می‌شود و به این طریق چشمه‌های معدنی بوجود می‌آیند.
چشمه‌هاي آب‌گرم اردبيل
در دامنه کوههای آتشفشانی سبلان در اطراف اردبیل تعدادی چشمه‌های معدنی دیده می‌شوند. وجود سازه‌هاي گردشگري مانند رستوارن‌ها و هتل‌ها در سرعين اين شهر را به مهمترين مركز توريسم درماني در ايران تبديل كرده است.
چشمه‌های آبگرم خلخال
این چشمه‌های معدنی در 22 کیلومتری شمال غرب هروآباد واقع است. آب آنها از انواع معدنی بی‌کربناته سدیک ، گازدار و بسیار گرم است.
این چشمه‌ها در دامنه دره‌ای قرار دارند که بوسیله گسل ، لایه‌های آهکی رسوبی از سنگهای آندزیتی جدا می‌شود. در جنوب غرب هروآباد نیز در دهکده گرمخانه ، چندین چشمه آبگرم وجود دارد که دمای آنها 30 تا 50 درجه سانتیگراد است. با توجه به فعالیت آتشفشانی کواترنر که در ضلع جنوبی (حدود 18 کیلومتری جنوب هروآباد) دیده می‌شود، به نظر می‌رسد که چشمه‌های آبگرم خلخال به این قبیل فعالیت آتشفشانی وابسته باشد.
چشمه‌های معدنی بستان‌آباد
چشمه‌های معدنی بستان آباد در ده اسک‌کندی در 60 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است. مظهر اصلی آبگرم بستان آباد در داخل دره که خود از نوع گسلی است، قرار دارد. آب آن کمی شورمزه و دبی آن 8 لیتر بر ثانیه است. آب آن از نوع کلروسولفاته ، گازدار و گرم است. در اطراف چشمه رسوب سیاه رنگ دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که فعالیت چشمه با گسلهایی ارتباط دارد که بخشی از گسل تبریز محسوب می‌شوند و در عین حال به فعالیت آتشفشانی سهند وابسته‌اند.
چشمه زندان سلیمان
این چشمه در نزدیک شهرستان قروه قراردارد و در واقع دو مظهر در جنوب زندان سلیمان دارد که از آب آنها در مسیر استخر طبیعی استفاده می‌شود. آب آن از نوع بی‌کربناته و سولفات کلسیم‌دار ، گرم و گوگردی است این چشمه‌ها به فعالیت آتشفشانی کواترنر این ناحیه وابسته است.
چشمه‌های آسک
در شهرک آب آسک و دردو طرف بستر رودخانه هراز که از این محل عبور می‌کند، تعدادی چشمه از سنگهای آهکی ژوراسیک این ناحیه بیرون می‌آید که رسوبات تراورتن در مظهر برخی از آنها تشکیل شده است. این چشمه‌ها ازنوع بی‌کربناته کلسیم با P H اسید و حاوی و گوگرد است. آب چشمه‌های آسک بیشتر از آبهایی تامین می‌شود که در گذشته پشت سد طبیعی لار یا در حال حاضر ، در پشت سد مصنوعی جمع می‌شود. این آب در خلال لایه‌های آهکی ژوراسیک کف دریاچه، مجاری و غارهای زیرزمینی ایجاد کرده است که پس از عبور از این مجاری و گرم‌شدن به صورت چشمه به سطح زمین می‌رسد.
چشمه معدنی گنو
در 33 کیلومتری شمال بندر عباس در سرراه سیرجان ، چشمه آبگرم نسبتا مهمی وجود دارد که از نوع کلروسولفات کلسیم‌دار گوگرد است. آب آن خیلی گرم و علت آن ممکن است به درجه زمین گرمایی محلی مربوط باشد.
چشمه‌های معدنی محلات
در اطراف محلات و در 30 کیلومتری مغرب دلیجان ، رسوبات تراورتن فراوانی بر جای مانده است که نشان دهنده فعالیت قدیمی در این ناحیه است. در برخی مناطق ، همراه با رسوبات آهکی ، رسوبات آهنی قرمز تا زرد رنگ دیده می‌شود. این چشمه‌ها را به فعالیتهای آتشفشانی بخش شمالی این منطقه مربوط می‌دانیم که آب آنها پس از نفوذ به داخل شکستگیها و انحلال مواد آهکی، دوباره به سطح زمین می‌رسد.
چشمه‌های گوگرد رامسر
در رامسر چشمه‌های آبگرم گوگردی متعددی وجود دارند. این چشمه‌ها در امتداد گسل رامسر واقع‌اند. در جنوب رامسر ، چشمه زیرپل معروفیت بیشتری دارد که آب آن از چند نقطه و از کف حوضچه خارج می‌شود. در کف حوضچه نیر بلورهای پیریت و گوگرد دیده می‌شود. جدار داخلی حوضچه سیاه رنگ و رسوبات آهکی متخلخل بر آن نشسته است. در سمت مشرق رامسر چشمه گوگردی آب سیاه وجود دارد که دمای آن کمتر از سایر چشمه‌ها است.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:5  توسط شاهپور صدریفرد  | 

آتشفشان‌های ایران
                
 

برخی قله‌های بلند که اکنون در مرحله گوگردزدایی بوده و از دهانه آنها بخار آب و گاز گوگردی خارج می‌شود بازمانده آتشفشانهای قدیم و دوران کواترنر هستند.


دماوند


مخروط دماوند در مرکز سلسله کوه‌های البرز بارزترین فعالیت آتشفشانی دوره کواترنر را نمایان می‌سازد، به استثنای برخی از فوران‌های کوچک که اخیراً کشف شده در این کمربند کوه‌زایی فعالیت جدیدی شناخته نشده است. مخرروط این قله منظم و روی کوه‌های فرسایش یافته 4 هزار متری واقع است. دامنه کوه پوشیده از جریان گدازه‌‌های فرسایش یافته 4 هزار متری واقع است. دامنه کوه پوشیده از جریان گذازه‌هایی به وسعت 400 کیلومتر مربع است. جدیدترین گدازه‌ها در دامنه غربی مخروط قرار گرفته‌اند و روی همین دامنه است که به طور محلی مخروط‌هایی از خاکستر وجود دارد. در ارتفاع 100 متری ضلع جنوبی دماوند گازها نمایان هستند و دهانه این آتشفشان با 300 متر قطر دریاچه‌ای پوشیده از یخ است.
سنگ‌های زیر مواد آتشفشانی دماوند از رسوبات دوران دوم البرز مرکزی است که به شدت فرسایش یافته‌اند. در دامنه جنوب شرقی آتشفشان نیز آهک‌های ژوراسیک فوقانی تا ارتفای 3500 متری دیده می‌شود (درویش زاده، 1370، ص757).ف
فعالیت های عظیمی که کوه دماوند را به وجود آورده به دوران هولوسن یعنی حدود ده هزار سال قبل باز می‌گردد (درویش زاده، 1370، ص759).


تفتان


این کوه در جنوب- جنوب شرقی زاهدان و شمال –شمال غربی خالش با ارتفاع 4110 متر از سطح دریا قرار دارد. پیکره اصلی آن شامل دو کوه است که به وسیله بخش زین مانند و باریکی به هم متصل شده‌اند. قله جنوب شرقی تا اندازه‌ای شکل مخروطی خود را حفظ کرده و به وسیله جریان گدازه‌های آندزیتی ضخیم و جوان‌تر پوشیده شده است. گدازه تفتان مساحتی معادل 1300 کیلومتر مربع را پوشانده و لایه‌های خاکستر در این آتشفشان کم است. از فعالیت‌های درون آتشفشان ابر سفید و مشخصی تشکیل می‌شود که از فاصله 100 کیلومتری قابل مشاهده است و منظره یک آتشفشان فعال را به خوبی نشان می‌دهد. تفتان جزء یک منطقه آتشفشانی است که تا پاکستان شمالی ادامه دارد و به گره آتفشان کوه سلطان که در پاکستان واقع و اکنون خاموش است تعلق دارد.


بزمان


این آتشفشان در 110 کیلومتری شمال غرب ایرانشهر و 120 کیلومتری غرب خالش و جنوب غربی قله تفتان واقع شده که ارتفاع آن از سطح دریا 3503 متر است و لی نسبت به اراضی پیرامونی 2100 متر ارتفاع دارد. جریان بزرگ گدازه‌ از دامنه شرقی قله جریان یافته است. در دامنه شمالی نیز همین جریان گدازه، مخروطی با شیب تند و بسیار مشخص را شکل داده که از آن، جریان گدازه با عظمت خیلی زیاد بیرون آمده است. در اطراف قله اصلی چندین مخروط کوچک دیده می‌شود که از گدازه تیره رنگ بازالتی تشکیل شده‌اند. بلندترین قله، مخروطی تازه ساز است که از قطعات بزرگ گدازه شکل یافته و قطر دهانه آن در حدود 500 متر است. به نظر می‌رسد که بزمان، جدیدترین آتشفشان ایران باشد. مواد آتشفشانی آن منطقه ای را در حدود 1400 کیلومتر مربع پوشش داده است. با توجه به مورفولوژی (ریخت شناسی) و منظره ساختمان و تشابه با تفتان، کوه بزمان را باید مانند تفتان جزو آتشفشان‌های نیمه فعال ایران محسوب کرد. در دهکده بزمان واقع در جنوب شرقی آتشفشان اصلی نیز چشمه‌ آب گرمی که درجه حرارت آن در حدود 36 درجه است وجود دارد. که تا اندازه‌ای نیمه فعال بودن آتشفشان را تأیید می‌کند.
از روی آثار موجود می توان گفت که سایر آتشفشان‌های ایران در بخش‌های جنوب شرقی در مرحله غیر فعال قرار دارند اما چشمه‌های آب گرم نیز در اطراف آنها دیده می‌شود. این آتشفشان‌ها در غرب آتشفشان‌های بزمان قرار گرفته‌اند، که گدازه‌های آنها بیش‌تر بازالت اولیوین‌دار است مانند آتشفشان چاه شاهی و یا از نوع کاکلوآلکالن است مانند آتشفشان کوه شاهسواران (درویش زاده، 1370، ص764).


سهند


آتشفشان بزرگ سهند، در 40 کیلومتری جنوب تبریز واقع است و با آتشفشان‌های کوچک‌تر شمال غرب دریاچه اورومیه و مرکز آتشفشانی ارمنستان و آرارات که در نزدیکی مرز ایران واقع است ارتباط دارد کوه سهند مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از توف‌ها و خاکسترهای فراوان تشکیل شده و به وسیله آب‌های جاری دره‌های تنگی در آنها ایجاد شده است. مواد آتشفشانی سهند بر روی رسوبات مختلف و در مساحت تقریبی 4500 کیلومتر مربع پوشانده شده است،  تعیین سن مطلق گدازه‌های مختلف سهند بین 12 تا14 میلیون سال را نشان می‌دهد.
نحوه رسوب گذاری مواد تخریبی آتشفشانی در اطراف سهند و مشاهده آثار انواع ماهی در طبقات مختلف نشانه این است که در گذشته، دریایی کم عمق مناطق آتشفشانی سهند را احاطه کرده است. به این ترتیب منطقه سهند، قبل از شروع فعالیت آتشفشانی به صورت جزیره و یا شبه جزیره بوده که در دامنه‌های سرسبز آن پستانداران مختلف می‌زیسته‌اند (درویش زاده، 1370، ص765).


سبلان


سبلان در مشرق تبریز واقع است. ارتفاع آن از سطح دریا بیش از 4800 متر و گدازه‌های آن سطحی معادل 1200 کیلومتر را اشغال کرده است که به دلیل فرو ریختگی و ریزش متعدد به شدت قطعه قطعه است. سبلان اصلی، سبلان کوچک، کوه سلطان و آغان داغ قله‌های آتشفشانی متدد این کوه را تشکیل می‌دهند. در قسمت شمال و در قاعده‌ای که بلندترین قله سبلان در آن واقع است دریاچه کوچکی وجود دارد که احتمالاً با قیمانده دهانه آتشفشان است. در دامنه جنوبی سبلان، چشمه‌های گوگردی زیادی وجود دارد که آب آنها در حدود 40 درجه سانتی گراد حرارت دارد و تنها گواه فعالیت آتشفشان خاموش سبلان است.


جنوب بیجار


در شمال غرب ایران، آتشفشان‌های جنوب بیجار واقع است،  پیدایش این آتشفشان‌ها مربوط به دور شدن و جدایی میکروپلیت‌های ایران و آناتولی است که در این ناحیه کناره‌های آ به هم متصل بوده و بر اثر برخورد با پلیت عربستان از هم جدا شده‌اند (درویش زاده، 1370، ص767).


آرارات


در گوشه شمال غرب ایران و در خاک ترکیه قرار دارد و گدازه‌های بازالتی آن زمین‌های زیادی را در اطراف شهرستان ماکو اشغال کرده است. سیال بودن زیاد این گدازه‌ها به نحوی بوده که از 25 کیلومتری شهرستان مزبور می‌توان پراکندگی گدازه‌ها را که در دشت آبرفتی گسترده شده ملاحظه کرد.


آتشفشان‌های قوچان

 
این آتشفشان‌ها از نوع بازالتی است و به نظر می‌رسد در حد جنوبی گسل جدا کننده کپه داغ از بینالود و بر اثر حرکات کوهزایی حدود 20 هزار سال پیش به وجود آمده‌اند.


آتشفشان‌های مرکزی


در منتهی الیه گسل نایبند در شمال شرق کرمان فعالیت‌های آتشفشانی دوره کواترنر دیده می‌شود که بیش‌تر از نوع بازالتی و با گسل‌ها و شکستگی‌های محدود کننده بلوک لوت در ارتباط است. به عقیده مولتون در این منطقه 15 دهانه انفجاری در اطراف قلعه حسن علی وجود دارد که قطر بعضی از آنها به 1200 متر و عمق 300 متر می‌رسد (درویش زاده، 1370، ص771). ارنان با گدازه‌های بازالتی و آندزیتی در جنوب غربی یزد واقع شده و آج با ترکیباتی از نوع آندزیت تا دایست در غرب شمال شهرستان انار قرار گرفته و از دیگر آتشفشان‌های مرکزی ایران محسوب می‌شوند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:2  توسط شاهپور صدریفرد  | 

تنظیم یک برنامه چربی سوزی موفق

کسی که می خواهد چربی سوزی کند، خیلی کنجکاو است که ببیند بقیه از چه  روش ها و متدهایی استفاده می کنند. مخصوصاً خیلی علاقه مندند که از برنامه تمرینی هنرپیشه ها و متخصصین فیتنس باخبر شوند. به همین خاطر وقتی یک برنامه به دست می آورند، آنرا منحصراً استفاده می ...


ادامه مقاله

بیخوابی: چطور سریعتر و طولانی تر به خواب رویم

واقعیت این است که وقتی نمی توانید بخوابید، چه به خاطر یک بیماری جسمی باشد، چه استرس یا اختلال خواب، خندیدن آخرین راه حلی است که به مغزتان خطور می کند. برای دست یافتن به یک خواب خوب و راحت، راه های مختلفی وجود دارد که به علت بیخوابی وابسته است. آندسته از بیخوابی ها که به ...


ادامه مقاله

3 طرز تفکر انسانهای موفق

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.


ادامه مقاله

اهمیت عشق در روابط

اهمیت عشق در رابطه را نمی توان نادیده گرفت. همه ما در یک زمانهایی بدون توجه به شایعاتی که ممکن است دوروبرمان باشد، به عشق واکنش می دهیم.

ادامه مقاله

خانمها: روشهای اعجاب انگیز برای زیبا تر شدن

اول از همه اینکه، زیبایی همیشه از درون افراد نشات می گیرد. بهترین راه برای زیبا شدن، طبیعی به نظر آمدن است اما ایده ها و راه هایی هم هست که به آن کمک می کند. لازم نیست برای زیبا دیده شدن حتماً چشمتان را در سایه و گونه هایتان را در رژگونه غرق کنید. این مقاله به شما نشان می ...


ادامه مقاله
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 23:52  توسط شاهپور صدریفرد  | 

اعتیاد به اینترنت و سکس اینترنتی

افرادی که چنین کاری انجام می دهند اهمیت و تاثیر رفتار خود را دست کم می گیرند. می گویند، "این اینترنتی است و سکس واقعی که نیست." مسئله تاسف آور این است که در غرب خیلی از نوجوانان از سن 16 سالگی به سکس اینترنتی اعتیاد پیدا کرده اند. اما جای شکر است که ...


ادامه مقاله

هنر گفتگو: ابزار ارتباطی زوج ها

هنر گفتگو ابزاری است که در تمرینات درمانی ام برای زوج ها خلق کرده ام. این یک ابزار ساخت یافته است که در آن یک نفر (شخص الف) باید 20 دقیقه درمورد موضوعی که دوست دارد صحبت کند درحالیکه همسرش (شخص ب) سوالات خاصی از او می پرسد که باید به شخص الف کمک کند جوانبی از قضیه را ببیند که تا به حال به آن ...


ادامه مقاله

نحوه صحیح برخورد با مشتریان

برخورد با مشتری کار ساده ای نیست چون خیلی از آنها تندخو و بی صبر هستند. تکنیک من این است که آنها را با مهربانی مطیع خود میکنم. فقط کافی است که تا جایی که از عهده تان برمی آید به آنها کمک کنید و برخوردی مثبت و دوستانه داشته باشید. تازمانیکه این کارها را انجام دهید، هیچ مشکلی برایتان پیش نخواهد آمد. ...


ادامه مقاله

وابستگی احساسی یا مسئولیت احساسی؟

وقتی متوجه شدید که احساسات شما مسئولیت و وظیفه خودتان است، می توانید وابستگی های احساسی خود را کنار بگذارید. این مسئله تاثیر بسیار شگرفی در شما و روابطتان خواهد گذاشت. وقتی

اعتیاد به اینترنت و سکس اینترنتی

افرادی که چنین کاری انجام می دهند اهمیت و تاثیر رفتار خود را دست کم می گیرند. می گویند، "این اینترنتی است و سکس واقعی که نیست." مسئله تاسف آور این است که در غرب خیلی از نوجوانان از سن 16 سالگی به سکس اینترنتی اعتیاد پیدا کرده اند. اما جای شکر است که ...


ادامه مقاله

هنر گفتگو: ابزار ارتباطی زوج ها

هنر گفتگو ابزاری است که در تمرینات درمانی ام برای زوج ها خلق کرده ام. این یک ابزار ساخت یافته است که در آن یک نفر (شخص الف) باید 20 دقیقه درمورد موضوعی که دوست دارد صحبت کند درحالیکه همسرش (شخص ب) سوالات خاصی از او می پرسد که باید به شخص الف کمک کند جوانبی از قضیه را ببیند که تا به حال به آن ...


ادامه مقاله

نحوه صحیح برخورد با مشتریان

برخورد با مشتری کار ساده ای نیست چون خیلی از آنها تندخو و بی صبر هستند. تکنیک من این است که آنها را با مهربانی مطیع خود میکنم. فقط کافی است که تا جایی که از عهده تان برمی آید به آنها کمک کنید و برخوردی مثبت و دوستانه داشته باشید. تازمانیکه این کارها را انجام دهید، هیچ مشکلی برایتان پیش نخواهد آمد. ...


ادامه مقاله

وابستگی احساسی یا مسئولیت احساسی؟

وقتی متوجه شدید که احساسات شما مسئولیت و وظیفه خودتان است، می توانید وابستگی های احساسی خود را کنار بگذارید. این مسئله تاثیر بسیار شگرفی در شما و روابطتان خواهد گذاشت. وقتی کسی از وابستگی احساسی به مسئولیت احساسی می رسد، روابط او پیشرفت بسیار

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 1:43  توسط شاهپور صدریفرد  | 

اعتیاد به اینترنت و سکس اینترنتی

افرادی که چنین کاری انجام می دهند اهمیت و تاثیر رفتار خود را دست کم می گیرند. می گویند، "این اینترنتی است و سکس واقعی که نیست." مسئله تاسف آور این است که در غرب خیلی از نوجوانان از سن 16 سالگی به سکس اینترنتی اعتیاد پیدا کرده اند. اما جای شکر است که ...


+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 1:40  توسط شاهپور صدریفرد  | 

کليه مباحث عمومی پيرامون فوتبال داخلی ايران
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۱۱:۲۷ رجوع به آخرین موضوع
26 1,862
تبادل نظر پيرامون مسابقات ليگ برتر ايران و دیگر لیگ های داخلی
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۰۸ رجوع به آخرین موضوع
38 16,725
تبادل نظر پيرامون تيم ملی و مسائل حاشيه ای
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۱۵:۰۶ رجوع به آخرین موضوع
10 2,094
انجمن اختصاصى هواداران باشگاه پرسپوليس
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۱۶ رجوع به آخرین موضوع
31 16,630
انجمن اختصاصی هواداران باشگاه استقلال
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۰۹ رجوع به آخرین موضوع
25 7,333
فوتبال خارجی
کليه مباحث عمومی پيرامون فوتبال کشورهای خارجی
پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۷ ۱۱:۵۶ رجوع به آخرین موضوع
24 2,528
کلیه مسائل پيرامون فوتبال باشگاهی و ملی اسپانيا
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۱۲ رجوع به آخرین موضوع
49 32,220
کلیه مسائل پيرامون فوتبال باشگاهی و ملی ایتالیا
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۱۸ رجوع به آخرین موضوع
38 23,985
کلیه مسائل پيرامون فوتبال باشگاهی و ملی انگلیس
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۲۲:۰۷ رجوع به آخرین موضوع
26 10,950
کلیه مسائل پيرامون فوتبال باشگاهی و ملی آلمان
چهارشنبه ۱ خرداد ۸۷ ۱۷:۴۰ رجوع به آخرین موضوع
19 3,130